مرتضی رضایی:نفت تهران. بدون شک حالا مسئولان رده بالای وزارت نفت به خودشان می بالند که چند سال پیش تصمیم درست گرفتند. تصمیمی که نزدیک بود نفت را هم مثل تیم های پاس، پیکان و صبا به نابودی بکشاند. حالا آنها تیمی را در اختیار دارند که جوان است و خیلی آرام و بدون حاشیه دارد کارش را در لیگ برتر انجام می دهد. تیمی که علیرضا منصوریان با تعدادی جوان آن را هدایت می کند و بدون اغراق باید گفت که به معنای واقعی فوتبال بازی می کنند. با علیرضا منصوریان سرمربی این تیم که درسال های آینده حرف های زیادی برای گفتن خواهد داشت به گفت و گو نشستیم.
می خواهیم درباره تیم نفت حرف بزنیم. تیمی که شاید خیلی ها حتی روی کاغذ آن حسابی برایش باز نمی کردند.
تیم ما به لحاظ جمعیتی و مالی یکی از فقیر ترین تیم های لیگ برتر است. ما هرگز نفت را با بیست و یک میلیارد تومان نبسته ایم. من تعدادی جوان را در اختیار داریم که خیلی از کمبود های تیم را با تمرین کردن بیشتر جبران می کنم. بچه های من زحمت می کشند. من می خواهم به خیلی عقب تر برگردم. خودم در تیم امید آموزش کار کردن با جوان ها را دیدم. فهمیدم که سرمایه گذاری روی جوان ها چقدر می تواند تاثیر گذار باشد. شاید اگر سرمربی تیم امید نمی شدم نمی توانستم به این تجربه دست پیدا کنیم و به جوانها اعتماد داشته باشم. من با تجربه ای که داشتم روی این جوانها سرمایه گذاری کرده ام و امیدوارم که نتیجه اش را هم ببینم.
در ابتدای فصل چند بازیکن با تجربه هم از تیم شما جدا شدند. بودن شک پر کردن جای خالی این بازیکنان هم کار آسانی نیست.
من همان ابتدای فصل می دانستم که ۵ بازیکن با تجربه از نفت جدا می شوند. من باید ۵ تا جوان را جانشین آنها می کردم. البته در کنار آنها از وجود ۳ بازیکن با تجربه هم استفاده کردم تا بتوانند تیم را جمع و جور یا به قول خودمان مهندسی کنند. شما گفتید روی کاغذ من می خواهم بگویم در ابتدای فصل کسی حتی در خارج از کاغذ هم روی تیم ما حساب نمی کرد. با این حال ما تمام تمرکز خودمان را گذاشتیم روی فوتبال بازی کردن و نتیجه گرفتن.
چه دلایلی باعثشده که تیم نفت به این انسجام هماهنگی برسد.
دلایلی زیادی دارد اما مهم ترین آن تیم دوم نفت است. تیمی که آن را کادر فنی، آنالیزور ها، عوامل پزشکی و تدارکات تشکیل می دهند. مهم این است که ما در تیم دوم به یک وحدت رسیده ایم و تلاشمان این است که این وحدت را به تیم اول انتقال بدهیم. در دو هفته اول کمی زمان برد اما از بازی با راه آهن که مقابل این تیم نتیجه را واگذار کردیم به یک تجربه رسیدیم. من باید همینجا از آقای بهرام میر شیبانی، آقای ایرانیان و مدیریت باشگاه تشکر کنم. ما شکست مقابل راه آهن را به فال نیک گرفتیم و به نوعی یک تلنگر برایمان شد. در عین حال استفاده بهینه هم از این شکست کردیم که وقتی شکست می خوریم باید آن شکست را خوب مدیریت کنیم و ما را هم خوب مدیریت کنند. این اتفاق در باشگاه ما افتاد و ما هم آن را به بازیکنان انتقال دادیم.
