یک مرد ۳۸ ساله ی انگلیسی وقتی متوجه شد به خاطر وزن زیادش نمی تواند سوار ترن هوایی شود، وزن خود را تقریباً به نصف رساند.

 

وزن مارتین هنیس به لطف پیتزاها، کباب ها و مشروبات الکلی ای که هر شب می خورد به ۱۴۶ کیلوگرم رسیده بود و لباس های پنج ایکس لارج به سختی به تنش می رفتند.

 

اما او زمانی به اجبار با وزنش رو به رو شد که برادرزاده ی ۶ ساله خود، لولا را به یک شهربازی برده بود و به دلیل وزن بسیار بالا توانسته بود تنها سوار دو تا از دستگاه های بازی شود و کارکنان شهربازی به او گفته بودند سنگین تر از است که بتواند سوار آن ها شود.

 

مارتین که مصمم به ایجاد تغییر بود، مصرف مشروبات الکلی را کنار گذاشت و به دویدن روی آورد. او در عرض تنها یک سال نزدیک به ۱۳ کیلوگرم از وزن خود را کم کرد و در حال حاضر ۷۴ کیلوگرم وزن دارد.

 

6-37544020-9108291-image-a-39_1609677025836

 

این وضع ادامه داشت تا آوریل سال گذشته که مارتین برادرزاده ی خود، لولا را به یک شهربازی برد و در آنجا اجازه ی سوار شدن به ۸ تا دستگاه های بازی را به او ندادند.

 

مارتین که مدیر بخش سهام و اوراق قرضه است گفته: «وقتی از دستگاه های بازی پیاده می شدم از نگاه های دیگران خجالت می کشیدم – بعضی از کارکنان شهربازی سعی می کردند وضع را خوب جلوه دهند اما بعضی ها بدون تعارف حرف شان را می زدند.»

 

«من متوجه بودم که وزنم کم کم دارد بالا می رود اما تا قبل از رفتن به آن شهربازی هیچ انگیزه ای نداشتم که فکری به حالش کنم.»

«وقتی جلوی بقیه در مورد تقریباً همه ی دستگاه های بازی شهربازی از من می خواستند سوار نشوم خیلی احساس حقارت کردم.»

 

10-37544016-9108291-image-a-57_1609677115254

 

مارتین گفته: «وقتی آگاهی بیشتری نسبت به بدنم و نیاز آن پیدا کردم، متوجه شدم که قبلاً چقدر به آن کم توجه کرده ام.»

او در ژوئیه ی سال ۲۰۱۹ رژیم سختگیرانه ای گرفت. ابتدا میزان کالری دریافتی خود را به هزار واحد در روز محدود کرد، مصرف مشروبات الکلی را کنار گذاشت و شروع به دویدن و رفتن به باشگاه کرد.

 

او گفته اولین تجربه ی دویدنش او را تا پای مرگ برد و حتی ۶۰ ثانیه هم بدون توقف نمی توانست بدود.

اما حالا او روزانه ۲،۵۰۰ کالری دریافت می کند – وزن او به نصف ۱۸ ماه قبلش رسیده – و می تواند یکباره ۲۲ کیلومتر را بدود.

 

13-37544030-9108291-image-a-55_1609677106105

 

مارتین گفته: «کم کردن آن وزن بسیار سخت بود و تعهد و پایبندی زیادی برد.»

او مزد تلاش هایش را زمانی گرفت که همان سال به آن شهربازی بازگشت و توانست سوار همه ی دستگاه های بازی شهربازی شود.

 

او گفته: «در صندلی همه ی دستگاه ها جا می شدم و این خیلی رضایت بخش بود. یک سال قبل مجبور شده بودم برادرزاده ام را تماشا کنم که تنهایی سوارشان شده بود.»

«فکر می کنم این دفعه من بیشتر از او لذت بردم!»

 

«وقتی برادر زاده ام به من گفت دیگر نباید چاق بشوم تا همیشه بتوانیم باهم سوار دستگاه های بازی شویم، چاره ای جز خندیدن نداشتم.»

 

«هیچ وقت از هیچ کدام کارهایم لذت نمی بردم اما وقتی امسال تابستان به آن شهربازی برگشتم، فکر می کنم بیشتر از برادرزاده ام به من خوش گذشت و سوار همه ی دستگاه های بازی شدم!»

 

«کاهش وزن زندگی مرا کاملاً تغییر داد و هرگز به خودم اجازه نمی دهم که دوباره چاق شوم.»

 

«حالا نه تنها بسیار سالم ترم بلکه بیشتر از هر وقت دیگری شادم.»

 

مارتین همچنین گفته: «قطعاً هم یک چالش روانی بود هم یک چالش فیزیکی. اما حالا بسیار شادترم و پر انرژی.»

 

«وقتی به گذشته نگاه می کنم می بینم که واقعاً از هیچ کدام کارهایی که قبلاً انجام می دادم لذت نمی بردم ولی حالا اینطور نیست.»

 

«احساس می کنم آدم دیگری شده ام و هیچ وقت در زندگی ام تا این حد شاد نبوده ام.»