ملت ایران: بازیکن سابق پرسپولیس که روزگاری کاپیتان این تیم بزبرگ هم به حساب می آمد پس از پیوستنش به شهرداری تبریز و اتفاقاتی که برایش رخ داد در نهایت تبرئه شد و حالا برای بازگشت به لیگ برتر لحظه شماری می کند.
شیثرضایی بازیکنی که یک تنه تمام حاشیه های یک تیم را به دوش می کشید حالا از آینده و اهدافش می گوید.
اوضاع و احوال؟
خب خداراشکر محرومیتم تمام شده و با توجه به اینکه سهمیه لیگ ۱ هستم می توان به راحتی به یک تیم لیگ برتری بروم.
شرایط بدنی؟
خیلی آماده ام و سخت تمرین می کنم تا بتوانم با آمادگی کامل در یک تیم حضور پیدا کنم.
گویا با چند تیم لیگ برتری هم تمرین کردی؟
بله با تیم صبا باطری تمرین کردم و همین جا هم جا دارد از حاجی مایلی کهن که خیلی به من لطف داشت تشکر کنم تمرینات خوبی را با این تیم داشتم و مدت کوتاهی هم با نفت تهران تمرین کردم تا بتوانم در شرایط تمرینات گروهی خودم را هماهنگ کنم.
چه برنامه ای برای بازگشت به لیگ برتر داری؟
مهمترین هدفم این است کهجوری کار کنم و رفتار کنم که نشان بدهد در این مدت چه سختی هایی را کشیده ام. می خواهم در عمل نشان دهم و نمی خواهم که فقط حرف باشد. من باید در تفکراتم تغیرات زیادی بدهم و این تغییر را مدیون آقای حبیب کاشانی هستم.
چه شد که شهرداری تبریز را انتخاب کردی؟
من ۱سال اجازه نداشتم که در لیگ برتر باشم و بهترین انتخاب شهرداری تبریز بود که تیمی با امکانات لیگ برتی بود.
اما اتفاقاتی که در شهرداری تبریز افتاد لیگ برتری نبود؟
من در جریان آن داستانها نبودم. من رو به جرم کتمان حقیقت محکوم کرده بودند و این در حالی بود که من چیزی نمی دانستم که بخواهم حقیقت را بگویم یا چیز دیگر…
با نصرتی در تماس هستی یا نه؟
خیلی کم باهم در ارتباط هستیم.
شنیده می شود از چند تیم لیگ برتر پیشنهاد داری؟
آره ولی می خواهم انتخاب خیلی خوبی داشته باشم. می خواهم هم از نظر فنی و هم اخلاقی در یک شرایط ایده آل باشم.
مثل اینکه محرومیت ها خیلی روی تو تاثیر گذار بوده است؟
خیلی به نفعم بود.! واقعاً خسته شده بودم اما خب درسهای زیادی گرفتم و این
می تواند در ادامه راه به من کمک زیادی کند.
پس این امید را داری که دوباره در لیگ برتر به اوج برسی؟
تازه شدم ۲۹ سال چرا امید نداشته باشم. خیلی ها با ۳۵ یا حتی ۳۷ سال بازی می کنند اما خب مهم این است که یک تجدید نظر باید در رفتارم می کردم که این اتفاق هم افتاد.
در مدتی که محروم شده بودی دوستانت به یادت بودند؟
فقط یکی دو تا بودند که به یاد من بودند. علیرضا محمد و فشنگچی و رضا نورمحمد و علیرضا کاشانی پسر حاج حبیب که همیشه به یاد من بود و از نظر روحی کمکم می کرد.
خود حاج حبیب با من در تماس بود و شاید اگر حرفهای آقای کاشانی نبود وضعیت من این نبود من در زندگی ام همیشه خواهم گفت زنده باد حبیب کاشانی و کاشانی هایی که دست جوانهایی را که شکست خورده اند و یا به خطا رفته اند را می گیرند.