به گزارش "ورزش سه"، ژوزه مورینیو در ادوار اخیر بارها سرمربی فرانسوی آرسنال را به علت عدم توانایی در کسب جام به باد تمسخر گرفته است و کارنامه خوب خود را به رخ ونگر کشیده است.

مورینیو در دوران حضور در چلسی و در سال 2014 در مورد ونگر گفته بود: "از نظر من سپری کردن 8 سال بدون جام یک ناکامی بزرگ محسوب می شود. پس می توان ونگر را متخصص ناکامی قلمداد کرد. اگر من 8 سال در چلسی ناکام باشم، قطعا دیگر به لندن باز نخواهم گشت".

آیا تفکرات مورینیو و ونگر، قدیمی شده است؟

در واقع، مورینیو در آن قطع و با توجه به کارنامه درخشانی که داشت، مورد دور از ذهنی را در مورد ونگر بیان نکرده بود و شاید برای باشگاهبی همانند آرسنال، حفظ کسی که سالهاست در کسب قهرمانی ناکام مانده است کمی دور از منطق باشد.

در حال حاضر، 12 سال و 6 ماه از آخرین قهرمانی ونگر با آرسنال گذشته است و در این مدت، آمار حضور توپچی ها در لیگ قهرمانان نیز شرم آور بوده است. آرسنال 6 فصل متوالی در مرحله یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان شکست خورد و در 20 سال اخیر، تنها 8 بار در بازی های حذفی سربلند از زمین خارج شده است و شاید اصلی ترین دلیل ناکامی های سریالی ونگر در فصول اخیر را بتوان اصرار او به استفاده از تاکتیک های منسوخ شده دانست.

آیا تفکرات مورینیو و ونگر، قدیمی شده است؟

شاید افکار آرمانگرایانه او در فوتبال امروز محلی از اعراب ندارد و با پیشرفت فناوری های تکنولوژی، تشخیص نقاط ضعف سیستم های او راحت تر از گذشته شده است.

در فوتبال عصر حاضر، تیم هایی قادر به خلق نتایج مثبت هستند که تلفیقی از انعطاف پذیری تاکتیکی، قدرت روحی روانی، آمادگی جسمانی و عناصر تکنیکی باشند و به نظر می رسد بعد از نسل پاتریک ویرا و سول کمپل، ونگر هرگز قادر به استفاده همزمان از عناصر ذکر شده نبوده است.

آیا تفکرات مورینیو و ونگر، قدیمی شده است؟

ونگر در سالهای اخیر به فلسفه و افکار خود بسیار وفادار بوده است و علاقه ای به تغییر آن ندارد. آرسنال معمولا همیشه بسیار باز و هجومی بازی می کند که این تاکتیک، شرایط را برای سرمربیان تیم های مقابل بسیار آسان ساخته است.

شاید در این سالها، ونگر تنها در فصل 2006-2005 کمی از اصول فکری خود فاصله گرفت و با استفاده از سیستم 1-5-4 و استفاده از تیری هانری در نوک پیکان هجومی، سیستم بازی توپچی ها را تغییر داد که اتفاقا تنها موفقیت وی در لیگ قهرمانان و صعود به فینال نیز مربوط به همان سال بود. آنها در مسیر فینال بزرگانی مانند رئال مادرید و یوونتوس که متشکل از 7 بازیکنی بود که 1 ماه بعد قهرمان جهان شدند را نیز شکست و در آخرین مرحله در برابر بارسلونای مخوف آن سالها شکست خورد.

آیا تفکرات مورینیو و ونگر، قدیمی شده است؟

البته در 18 ماه اخیر نیز نشانه هایی از تغییر در ونگر دیده شده است و به نظر می رسد همانند گذشته، وسواسی در ارائه تاکتیک عهی یکنواهخت خود ندارد. آرسنال دیگر اصراری به ارائه بازی مالکانه ندارد و می توان رگه هایی از ارائه فوتبالی مدرن مبتنی بر انتقال سریع از دفاع به حمله و استفاده از خط دفاعی مستحکم تر را در این تیم به وضوح مشاهده کرد.

اگرچه بروز این تغییرات کوچک ممکن است برای فتح لیگ برتر یا درخشش در لیگ قهرمانان کافی نباشد، اما حداقل این امیدواری را ایجاد کرده است ونگر دیگر قصد ندارد در مقابل تغییرات ایستادگی کند و حالا باید گفت که اگر قرار است مورینیو، افکار وی را منسوخ تلقی کند، تاکتیک های سرمربی پرتغالی بسیار سنتی تر است.

بعد از تاریخ سازی در اینتر و حضور روی نیمکت رئال مادرید در سال 2010، به نظر می رسد هیچگونه تکاملی در افکار مورینیو به وجود نیامده است و او در 3 دوره حضور در جمع کهکشانی ها، سکانس دوم نشستن روی نیمکت چلسی و انتصاب به عنوان سرمربی منچستریونایتد، همچنان از روش 1-3-2-4 استفاده می کند.

آیا تفکرات مورینیو و ونگر، قدیمی شده است؟

اگرچه این سیستم در هزاره جدید به عنوان روشی مبتکرانه و بر پایه خلاقیت مطرح شد، اما در سالهای اخیر کمی سنتی محسوب می شود و در حال حاضر بسیاری از تیم های مطرح قاره سبز مثل بارسلونا، رئال مادرید، بایرن مونیخ، اتلتیکو مادرید، پاری سن ژرمن و یوونتوس از آن استفاده نمی کنند. جانشین مورینیو در نیمکت چلسی نیز بعد از گذشته تنها چند هفته متوجه شد که این روش دیگر کارآیی گذشته را ندارد و با استفاده از سیستم 3-4-3، تحولی شگرف را در نمایش های آبی های لندن و البته نتایج این تیم ایجاد کرد.

