اقتصاد چین که این روزها در تمام محافل نقل آن است، روزهای سختی را در پیش رو دارد. اقتصاد نخست دنیا به سمت و سوئی حرکت می کند که چالشهای بزرگی را باید از سر بگذراند که هنوز خود را برای بحران آماده نکرده است.
سونامی افول اژدها چگونه و از کجا شکل گرفت؟
برای اینکه به این موضوع اشاره کنیم بد نیست نیم نگاهی به شرایطی داشته باشیم که توانست ذهنیت جامعه جهانی را برای تشکیل قطب جدید اقتصادی در دنیا آماده سازد.
اگر بخواهیم بسیار واقع بینانه به موضوع رشد اقتصادی چین اشاره کنیم باید عرض کنیم که ریشه های بنیان این بنای عظیم در سالهای بسیار دور بنا شده تا اقتصاد اول دنیا در شرایطی رشد کند که هیچ کس توقع و انتظار آن را نداشت. اگرچه ظاهر چین در سالهای اخیر بسیار عوض شده است اما کم بی راه نیست اگر بگوئیم تغییرات زیر بنائی حوزه اقتصاد در این کشور از اوایل قرن نوزدهم میلادی شروع شده و امروز جوانان چین خوشه چین زحمات قدمای خود هستند.
توسعه زیربناهای اقتصادی و فرهنگی، افزایش سطح روابط غیر دیپلماتیک با کشورهای دیگر، رفع محدودیت های اجتماعی برای اتباع، اجازه فعالیت بنگاههای خبری غیر دولتی در چین و موارد بسیاری از این دست نشانگان ظهور و حلول یک پدیده نوین اقتصادی بود.
اما اینک کار برای چین سخت شده و باید بتواند در قله باقی بماند، اما در این راه تهدیدات فراوانی پیش روی او است که مهمترین آنها عبارتند از:
-افزایش نرخ بیکاری و بحران های اقتصادی در حوزه یورو
این موضوع به عنوان یک تهدید اصلی برای اقتصاد چین به شمار می آید زیرا در شرایطی که هنوز صنایع اروپائی به مراتب دارای کیفیت بالاتری از رقیب چینی هستند شرایط بحران اقتصادی و رشد کم اقتصاد حوزوه یورو سبب شده تا ایشان با ارائه خدمات در تمام حوزه ها با قیمت های قابل رقابت با چینی ها سعی در بدست آوردن بازار رقیب دارند. از سوئی دیگر در چنین شرایطی تصمیم گیران اقتصادی اروپا به دنیال آن هستند تا با کم تر نمودن فشارهای اقتصادی بر مردم خود ولو به قیمت اخذ مالیات پائین تر، درآمد زائی برای اتباع خود داشته باشند لذا به هر ترتیب و هر قیمت سعی در رقابت با چین دارند.
-افزایش نرخ برابری آر ام بی
موضوع افزایش نرخ برابری واحد پول چین با دلار و یورو خود سبب شده تا نرخ خدمات در حوزه های گوناگون با شیب زیادی افزایش یابد و به قیمت های رقبای اروپائی برسد. لذا این موضوع نیز خود به عنوان عاملی اثر گذار در این تهدید به شمار می آید.
-مناقشات سیاسی روسیه
بر همگان واضح است که چین از حمایت روسیه برخوردار است و اگر دست این حمایت از شانه چین برداشته شود، شرایط برای ایشان به گونه ای دیگر رقم خواهد خورد. این روزها که کشمکش های دیپلماتیک، فضای روابط روسیه و دول غرب را تیره نموده است و روسیه به دنبال حل مناقشات خود با کشورهای حوزه بالکان می باشد و از سوئی دیگر ایالات متحده نیز از این فرصت برای تسویه حساب های خود با روسیه نهایت استفاده را می برد، چین از حمایت های کمتری برخوردار شده که آسیب پذیری این کشور را بیشتر از قبل می کند. لذا تهدیدی دیگر بر تهدیدات قبل افزون گردید.