پیروزی مقابل سپاهان. شاید کمتر کسی فکرش را می کرد که این تیم مقابل نفت تهران با سه گل بازی را واگذار کند.
تیم ما با شناخت کافی به مصاف حریفان می رود. ما یک تاکتیک کلی داریم و با برنامه ریزی بازی های لیگ را انجام می دهیم. ما بازی با سپاهان را آنالیز کرده بودیم و این آنالیز را در اختیار بازیکنان قرار دادیم. همه به این نتیجه رسیده بودیم که اگر بخواهیم مقابل سپاهان عقب بازی کنیم و آنها با بی رحمی تمام ما را می زنند و هیچ شانسی برای ما باقی نمی گذارند. سپاهان با سیستم ۳-۴ - ۱-۲ بازی می کند. اگر نتوانید از زیر فشار حمله این تیم بیرون بیایید دیگر نمی توانید مثلا بازی یک بر صفر باخته را یک بر یک کنید. من این را می دانستم به همین دلیل هم بود که مقابل سپاهان بالا بازی کردیم. مرحله دوم مرحله تاکتیکی است که اسلحه پنهان ما به حساب می آید. بحثی که بیان جزئیات آن در قالب این مصاحبه نیست. من در زمان بازی این نکات را به بازیکنانم هم گفتم. البته خدا را شکر می کنم که توپ مهدی شریفی در دقایق ابتدایی بازی گل نشد. اگر آن توپ داخل دروازه می رفت دیگر نمی شد کاری کرد. سیستم سپاهان را این طور برای شما مثال می زنم. دقیقا مثل این است که شما می خواهید فریاد بزنید اما یک نفر جلوی دهان شما را بگیرد. من می دانستم که اگر خلعتبری را وادار به دفاع کردن بکنم می شود جلویش را گرفت. اگر به او اجازه حمله کردن می دادیم دیگر غیر قابل کنترل بود. کرانچار مربی بزرگی است و خوشحال شدم که مربی بزرگی مثل او را شکست دادم.
امسال تیم های جوانی در لیگ برتر بازی می کنند. تیم هایی که اتفاقا دارند نتایج خوبی هم می گیرند. بدون شک استفاده کردن از جوان ها می تواند برای آینده فوتبال ایران شرایط خوبی را فراهم کند.
این یک الگو است. سال قبل فولاد با جوانان بی ادعا لیگ را آغاز کرد و به قهرمانی رسید. حسین فرکی از بازیکنان بدون ادعایی استفاده کرد که کسی نام آنها را نشنیده بود. او روی آنها سرمایه گذاری کرد. در فرهنگ خود ما اگر بازیکن جوان را با تجربه کنی و تاکتیک ها را به او آموزش بدهی مزیت های زیادی دارد. من برای شما مثالی می زنم. اوچ پختگی جوانان ما بازی با کره در کیش بود. جوانان ما چنان آنها را در فشار گذاشته بودند که نفسشان در نمی آمد. البته استفاده کردن از جوانها ریسک بزرگی است. شما باید آن طرف سکه را هم ببینید. در بازی با استقلال اهواز جوان خوب من آنقدر اعتماد به نفس داشت که توپ را به بیرانوند داد یا در بازی با راه آهن دو اشتباه از یکی از جوانان و اشتباهات فردی باعثشد تا بازی را واگذار کنیم. میدانید برای جوان ها باید دو سه برابر وقت گذاشت. گاهی اوقات نقطه ها گنگ است و کادر فنی با این نقطه ها روبرو می شود.
کنترل کردن این جوان ها در بازی های لیگ، در مواجه با بازیکنان با تجربه و به خصوص داوران باید سخت باشد. شما چطور آنها را کنترل کرده اید؟
من به عنوان رهبر کادر فنی به همه داوران گفته ام که هیچ کدام از بازیکنان من اجازه بحثکردن با داور و دخالت کردن در کار او را ندارند. سیاست ما این است که احترام به داوران در درجه " وی آی پی " باشگاه نفت قرار دارد. ما هرگز به جای آنها قضاوت نمی کنیم و نخواهیم کرد.