اگرچه روی کاغذ، گواردیولا در منچسترسیتی از سیستم 1-4-1-4 استفاده می کند، اما سرمربی کاتالانی به کرات نشان داده است که در افکار وی، هیچ گونه اجبار تاکتیکی وجود ندارد و فلسفه او بر اساس پرس شدید، شناسایی فضاهای خالی ایجاد شده در شکل بازی حریف و استفاده از این نقاط تبیین شده است.

آیا تفکرات مورینیو و ونگر، قدیمی شده است؟

شاید عبارت " بی نظمی سازمان یافته"، که از سوی لوکا کالدیرولا، مدافع دارمشتات بعد از بازی در برابر بایرن تحت هدایت پپ استفاده شد، بهترین تفسیر در مورد افکار تاکتیکی سرمربی فعلی سیتیزن ها باشد.

اگرچه ونگر نیز همانند مورینیو هنوز به همان سیتم پایبند است، اما در نمایش های آرسنال، پایبندی اتخاذ شده از سوی مورینیو به این تاکتیک دیده نمی شود و سرمربی پرتغالی یونایتدها، تمام وظایفی که در آرسنال بر دوش اوزیل، الکسیس سانچز و ایوبی است را از زلاتان طلب می کند.

آیا تفکرات مورینیو و ونگر، قدیمی شده است؟

در حال حاضر، تیم ونگر مبتنی بر خلاقیت و تهاجمی تر از یونایتد است و به نظر نمی رسد هنوز هم مورینیو همانند گذشته، به حضور مهاجم هدف فیزیکی مانمد دروگبا و زلاتان دل بسته است. در حالی که استفاده از این دسته از بازیکنان دیگر کمی سنتی محسوب می شود.

در فوتبال مدرن اروپا، بارسلونا وظایف هجومی را به 3 بازیکن بسیار با کیفیت واگذار کرده است و منچسترسیتی از بازیکنان ریزنقشی مثل آگوئرو، استرلینگ و سیلوا استفاده می کند. اتلتیکو مادرید و یوونتوس نیز از 2 مهاجم استفاده می کند که یکی از آنها مانند گریزمان و دیبالا، ریزنقش و تکنیک محور است. اما مورینیو هنوز و به سان گذشته به تک مهاجم قدرتی خود دل بسته است.

همچنین در فوتبال روز دنیا، در بسیاری از مواقع یک سرمربی تاکتیک های خود را بر اساس داشته ها و بازیکنان حاضر در ترکیب تبیین می کند. در زمان حضور کونته روی نیمکت بیانکونری ها، او تصمیم گرفت تا دفاع 4 نفره را به سیستم 2-5-3 تبدیل کند و با استفاده از بونوچی، کیه لینی و بارزاگلی، سیستم دفاعی خود را بازسازی کرد. در حال حاضر و در چلسی نیز همان روال ادامه یافته است و داوید لوییز نقش سوئیپر را بر عهده گرفته است.

اما اصرار بی دلیل مورینیو به استفاده از سیستم 1-3-2-4، به طرز شگفت انگیزی با ستاره های این تیم ناسازگار است و تلاش آقای خاص برای استفاده از پوگبا در نقش هافبک بازیخوان، هم باعث ایجاد آشفتگی و بی نظمی در ترکیب یونایتدها شده و هم به شکل محسوسی، باعث هدر رفتن استعداد گران ترین بازیکن تاریخ فوتبال جهان شده است.

آیا تفکرات مورینیو و ونگر، قدیمی شده است؟

به نظر می رسد استفاده از سیستم 3-3-4 و حضور پوگبا در سمت چپ خط میانی 3 نفره، می تواند مرهمی مناسب بر مشکلات تاکتیکی شیاطین سرخ باشد. در این سیستم، زلاتان با حمایت راشفورد و مارسیال می تواند توانایی های خود در نوک پیکان هجومی را بیشتر به نمایش بگذارد. با توجه به عدم اعتقاد مورینیو به رونی و میخیتاریان که تنها گزینه های او برای قرار گرفتن در پست شماره 10 در ترکیب 1-3-2-4 به شمار می آیند، به نظر می رسد زمان دل کندن سرمربی پرتغالی از این روش فرا رسیده است.

آیا تفکرات مورینیو و ونگر، قدیمی شده است؟

البته با این تفاسیر نیز نمی توان کارنامه پربار مورینیو در دوران مربیگری و فتوحات کم نظیر او در عرصه های مختلف را از خاطر برد. اما در اواخر دوران حضور در چلسی نیز مشخص بود که این روش دیگر برای ادامه روند اعجاب انگیز او کارایی ندارد. البته مورینیو در اولدترافورد نیز دلبستگی های گذشته را حفظ کرده و شاید نتایج نه چندان خوب او در اغاز این سلطنت، خیلی هم غیرقابل پیش بینی نبوده است.

برای کسی که در گذشته، تاکتیک های سم آلاردایس را مربوط به قرن نوزدهم میلادی می دانست، ادامه این روند می تواند خطرناک باشد و او نیز در زمره مربیانی قرار بگیرد که "متخصص شکست" هستند.

مترجم: آریا فاطمی مقدم