-کاهش یارانه های پرداختی دولت
دولت چین برای توسعه اقتصاد خود، سیاستهای تشویقی منحصر به فردی را در نظر گرفته بود تا اقتصاد نو پای خود را کمک نماید. اما در طی سالهای اخیر و به تدریج میزان حمایتهای مستقیم خود را از صنایع کمتر نمود و از کاهش یارانه های پرداختی استقبال کرد. اینک می توان گفت تمام صنایع در چین بر مدار استقلال مالی ایستاده اند و این به معنی این است که هزینه های خود را باید از محل درآمدها پرداخت کنند. با عنایت به افزایش قیمت حامل های انرژی، مسکن، پوشاک و غذا در طی سالهای اخیر، سود حاصل از فعالیت های اقتصادی کم شده لذای صاحبان بنگاه ها به دنبال افزایش قیمت هستند که رقابت پذیری چینی ها را در مقایسه با دیگر تولید کنندگان کمتر نموئده است.
-سرمایه گذاری های دولت در حوزه اوراق مشارکت بین المللی
دولت چین با خرید اوراق قرضه از کشورهای حوزه یورو و ایالات متحده سعی در کمتر نمودن ریسک خود در قبال تنشهای سیاسی نموده بود اما غافل از اینکه با کم شدن ارزش بورسهای حوزه یورو، این کشور با تهدید مهمی روبرو شده که برون رفت از آن مستلزم صرف وقت و صبر می باشد.
-بالارفتن کیفیت تولیدات صنعتی
یکی از سیاستهای دولت چین ارتقاء سطح کیفی تولیدات این کشور بوده، این مهم به افزایش قیمت تمام شده کالا منجر می گردد، البته دولت چین به دنبال این موضوع بوده، اما کشورهای دیگر مانند هند، بنگلادش، پاکستان و حتی افغانستان موفق شده اند که بخشی از بازار کالاهای کم کیفیت دنیا را از آن خود کنند و سهم چین را کم نمایند، این موضوع خود یکی دیگر از عوامل تهدید اقتصاد چین است.
-رقبای سرسخت
کشورهای هند، پاکستان، افغانستان، بنگلادش و… همه به دنبال افزایش سهم خود از بازار تولیدات جهانی با کیفیت متوسط و پائین هستند، وقتی چین از این بازار خارج شود و نتواند دیگر کالای ارزان تولید کند، فضا را برای این کشورها باز نموده است. نمونه مشابه این اتفاق در سالهای قبل بین ژاپن، کره جنوبی و چین افتاق افتاده و الان همان مدل در شرف شکل گیری است.
-افزایش سطح رفاه عمومی
اتباع چین دیگر آن مردمان سخت کوش قدیم نیستند، آنان نیز به خرید کالاهای لوکس و گران قیمت، داشتن ماشین و ویلا، سفر های خارجی و… علاقه مند شده اند، این علاقه مندی در تمام ابعاد زندگی اتباع چین مشهود و معلوم است تا جائیکه تعداد روستا نشینان هر روز کمتر شده و به تعداد شهر نشینان افزوده می گردد. این مهم یعنی داشتن درآمد بالاتر، که منجر به افزایش قیمت تولیدات چین می شود.
- وابستگی چین به انرژی ارزان قیمت
یکی دیگر از تهدیدات اقتصاد چین، وابستگی این کشور به انرژی ارزان است، اکنون که سطح تولید نفت اوپک به پائین ترین میزان چند سال اخیر رسیده، زنگ خطری برای افزایش نرخ نفت خام به صدا درآمده که متعاقب آن صنایع گاز و پتروشیمی و میعانات، افزایش چند برابری قیمت را خواهند داشت، لذا فایق آمدن بر این موضوع بسیار سخت و پر هزینه است که نتیجه آن به روزهای سخت چین منتج خواهد شد.
در این شرایط باید به عنوان شریک اول تجاری سعی در تبیین نقشه راهی مبتنی بر واقعیت های پیش رو داشت تا از این طوفان کمترین ضرر متوجه ما شود زیرا کشور عزیز ما از سوئی با توجه به شرایط تحریم مجبور به فروش نفت و گاز و پتروشیمی به چین است و از سوئی دیگر در قبال این فروش ثروت خدادادی الزام به واردات از چین دارد، حال اگر در قیمت های کشورهای اروپائی و چینی همترازی ایجاد شود با توجه به تفاوت کیفیت تولید کنندگان، باید بیاندیشیم تا کمترین ضرر را ببینیم.
۳۵۳۵