ملت ایران: پس از سپری شدن یک ششم از لیگ سیزدهم کم کم جدول شکل و شمایل جدی تر به خود گرفته و جایگاه تیم ها در جدول در حال مشخص شدن است. در این میان اوضاع و احوال یکی، دو تیم در همین اول کار خوب نیست و به نوعی زنگ خطر برایشان به صدا در آمده است که داماش از آن جمله است. اگر این تیم شمالی در اینجای جدول هم نبود به نوعی دیگر باز هم صندلی مربیانش پایدار به نظر نمی آمد، چرا که مدیری در داماش بر مسند کار است که روزی برای توجیح ناکارآمدی خوزه مانوئل در پرسپولیس، گفته بود که اگر مربی در پنج بازی نتواند هفت امتیاز کسب نماید باید برکنار شود و البته بعدها بارها بر درستی تز خود اصرار ورزید. یکی از دلایل برکناری درخشان توسط وی کسب نکردن این حد نصاب عنوان شد. حالا ناظمی مربی جوان داماش که البته محبوبیت زیادی روی سکوها دارد، با کسب سه امتیاز از پنج بازی نتوانسته در کنکور داخلی داماش نمره بیاورد، اما ظاهرا هنوز کاسه صبر آقای مدیر برای لبریز شدن جا دارد.
کوهنوردی بدون تجهیزات!
عابدینی در مصاحبه بعد از بازی با استقلال در خصوص باخت در این بازی موضع گیری ملایمی کرده است. او در این باره می گوید:
" بازی های لیگ برای تمام تیم ها سخت شده است و فرقی نمی کند که چه تیمی برابر ما قرار می گیرد. در واقع یک رشد عمومی در فوتبال ایجاد شده و به همین دلیل تمامی رقابت ها دشوار است و فرقی نمی کند حریف مان استقلال باشد یا پرسپولیس یا تیمی دیگر. امتیازات در هر مسابقه اهمیت خاص خودش را دارد و دیدار با استقلال هم این گونه بود. شرایط ما تقریبا مثل کسی است که با یک کوله پشتی بخواهد قله دماوند را فتح کند اما تا همان کلک چال هم برود شاهکار کرده است. به همین خاطر ما تا کلک چال هم برویم انگار دماوند را فتح کرده ایم. فصل پیش تنها تیمی بودیم که توانستیم استقلال را رفت و برگشت شکست بدهیم اما این بار این گونه نشد و باختیم و باید در دیدارهای بعدی جبران مافات کنیم. "
این صحبت ها یعنی اینکه فعلا حال و هوای اطراف باشگاه نه توفانی است و نه خیلی آفتابی. ظاهرا قرار نیست با یک تصمیم گیری عجولانه بعدها پشیمانی به بار بیاید. فعلا استراتژی عابدینی صبوری و دادن فرصت به مربی جوانش است تا بتواند در یک لحظه طلایی خودش را ثابت نماید و جایگاهش را تثبیت کند. البته عابدینی از صبوری در قبال ناظمی تاکنون متضرر نشده است، چون او در شش بازی پایانی فصل پیش با اتخاذ همین صبوری نتیجه دلخواهش را کسب نمود. داماش با ناظمی در فصل پیش دو باخت پیاپی متحمل شد و در جام حذفی هم در ضربات پنالتی به پرسپولیس باخت اما در نهایت توانست با دو برد پی در پی در برابر قهرمان و نایب قهرمان لیگ ماندگاری خود را در لیگ مسجل کند.
من مدیرعامل فنی هستم!
البته هنوز داستان مداخله عابدینی در کار ناظمی وجود دارد و خود عابدینی هم هرگز آن را نه در قبال افشین و نه سایر مربیانی که پیشتر با او کار کرده اند منکر نمی شود. مدیر عامل داماش در این باره می گوید:
" زمانی که به داماش آمدم قراردادم به عنوان مدیر فنی بسته شده بود و بعد از آن مسائلی پیش آمد و مدیرعاملی داماش را هم پذیرفتم. ناظمی هم مربی جوانی است و نیاز به کمک دارد و به همین خاطر نظراتم را به او می گویم. این روش بهتر از این است که فرد دیگری این کار را انجام بدهد و مبلغی هم دریافت کند. مدیر فنی در داماش کشک نیست و به همین خاطر تجربیاتم را در اختیار کادر فنی می گذارم. من سر تمرینات نمی روم اما از میزان آمادگی بازیکنان با خبر می شوم و هر کسی هم از تلویزیون فوتبال تماشا می کند می تواند نظراتش را بگوید. من خودم بازی های را آنالیز هم می کنم و نظرم را می گویم. این کار هم رفاقتی است، هم هدایتی، هم مدیریتی و هر کسی دوست دارد می تواند آن را برای خودش تجزیه و تحلیل کند. "
مشاوره آری، تحمیل خیر!