تجربه کار کردن با افشین قطبی و کارلوس کروش تا چه اندازه به شما در این راه کمک کرده است؟
اگر خودخواهی نباشد باید بگویم صد در صد. من به عنوان یک بازیکن که در تیم ملی هم بازی کرده است باید بگویم که اطلاعات خوبی از این دو بزرگوار گرفتک. از فدراسیون فوتبال و آقایان کفاشیان و نبی هم ممنون هستم که این شرایط را برای من فراهم کردند. آنها باعثشدند تا من در مسیر انتخاب قطبی و کروش قرار بگیرم. قطبی و کروش نقش زیادی در موفقیت های من داشته اند. آنها باعثشدند تا روند فکری مربیگری من تغییر کند. کروش بود که باعثشد من رفتم آنالیزور تیم الجزیره امارات را به نفت آوردم. کارلوس این ایده را در من زنده کرد. من اگر در این چند سال در تیم ملی نبودم چه ایده ای می خواستم داشته باشم؟ البته کارلوس و قطبی یک تفاوت با هم دارند. قطبی با زیکنان ملی و آسیایی کار کرده است و کروش با بازیکنان بزرگ اروپایی. اما انتهای عملکرد هر دو نفر به هم نزدیک است. این نشان می دهد که شما باید یاد بگیرید و شانس را به زحمت تبدیل کنید. اگر در یک جا بمانید شانس سراغ شما نمی آید.
برنامه نفت در این لیگ و برای آینده چه چیزی است؟
ما در نفت به دو ساختار فکر می کنیم. یکی ساختار تاکتیکی و دومی ساختار دوستی. اینکه در تیم ما فرقی نکند چه بازیکنی به میدان برود و باید موفقیت تیم در اولویت باشد. تکرار همان شعار همه برای یک نفر، یک نفر برای همه.
شما هفته آینده باید مقابل سایپا به میدان بروید. تیمی که مجید جلالی سرمربی آن است.
به عقیده من بازی نفت مقابل سایپا یکی از بهترین بازی های لیگ می شود. جلالی هم سرمربی من بوده و هم ایده های خوبی در فوتبال دارد. آنها روز قبل هم مقابل استقلال بازی خوبی انجام دادند. من فکر می کنم بازی با سایپا سخت تر از بازی ما قابل سپاهان باشد. ما مقابل سایپا مهمان هستیم و این هم کار ما را سخت می کند. من پس از شکست دادن سپاهان در همان زمین مسابقه بچه ها را جمع کردم و گفتم که این پیروزی را باید همین جا دفن کنند. گفتم اگر هم می خواهید خوشحالی کنید حداکثر تا آخر امشب و دیگر نباید درباره این بازی حرف زد.
به عنوان سوال آخر شما در هفته ای که گذشت به عیادت غلامحسین مظلومی رفتید.
من با خانواده ایشان رفت و آمد دارم. ایشان یکی از کسانی بود که کمک زیادی به من در زمانی که یونان بازی می کردم کرد. آن زمان امید مظلومی هم کنار من بود و هم مترجم بنده. من از خدا می خواهم که این چهره ها را برای ما حفظ کند. از همه ورزشی ها می خواهم برای سلامتی سرطلایی فوتبال ایران دعا کنیم. ما مهدی نفر و ناصر حجازی را از دست دادیم و از خدا می خواهم غلامحسین خان را برای ما حفظ کند. من فقط باید از بچه های مدرسه فوتبال کرج هم تشکر ویژه ای کنم. صد نفر از آنها برای بازی ما مقابل سپاهان به ورزشگاه آمدند و قرار است در بازی با سایپا هم دویست سیصد نفری بیایند و ما را تشویق کنند.
۲۵۱ ۴۱