با گذشت نزدیک به دو ماه از درگذشت منصور پورحیدری، خانواده آن مرحوم هنوز نتوانسته اند داغ نبودنش را باور کنند. شب یلدا مصادف بود با سالگرد ازدواج منصور پورحیدری و فریده شجاعی در سال 1341. به همین بهانه فریده شجاعی و علی پورحیدری دیشب با حضور در ویژه برنامه تلویزیونی شب یلدا درباره برخی مسائل درباره پدر خانواده صحبت کردند. مسائلی که در نوع خود جالب توجه بود.


فریده شجاعی درباره هدیه هایی که در سالگرد ازدواج به پورحیدری داده و یا دریافت کرده، اینطور صحبت کرد: «معمولا منصور هدیه دادن را در سالگرد ازدواج و سالروز تولد فراموش نمی کرد. ما هم معمولا هدایایی را به او می دادیم. البته هدیه مالی زیاد خوشحالش نمی کرد. او کلا با پول میانه خوبی نداشت. فکر می کنم عشق و علاقه ای که در مدت بیماری اش مردم و ما به عنوان خانواده اش به او دادیم، بهترین هدیه ای بود که منصور دریافت کرد.»


در ادامه این گفت و گو علی پورحیدری درباره اینکه چرا مانند پدرش سمت فوتبال نرفت، اینطور پاسخ داد:«حقیقتش این است که بابا نگذاشت سمت فوتبال بروم. کلا مخالفت بود و دوست نداشت من فوتبالیست شوم. وقتی هم به من گفت سمت فوتبال نرو، برای همیشه بی خیال فوتبال شدم.»


همسر پورحیدری در بخش دیگر صحبت هایش به برخی خصوصیات اخلاقی او اشاره کرد: «همه می دانند منصور یک وطن پرست عاشق استقلال بود. او بارها از خودش مایه گذاشت، از زندگی اش گذشت. منصور معلم عشق بود، عاشق کشورش و استقلال بود. او مدام می خواست به عشقش برسد و استقلال را سرپا نگه دارد. مسلما در این راه خیلی هم تاوان داد و البته موفق بود. منصور جزو کسانی بود که اینطور رضایتش به دست می آمد.»


شجاعی به دوره ای اشاره کرد که تیم ملی را به خاطر استقلال رها کرد: «زمانی که تیم ملی را رها کرد تا به استقلال برگردد، خیلی ناراحت شدم. می دانستم عاشق استقلال است اما آن زمان دلم نمی خواست این اتفاق بیفتد. او با تیم ملی موفق بود و به عنوان مربی قهرمان باشگاه های آسیا می خواست به جام ملت ها برود. فکر می کنم می تواند در تیم ملی هم موفق تر باشد اما او دوست داشت به استقلال برود. فکر می کرد استقلال به او نیاز دارد. به خاطر عشقش تیم ملی را رها کرد.»


فرزاد حسنی، مجری برنامه از علی پورحیدری پرسید چه حقیقتی درباره پدرش وجود داشته که کسی از آن باخبر نیست؟ او پاسخ داد: «بابا همه چیز را در خودش می ریخت. من یکبار صدای بلندش را در خانه ندیدم. حتی وقتی تیم می باخت وقتی به خانه می آمد، خوش رفتاری می کرد و به رویش نمی آورد. او طوری رفتار کرد که غیر از چشم به پدرم چیز دیگری نگفتم. واقعا مرد مظلومی بود، صدمه خورد و چیزی نگفت. هیچ وقت مقام هایی که آورد را بازگو نگفت و هیچ جایی نگفت من این مقام ها را آوردم و در فلان مسابقات قهرمان شدم.»


پسر اسطوره فقید استقلال تاکید کرد: «در مراسم چهلم پدرم، یکی از طرفداران پرسپولیس با پرچم این تیم که دور کمرش بسته بود، سرخاک پدر آمد و فاتحه خواند و رفت. بازیکنان پرسپولیس هم قبل از فوت پدر سنگ تمام گذاشتند. کلا همه اهالی فوتبال زحمات زیادی کشیدند.»


این صحبت ها با دخالت فریده شجاعی همراه شد و اینطور لب به سخن گشود: «منصور بعد از استقلال، طرفدار پرسپولیس بود. او همیشه می گفت استقلال و پرسپولیس باید خوب باشند تا مقابل یکدیگر عملکرد خوبی داشته باشند. یادم هست وقتی در بیمارستان بازی پرسپولیس و قشقایی را تماشا می کرد، با باخت پرسپولیس ناراحت شد. می گفت حق پرسپولیس باخت نبود.»


از همسر پورحیدری پرسیده شد حاضر است در باشگاه استقلال به فعالیت بپردازد؟؛ او اینطور واکنش نشان داد: «من نمی توانم جایگاه منصور را داشته باشم واز نظر شعور و عشق به استقلال در حد و اندازه های او نیستم. او یک فرد منحصر به فرد بوده است. با این حال اگر مسئولان بخواهند هر کار مثبتی که از دستم برآید برای استقلال انجام می دهم.»


جمله علی پورحیدری پایان بخش این گفت و گو بود: «تا زمانی که زنده هستم، دوست نداشتم فوت بابا را ببینم.»