ملت ایران: مراسم تشییع پیکر عسل بدیعی صبح امروز ۱۸ فروردین ماه مقابل تالار وحدت با حضور جمعی از هنرمندان و مردم برگزار شد.
در ابتدای این مراسم ستاره اسکندری بازیگر سینما و تئاتر با خواندن قطعه شعری گفت: هیچکدام از ما رفتن عسل را باور نداریم. با اینکه هر مرگ اشارتی است به حیاتی دیگر، اما دلم می خواست خانواده عسل و غزل خواهر او را امروز از نزدیک نمی دیدم. شاید باورتان نشود حرف کم می آورم. آرامش و صبر برای خانواده وی طلب می کنم. او با کاری که کرد نشان داد که چه روح بزرگی دارد. جای او همیشه بین ما خالی است ولی می دانیم که او تا همیشه در کنار ما است.

در ادامه پدر زنده یاد عسل بدیعی افزود: سلام به این همه معرفت. من از همه شما که امروز برای تسلی من و خانواده ام اینجا هستید تشکر می کنم. قدرت حرف زدن ندارم. دست های همه شما را می بوسم. شما امروز برای تسلی خاطر من، شیرین(مادر عسل بدیعی)، غزل و رضای عزیز اینجا هستید. او ۱۷ سال از عمر خود را در جمع هنرمندان گذراند. او در فیلم " بودن و نبودن " کار خود را در سینما آغاز کرد به تبع این بازی در چنین فیلمی روش انسانی اهدای عضو را پیشه کار خود قرار داد که در صورت بروز حادثه ای بتواند اعضای خود را هدیه کند. می دانید که با مرگ عسل چه حادثه ای بر ما رخ داده است اما اجزای بدن او امروز در وجود ۷ بیمار نیازمند جای گرفته است و من حالا هفت فرزند دیگر دارم. این برای من افتخار است. روحش شاد و یادش گرامی.
در ادامه سیروس الوند گفت: امروز مجلس باشکوهی برگزار شده است. ما هم روزی می رویم اما نمی دانیم آیا چنین چهره های داغداری برای ما هم می آیند یا خیر. سعادتی بود تا در فیلم " دست های آلوده " با وی همکاری کنم.


وی افزود: من واقعاً از ته دلم می گویم عسل بدیعی سرشار از زندگی و دختری پاک، منظم و نجیب بود. او به واقع بوی خانواده می داد. این دختر عمر زیادی در سینما نکرد و تلویزیون او را ربود اما کارهای بدیعی برای همه ما خاطره به جای گذاشت. حالا عسل بدیعی در وجود دیگران تکثیر شده است.

در ادامه رضا داودنژاد که با همسرش غزل بدیعی در مراسم حاضر شده بود، گفت: خیلی شرایط سختی است. اتفاقاتی را که در این یک سال گذشته برای ما رخ داد تنها توانستیم با همراهی شما بگذرانیم. همدردی شما برای من در آن شرایط بیماری و حالا هم برای خانواده بدیعی تسلی بزرگی است.
وی ادامه داد: ما چند روز عجیبی را گذراندیم. جدا از تمام حاشیه ها، با اتفاقات عجیبی در این چند روز روبرو شدیم. سه روز پیش آرام آرام از عسل بدیعی عزیز چیزهایی به دست ما رسید که برای خود ما هم جالب بود. حتی ما برخی از یادداشت های عسل بدیعی برای پدر و مادرش را هنوز نخوانده ایم. او یک دفترچه یادداشت داشت که روز اول فروردین در آن مطلبی نوشته بود. امروز من و غزل تصمیم گرفتیم آن را برای شما بخوانیم. البته من به زودی تصویر این یادداشت را که با دست خط وی است در اختیار سایت ها قرار می دهم.

غزل بدیعی در ادامه گفت: ممنون که آمدید. کاش عسل هم امروز اینجا بود و می دید که چه جمعیتی برای بدرقه او آمده اند.

بدیعی در آخرین یادداشت به جا مانده از او: می دانم امسال سال من است
در بخشی از این یادداشت که توسط غزل بدیعی خوانده شد، آمده بود: سال ۹۲ شد و در این گذر عمر چیزی قسمت همه ماست. حالا ۳۶ سالم است، دهه ۳۰ هم گذشت با سرعت مثل همه چیز همچون دهه ۲۰. شش سال را در رکود بودم. حالا می توانم مسلط باشم. ضعف درونی ام رنگ باخته است. اشتباه زیاد کرده ام. اشتباه زیاد دیده ام، اشتباه ارزش دادم و اشتباه بی ارزش کردم اما مهر خدا خواست که هنوز سالمم، توانمندم، ریشه دارم، جوانم، زیبایم، پسری دارم، عشق و مهر، خانواده ای مثل گوهر ناب و دوستانی مثل برگ گل و دنیایی که هر روزش واقعه است. حالا انرژی خفته ای دارم برای رسیدن به