ملت ایران: در حالی که در روزهای گذشته اخبار ضد و نقیض درباره انتخاب سرمربی سرخ پوشان پایتخت بسیار زیاد شده است اما به نظر تمایل به حضور علی دایی در میان تصمیم گیرندگان و هوادارن و پیشکسوتان از سایرین بیشتر است، هرچند کاریزمای دایی و شیوه ی کاری متفاوت او انتخابش را کمی دشوار می کند.
دایی که از معدود تحصیل کرده های فوتبالی ماست و علاوه بر آن لژیونر موفقی هم بوده است با تجربه ی سال ها حضور در آلمان به شیوه ای متفاوت از آن چه دیگر همتایانش انجام می دهند تیمداری می کند. این نکته را می شود از زبان تند و صراحتش در بیان موضوعات فهمید. دایی حتی وقتی در راه آهن بود بارها از ابراز علنی خوشحالی از گلزنی و پیروزی بر پرسپولیس را با شدت تمام بروز داد تا نشان دهد اهل فریب کاری نیست، هرچند جایگاهش باعثشده تا او خود رأی باشد.
کشف استعدادها، استفاده از جوانان کم نام و نشان بدون واهمه از شکست، بازی برای بردن و دشمن درجه یک بازیکن سالاری(اتهامی که سال ها با آن مواجه بود) به علاوه سخت کوشی، غرور باطنی و لجبازی های گاه و بیگاه از او سرمربی شجاع اما یک دنده ای ساخته که البته با تجربه ی قهرمانی در سایپا و مربی گری در تیم ملی حالا انتظار می رود از نکات منفی کاسته و بر صفات مثبتش بیافزاید.
درگیری ها، جار و جنجال ها و حرکات دایی منهای فریادهایش از آن دست ایراداتی است که نمی تواند از آنها به نفع تیم استفاده کند و حواشی ایجاد شده از این قبیل مسائل بیشتر دامنگیرش شده تا کمک حالش باشد. او راه بهره بردن از فشارهای کنار زمین را به خوبی مربیان موفق داخلی بلد نیست و غلب به همین خاطر دچار مشکلاتی شده است.
او در کنفرانس های خبری هم به ندرت زیر بار ضعف تاکتیکی تیمش می رود و در بیشتر مواقع تیمش را حاکم میدان می داند و شکست ها را به گردن عوامل غیر فنی می اندازد. موضوع ناخوشایندی که البته شاید بتوان آن را یک استراتژی حرفه ای هم در نظر گرفت. استراتژی ای که البته بازهم کمی با اشکال روبروست و عوایدش به اندازه ی دردسرهایش نیست.
اسطوره ی فوتبالی کشور که در دنیا نامی شناخته شده است و بی شک از افتخارات بی جایگزین فوتبالمان به حساب می آید فاکتورهای مثبت فراوانی هم در کنار این ایرادات در کارش دارد که از جمله مهمترین آنها بها دادن به بازیکنان جوان است. او ترسی از خرابکاری های احتمالی آنها ندارد و مربی است که همواره پشت بازیکنانش در می آید و همواره کار آنها را می ستاید، با وجود این بارها شده که شکست در مسابقه را به گردن یکی دو نفر انداخته و همین تناقض، محبوبیت و نفرت را در تیم تحت هدایتش برای او دچار نوسان کرده است.
دایی در کارش به معنای واقعی مستقل است. نه مدیرعامل، نه هیأت مدیره و هیچ فرد دیگری نمی توانند بری او تعیین تکلیف کنند و اصلاً سفارش پذیر نیست. که این مسأله از وجهه بالای او نشأت می گیرد.
برای دومین تجربه مربی گری در پرسپولیس، دایی با بستن تیمی قدرتمند در فصل نقل و انتقالات تمام ابزارهای لازم برای موفقت را خواهد داشت چرا که تجربه ی قبلی را در کارنامه دارد و به جرأت می توان گفت حالا پرسپولیس است که به دایی نیاز دارد تا دایی به پرسپولیس.
حالا که نتایج ضعیف تیم پر طرفدار پایتخت در فصول گذشته کار در پرسپولیس را برای هرکسی سخت تر از همیشه هم کرده است به نظر اولین هدف سرمربی آینده سرخ پوشان باید آرامش بخشیدن به جو تیم برای پا گذاشتن در مسیر بازگشت به دوران اقتدار گذشته و همچنین در نظر گرفتن بی قراری هواداران پر شماری باشد که سال هاست تیمشان دیگر شماره یک نیست و این حوصله را از آنها ربوده است. هرچند در هر حال و با انتخاب هر گزینه ای باید برای موفقیت پرسپولیس صبر داشت. تیمی که تقریباً به فاصله هر ۹ ماه یک مربی داشته، تا بخواهد به یک ایده ی مشخص و استراتژی متناسب با وضعیت دست یابد شاید حتی به بیش از یک فصل زمان نیازمند باشد.
دایی پیشکسوت سرخ پوشان به شمار می آید و کارنامه اش به مراتب از رقبای باقیمانده درخشان تر اما با وجودی که به نظر می رسد بهانه ای برای نیامدن او نیست بی شک کسانی هستند که فرد دیگری را برای هدایت سرخ پوشان تهرانی در نظر گرفته اند!