درست است که ژن‌ها، سبک زندگی و حتی تیپ شخصیتی شما می‌توانند خطر دچار شدن‌تان به برخی بیماری‌ها را بیشتر یا کمتر کنند، اما همه بیماری‌های شما به‌خاطر بدشانسی‌تان شدت نمی‌گیرند. از نظر متخصصان، رازهایی را که فراموش می‌کنید با پزشک‌تان در میان بگذارید یا دروغ‌هایی که دانسته یا نادانسته به او می‌گویید هم می‌توانند چاله‌ای که سلامت‌تان به آن وارد شده را به چاه تبدیل کرده و درمان بیماری‌تان را سخت، طولانی یا حتی ناممکن کنند.

در این مطلب فهرستی از شایع‌ترین دروغ‌هایی که متخصصان می‌شنوند و به‌خاطر آن مسیر درمان بیماری‌‌ها طولانی می‌شود را آورده‌ایم. اگر شما هم با خواندن تک‌تک این سطر‌ها یاد حرف‌هایی که به اشتباه به پزشک‌تان زده‌اید می‌افتید، با کمک این مطلب متوجه آسیب‌هایی که با دادن جواب‌های نادرست به خودتان زده‌اید خواهید شد.

خالی‌بندی در مطب پزشک ممنوع!

دروغ شماره یک: حالم خیلی خرابه

پزشک: حال‌تان چطور است؟

شما: سرم درد می‌کند، گاهی احساس گیجی می‌کنم و بعضی وقت‌ها تصور می‌کنم چند نفر توی سرم با هم کلنجار می‌روند. بی‌اشتها هم شده‌ام، شب‌ها خواب به چشمم نمی‌آید و...

اگر اولین کاری که بعد از تجربه علائم بیماری انجام می‌دهید، سرچ کردن آن در گوگل و خواندن تجربه بیماران دیگر است، ممکن است اطلاعات نادرستی به پزشک‌تان بدهید. در چنین شرایطی وقتی پزشک‌تان از شما می‌پرسد چه نشانه‌هایی را تجربه می‌کنید، شما همه آنچه در سایت‌های مختلف به عنوان نشانه‌های بیماری خوانده‌اید را به خودتان نسبت می‌دهید. بعد هم خودتان موازی با متخصصی که قصد معالجه شما را دارد، نسخه می‌پیچید و سعی می‌کنید مشکلاتی که او به خوبی شما از پس تشخیص‌شان برنیامده را درمان کنید. گاهی هم تصور می‌کنید متخصصی که به او مراجعه کرده‌اید، مشکل را اشتباه تشخیص داده و تصمیم بگیرید از داروها و توصیه‌های درمانی او استفاده نکنید.

سرچ کردن بیماری در سایت‌های مختلف، نه‌تنها اطلاعات ضروری را به شما نمی‌دهد، بلکه سردرگمی‌های‌تان را چند برابر می‌کند. ترس، اولین احساسی است که سراغ افرادی که بیماری‌شان را گوگل می‌کنند یا در ویکی پدیا دنبال نشانه‌ها و راه‌های درمان آن می‌گردند، می‌رود. وقتی شما یک نشانه گنگ مثل سردرد داشتن را در اینترنت سرچ می‌کنید، می‌بینید که از کم آبی ناشی از گرمای تابستان گرفته تا تومور‌های بدخیم مغزی می‌توانند آن را ایجاد کنند. وقتی تجربه تلخ بیمارانی که شرح مشکلات جان فرسای‌شان را نوشته‌اند را می‌خوانید، می‌بینید همین سردردی که تا هفته پیش جدی‌اش نمی‌گرفتید، می‌تواند کار شما را به ویلچرنشین شدن هم بکشاند.

دروغ شماره دو: به توصیه‌هایت عمل کردم

روانشناس: روی موضوعاتی که گفتم کار کردی؟

بله؛ مشغول‌شان هستم. اما هیچ‌چیز بهتر نشده...

وقتی شما به دروغ می‌گویید به توصیه‌های روان درمانگرتان عمل کرده‌اید اما درواقع تمرکز، وقت یا انرژی لازم برای کار کردن روی آنها نگذاشته‌اید، درمانگرتان را به مسیر اشتباهی برای انتخاب کردن شیوه مناسب درمان هدایت می‌کنید. اگر شما سراغ روانپزشک رفته‌اید، معنایش این است که حال‌تان خوب نیست؛ پس دلیلی ندارد در جواب او که می‌پرسد «چطورید؟» بگویید «خوب!». اگر درمانگرتان می‌گوید کبودی روی دست‌تان حاصل خودزنی است، دلیلی ندارد، بگویید «نه، زمین خوردم!» شما آنجا هستید تا حال‌تان بهتر شود؛ پس اگر همسرتان به شما آسیب می‌زند، در کودکی به شما تجاوز شده، هر روز کودک‌تان را تحقیر می‌کنید یا اینکه در محل کار‌تان اجازه می‌دهید کارگر بی‌مزد و منت باشید، نباید هیچ کدام‌شان را از درمانگرتان پنهان کنید.