وقتی این پرسش را با ناظمی مطرح می کنیم با همان خونسردی همیشگی اش می گوید:
" ببینید باید با هم صادق باشیم. گروهی با شیطنت این موضوع را مطرح می کنند تا عنوان نمایند که سرمربی در داماش کاره ای نیست. اگر منظور شما از این سوال این است من می گویم: خیر این طور نیست. ترکیبی که ما به میدان می فرستیم و سیستمی که در برابر حریفان بازی می کنیم همانی است که در تمرینات کار می کنیم و همه نظر کادر فنی به سرپرستی شخص من است. اما اگر هدف شما این است که ببینید آیا عابدینی در قبال سیستم تیم ما و بازی کردن نفرات مختلف در یک بازی نظر می دهد یا نه؟ من می گوییم بله. مثل مربیان دیگر نیستم که تا وقتی روی صندلی هستند همه چیز را تکذیب کنند و تا می روند لب به اعتراض بگشایند. من آنقدر در خودم اعتماد به نفس می بینم که ترسی از گفتن این حرفها نداشته باشم. من سالها در سطح اول فوتبال بازی کردم و چندین سال است که روی نیمکت داماش کنار مربیان بزرگ تجربه اندوزی کردم. اما می گوییم که هر روز که می گذرد یک نکته مثبت به دانسته هایم اضافه می شود و استفاده از تجربه مردی چون عابدینی که به اندازه سن من با فوتبال زندگی کرده را نه عیب می دانم و نه ترسی برای پنهان کردنش دارم "
به بلازویچ هم مشاوره می دادم!
عابدینی هم به نوعی بر حرفهای مربی اش صحه می گذارد و عنوان می کند که همیشه در ادوار مختلف از بازگو کردن نقطه نظرات فنی اش دریغ نکرده است:
" شما می توانید از افشین پیروانی و فرشاد پیوس هم بپرسید که در زمان مربیگری استانکو در پرسپولیس من چه نقشی داشتم. یادم می آید در بازی با آلیمای قزاقستان در جام باشگاه های آسیا استانکو قصد داشت از رضا ترابیان به عنوان مهاجم استفاده کند اما من گفتم ادموند بزیک در خط حمله به میدان برود و اثربخشی بیشتری هم خواهد داشت. اتفاقا همین گونه هم شد و بزیک در این بازی گلزنی کرد و با پنج گل الیما را شکست دادیم. البته ترابیان هم در دقایق پایانی بازی به زمین آمد و موفق به گلزنی شد و استانکو هم از این کار لذت برد و متوجه شد که سواد فنی ام خوب است. حتی در بازی برگشت ایران و ایرلند برای راهیابی به جام جهانی ۲۰۰۲ با بلاژویچ بحثفنی کردم و او رابه چالش کشیدم و گفتم تیم ملی چیزی برای از دست دادن ندارد و باید هجومی بازی کند. اما برانکو به بلاژویچ گفت این کار را نکن و احتیاط را در دستور کارش قرار بدهد و در انتها هم با یک گل بردیم اما جام جهانی نرفتیم. بلاژویچ بعد از بازی به من زنگ زد و گفت تو راست می گفتی و ای کاش حرفت را گوش می کردم. همیشه در کارهایم جسارت داشته ام و در هر جایی باشم نظرات فنی خودم را می گویم. در داماش مهاجمان خوبی مثل متوسل زاده و حسن زاده را داریم و در سمت راست هم سیف الهی را داریم که بازیکن خوبی است اما در سمت چپ بعد از رفتن جهانبخش کمی احساس خلا می کنیم و باید تدابیری ویژه ای اندیشیده شود. "
عابدینی، مدیر فوتبالی
ناظمی در تایید مشاوره های عابدینی می گوید:
ایشان به واسطه تجربه های زیادی که از فوتبال دارند دیدگاه عالی و نقطه نظرات کارشناسی منحصر به فردی دارند. اما هیچ وقت حرفش را به مربی تحمیل نمی کند. مثلا در یک بازی من می خواستم یک بازیکن سرزن به زمین بفرست، اما ایشان در جلسه فنی پیش از بازی پیشنهاد دادن که چون دو مدافع تیم مقابل سنشان بالاست و کند هستند به جای مهاجم سر زن از مهاجم سرعتی استفاده کنیم. من وقتی قانع شدم این کار را کردم و اتفاقا موثر هم شد. اما گاهی اوقات ما در کادر فنی عابدینی را مجاب می کنیم و اجباری در کار نیست. باز هم می گویم طرف مقابل ما یک مدیری است که هم در سطح اول فوتبال ایران بازی کرده و هم ملی پوش بوده و با توجه به حضور همیشگی اش در سطح بالای فوتبال ایران همیشه خود را به روز نگه داشته. اگر یک مدیر غیر فوتبالی با نظرات غیر کارشناسی بخواهد نظرش را به من تحمیل کند، به هیچ وجه زیر بار نخواهم رفت، چون برای من شخصیتم از همه چیز مهم تر است.
حال باید دید این رابطه فنی مدیرعامل و سرمربی داماش می تواند کشتی این تیم را به ساحل نجات برساند یا خیر؟