خوبی پرسپولیس این است که بدبختی‌هایش همه عیان‌اند. آنقدر که بی‌‌هیچ مقدمه‌ای می‌شود رفت سروقت‌شان و نگران تمام شدن‌شان هم نبود. حتی با نادیده گرفتن فوتبال و کمبودهای فنی، در پرسپولیس هر روز می‌توانی از بی‌پولی بگویی. می‌توانی از فلان پیشکسوت بابت انتقادهای جهت‌دارش گلایه کنی.

ناتوانی‌های مدیریتی را می‌توانی هر روز یادآور شوی و اتفاق‌هایی را که در دیگر باشگاه‌ها پشت‌پرده رقم می‌خورد، به چشم ببینی. این خاصیت پرسپولیس است که سال‌ها پیش با کمک‌های این و آن سر پا مانده و یا به قول قدیمی‌ترها، صورتش را با سیلی سرخ نگه داشته است. این باشگاه یا تیمی که امروز به نام پرسپولیس پیش چشم‌مان ایستاده، همه نداشته‌های خود را به مدیرانش مدیون است. پرسپولیس ناتوان امروز حاصل مدیریت مردانی است که می‌گفتند خانه و زندگی‌شان به خاطر پرسپولیس از دست رفته و هزینه‌هایشان را به‌عنوان بدهی‌های باشگاه لیست کردند. همان‌هایی که به وقت رفتن، لبخندی تصنعی را بر چهره نقش کرده بودند تا مثلا بگویند که این جدایی خواست خودشان بوده.

همچنان اما در مصاحبه‌های گاه و بیگاه‌شان از پرسپولیس می‌گویند و راهی را می‌جویند برای به تملک درآوردنش. تک تک روزهای مدیریت این مثلا مدیران را هنوز به یاد داریم. هم گلایه‌های آنها و هم نداشته‌های پرسپولیس را که همچنان بابت بی‌تدبیری مدیران پیشین خود چوب می‌خورد اما همین مدیران، حالا شده‌اند منتقد. شده‌اند دلسوز پرسپولیس و هر روز برایش نسخه‌ای تازه می‌پیچند. با لابی‌های پشت پرده اسپانسر جور می‌کنند و به کمین می‌نشینند برای پرسپولیس. خواسته‌شان اما چیزی بیش از صندلی مدیرعاملی این باشگاه است و حالا، سهام آن را هم می‌خواهند. سهامی تا به نام آنها شناخته شود، نه به نام پرسپولیس.

این مثلا مدیران فقط پرسپولیسی را می‌خواهند که پرسپولیس خودشان باشد. به همین خاطر است که با نام اسپانسر پا پیش می‌گذارند و در پس پرده، ائتلاف می‌کنند برای به چنگ آوردن سهام باشگاه. ائتلاف‌هایی که این بار پیشکسوتان و پرسپولیسی‌ها هیچ سهمی از آن ندارند و این مدیران پیشین باشگاه پرسپولیس هستند که از دهه‌های مختلف دور هم جمع شده‌اند تا هر کدام سهمی هر چند اندک را برای خود کنند. آنها علیه پرسپولیس ائتلاف کرده‌اند اما به نام پرسپولیس. با ادعای جدا کردن این باشگاه از مشکلات برای همیشه.

حتما انتظار دارند ما هم از یاد برده باشیم آن کارشکنی‌ها و سوءاستفاده از پیشکسوتان برای تصاحب پرسپولیس را. شاید فکر می‌کنند ما دیگر به یاد نمی‌آوریم که مشکلات مالی را کدام مدیر و به چه دلیل در پرسپولیس کلید زد و بعد با مظلوم‌نمایی خود را قربانی معرفی کرد. لیست هزینه‌های باشگاه را چطور؟ آن را هم باید از یاد ببریم؟ یا آن همه بدهی را که سنگینی‌اش کمر پرسپولیس را خم کرده؟ اینها را به نفع کدام یک از مدیران امتحان پس داده در باشگاه پرسپولیس فراموش کنیم؟ گیریم که ما از یاد ببریم همه بی‌تدبیری‌ها را. از این همه مدیر ناکام اما کدام‌شان می‌تواند پرسپولیس را از خاک‌نشینی امروز رهانیده و به سرانجام برساند که حالا برای به دست آوردن پرسپولیس و خریدن رای هواداران، هر روز مصاحبه می‌کنند و برای عاقبت به خیر شدن باشگاه نسخه می‌پیچند؟ امیر عابدینی؟ حسین هدایتی؟ محمد رویانیان؟ یا عباس انصاری‌فرد؟