مهم نیست تا چه اندازه از زندگی‌ که دارید خجالت می‌کشید و مهم نیست چقدر از خود این روزهای‌تان بیزارید؛ شما به دفتر او رفته‌اید تا حال‌تان بهتر شود، پس حتی تاریک‌ترین گوشه‌های زندگی‌تان را باید برایش فاش کنید. کسی که به او اعتماد کرده‌اید، روی شما و زندگی‌تان برچسبی نخواهد زد و بدحالی این روزهای‌تان را نشانه دیوانگی‌تان نخواهد دانست. پس لااقل برای یک ساعت در هفته هم که شده، بدون ترس از نگاه دیگران، خود واقعی‌تان باشید.

دروغ شماره سه: همه چیز را گفته‌ام

پزشک: سابقه خانوادگی دارید؟ قبلا هم دچار معده درد شده بودید؟

شما: نه!

پزشک: خودتان فکر می‌کنید سبک زندگی‌تان چه تغییری کرده؟

شما: هیچ! اصلا نمی‌دانم چرا معده درد دست از سرم بر نمی‌دارد. نه غذای بد می‌خورم، نه سیگار می‌کشم و نه سابقه خانوادگی چنین دردی را دارم.

وقتی اتفاق‌های مختلفی که در زندگی‌تان می‌افتد را نمی‌توایند به بیماری اصلی‌تان وصل کنید، به پزشک‌تان هم نمی‌توانید اطلاعات درست بدهید. مثلا اگر وقتی دچار معده درد می‌شوید، ندانید نزدیک بودن کنکور سراسری و استرسی که به شما تحمیل می‌کند می‌تواند حال‌تان را به این روز بیندازد، به پزشک‌تان هم نمی‌توانید اطلاعات درست را بدهید. در این مثال آنچه شما بعد از این توضیحات به متخصص‌تان نمی‌گویید، این است که برای زانو درد‌تان مثل نقل و نبات مسکن می‌خورید. بیش از اندازه مسکن خوردن، می‌تواند وضعیت معده شما را بحرانی کند اما از آنجایی که دفعه قبل فیزیوتراپی نتیجه مورد انتظارتان را نداشت، به این نتیجه رسیده‌اید که درد‌تان، درمانی ندارد و تنها راه برای کاهش مشکل‌تان مسکن خوردن است. نگفتن همه این رازهایی که جز شما ممکن است کسی از آن با خبر نباشد، می‌تواند درمان بیماری‌تان را سخت‌تر و پرهزینه‌تر کند.

خالی‌بندی در مطب پزشک ممنوع!

دروغ شماره چهار: سالم زندگی می‌کنم

پزشک: سیگار می‌کشی؟

شما: نه واقعا، گهگاه!

پزشک: یعنی هفته‌ای چند نخ یا روزی چند نخ؟

شما: نه من سیگاری نیستم، همان هفته‌ای چند نخ.

وقتی اطلاعات درست در مورد سبک زندگی‌تان را به متخصص نمی‌دهید و تنها بدشانسی را عامل بیمار شدن‌تان می‌دانید، به او امکان انتخاب کردن کوتاه‌ترین مسیر برای درمان را نمی‌دهید. شاید خودتان هم ندانید که سیگار کشیدن می‌تواند همه چیز را در بدن شما تحت تاثیر قرار دهد؛ از میل جنسی‌تان گرفته تا احتمال بارور شدن‌تان و بدتر از آن، خطر ابتلای‌تان به سرطان‌های مختلف. وقتی شما در رودربایستی با پزشک‌تان و البته خودتان می‌گویید سیگاری نیستید و تنها گاهی سراغ سیگار می‌روید، توجه او را جهت تشخیص درست و دقیق، منحرف می‌کنید.

در چنین شرایطی، پزشک‌تان احتمال‌های مختلفی که می‌تواند او را به تشخیص درست، نهایی و پیشگیری از مشکلات جدی‌تر هدایت کند را یکی‌یکی خط می‌زند و به سختی می‌تواند درمان مناسبی به شما توصیه کند. وقتی پزشک‌تان از شما در مورد دفعاتی که سیگار می‌کشید می‌پرسد، بی‌کم‌وکاست به او بگویید چند نخ در طول روز دود می‌کنید. وقتی از شما در مورد دفعاتی که در طول روز دچار استفراغ می‌شوید می‌پرسد، بدون اغراق و بزرگنمایی مشکل‌تان او را در جریان موضوع بگذارید.

دروغ شماره پنج: خوددرمانی نمی‌کنم

شما می‌گویید با هر قرص و دوایی بیگانه‌اید اما واقعیت این است که از قرص امگا۳ گرفته تا انواع مکمل‌های دارویی را مثل نقل و نبات مصرف کرده و فکر می‌کنید با خوردن این داروها، چهار ستون بدن‌تان سالم می‌مانند؛ درحالی‌که گاهی با بیش از اندازه مصرف کردن ویتامین‌ها و داروهای حاوی مواد معدنی به بدن‌تان آسیب می‌زنید. بی‌اعتمادی نسبت به نتیجه آزمایش‌ها یا حتی تنبلی در انجام آنها، ممکن است شما را به فکر خوددرمانی بیندازد.