ملت ایران: نیما نکیسا یکی از دروازه بان های منتخب پروین برای بازی با ستاره های میلان درباره حضورش در تمرینات تیم پیشکسوتان پرسپولیس و بازی فردا می گوید: «مدت ها بود که در ورزشگاه کارگران تمرین نکرده بودم و خیلی خوشحالم که این اتفاق برایم افتاد. در چند سال گذشته که فوتبال را حرفه ای بازی نمی کنم کمتر پیش آمده بود در ورزشگاه آزادی که پر از تماشاگر است بازی کنم. حتی در آن بازی تیم ۹۸ با تیم ۲۰۱۴ هم تماشاگر زیادی به ورزشگاه نیامد اما فکر می کنم از بازی فردا استقبال خیلی خوبی بشود و این پیش درآمدی خواهد شد برای بازی های بعدی این بزرگان.»
وی ادامه می دهد: «همین قدر که دوستان و همبازیان مان را در این جمع می بینیم خیلی خوب است. این بازی ها به هر بهانه ای باعثافزایش عمر چه از نظر سن تقویمی چه در سطح روحی خواهد شد. مطمئنا این بازی ها شادابی و نشاط را به فوتبال ما می آورد و امیدوارم استقلال و تیم های دیگر هم از این قبیل بازی ها برگزار کنند یا جام پیشکسوتان وتورنمنت هایی با حضور این بزرگان برگزار شود و قهرمان آن تورنمنت به خارج اعزام شود. ما حتی می توانیم بانی این کارها در آسیا یا غرب آسیا باشیم. اگر این مسائل باشد می توانیم اندام مان را کنترل کنیم. آن وقت است که پیشکسوت ما فوتبالش را تمام شده نمی داند و می داند که باید در فرم مسابقه و تمرین باشد و نباید پرخوری کند.»
نکیسا که خودش یکی از آماده ای تیم پیشکسوتان پرسپولیس به حساب می آید می گوید: «خب سن من پائین تر است و با بازیکنان تیمم داماش تهران که در آسیا ویژن تهران حضور دارد تمرین می کنم اما سعید عزیزیان و بهروز سلطانی هر دو عالی بودند. حتی محمود خوراکچی هم خیلی خوب بود.»
نکیسا با اشاره به اینکه سازماندهی این بازی خیلی خوب بوده درباره آمادگی میلانی ها می گوید: «آنها جهت خیریه و مسابقاتی که بدین منظور برگزار می شود و برای درآمدزایی باشگاه میلان خواهد بود در شرایط خوبی هستند و هفته ای دو جلسه تمرین می کنند. حتی اخیرا فکر کنم برای بازی به قاره آفریقا رفته بودند تا به نفع کودکان گرسنه آفریقایی بازی کنند. هر چقدر هم بگوئید آنها می خواهند فان بازی کنند اما یک عمر حرفه ای کار کئده اند و اصلا نمی توان توانایی هایشان را نادیده گرفت. مطمئنم بچه های ما مقابل این تیم به مشکل بر می خورند. البته اقای پروین ذکاوت به خرج داده و با دعوت از چند بازیکن جوان تر در کنار پیشکسوتان تلورانس کیفیت فنی تیم را حفظ کرده است.»
گلر تیم ملی در جام جهانی ۹۸ می گود: «ما هر کدام مان بازی های بین المللی کم نداریم اما سال های سال از شرایط حرفه ای دور بوده ایم که قاعدتا این در روند کاری و بازدهی مان تاثیر می گذارد. مطمئنا هر چه سن بالاتر برود محدوده حرکتی افراد به خاطر فاصله استخوان و مفاصل کمتر می شود و راندمان شان هم پائین تر می آید اما دوست داشتم می آمدید و می دیدید بهروز سلطانی، سعید عزیزیان و محمود خوراکچی چطوری تمرین می کنند.»
نکیسا در ادامه حرف هایش می گوید: «دوست دارم اینجا چیزی را بگویم که تا حالا کسی نگفته است. می گویند چون فوتبالیست های گذشته الان دیده نمی شوند روبه افسردگی یا اعتیاد می گذارند اما ما می توانیم در این بازی ثابت کنیم تمام اینها کذب محض است. پیشکسوتان دنبال سالم سازی هستند و هنوز هم می خواهند الگوسازی کنند. حالا ممکن است عده بسیار قلیلی دچار لغزش و اشتباه شده باشند اما این را نمی توانید به حساب همه اهالی فوتبال بگذارید. ضریب خطا در هر صنفی می تواند باشد. در خیلی از جاهای مملکت ناهنجاری وجود دارد و در خیلی از پست ها رشوه رد و بدل می شود اما ما نمی توانیم یک ارگان و سازمان را به خاطر افراد معدودی که ناسالم هستند و دچار لغزش شده اند زیر سوال ببریم.»
وی ادامه می دهد: «ما با این نیت به بازی فردا قدم می گذاریم تا بگوئیم ناصر محمدخانی همان ناصر محمدخانی است. فرشاد پیوس همان فرشاد است یا نیما نکیسا همان نکیسای سابق است که حالا سالم تر شده، افتاده تر شده و بهتر شده است. این یک بعد قضیه است. ما می توانیم یادآوری کنیم اینها همان هایی هستند که بلند می شدید و برایشان کف می زدید. اینها همان قهرمان های خوب هستند و نمی توانیم آنها را با یک طیف از آدم های ناهنجار جامعه مقایسه کنیم. در این طیف افرادی هستند که به شغل شریف معلمی روی آورده اند و هنوز سالم زندگی می کنند. اینکه آنها را کنار بگذاریم درست نیست. حالا شاید به خاطر تغییر در شرایط حرفه بازیگری و بالا رفتن سن در دیدرس عموم نباشند اما در مساله اخلاق مداری همچنان می توانند الگو باشند.»
در پایان از نکیسا می پرسیم ایا برای شما مهم است که مقابل میلان و مهاجمان بزرگ این تیم دروازه تان را بسته نگه دارید که می گوید: «برای من خیلی اهمیت دارد که گل نخورم و دوست دارم این اتفاق بیافتد. البته اصلا نمی خواهم از خودم تعریف کنم و بعد که گل خوردم بگویند از خودش تعریف کرده بود و… جایی بزرگی می گفت این تیر دروازه های آهنی که پشت شماست برای شاد کردن مردم آنجا گذاشته شده. حالا یکی گل می خورد، یکی گل می زند. ممکن است من هم گل بخورم.»