در 8 سال اخیر، هیچ کدام از مربیان به اندازه پپ گواردیولا موفق به کسب افتخار نشده اند. سرمربی کاتالانی، تنها به فلسفه خودش پایبند می باشد و ستارگانی مثل زلاتان، اتوئو، جو هارت و یحیی توره می دانند که در صورت تخطی از فرمان های او، جایی در ترکیب گواردیولا ندارند.

 

دوران سرمربیگری گواردیولا، با انتخاب او به عنوان سرمربی بارسلونا در سال 2008 آغاز شد. جاییکه پپ بدون هیچ گونه تجربه سرمربیگری در سطوح حرفه ای، روی نیمکت نوکمپ نشست و در اولین اقدام، انقلابی در ترکیب بلوگرانا حاصل کرد؛ کنار گذاشتن رونالدینیو، دکو و ساموئل اتوئو.

 

 

 

 

گواردیولا نگران بود نبوغ لیونل مسی تحت تاثیر بازی کردن کنار رونالدینیو قرار بگیرد و همچنین از نوع زندگی ستاره برزیلی و حاشیه های بیرون از زمین او بسیار نگران بود. دکو نیز در بین لیست مازاد بارسلونا قرار گرفت و تنها دلیل ماندن اتوئو برای یک فصل دیگر، عدم پیدا کردن جانشینی برای او در نوک خط حمله بود.

 

ستاره کامرونی، بارها با سرمربیان خود دچار مشکل شده بود و گواردیولا نیز از این قاعده خودش را مبرا نمی دید. هرچند در نهایی پپ رضایت داد اتوئو یک فصل دیگر در بارسا بماند اما بعد از گذراندن یک فصل درخشان و زدن 36 گل و کسب تمام افتخارات ممکن، باز هم گواردیولا ترجیح داد در فصل دوم حضورش روی نیمکت بارسا، اتوئو را در فهرست مازاد قرار دهد.

 

 

 

 

سال بعد، علیرغم فتح جام باشگاه های جهان و لالیگا اما حذف در لیگ قهرمانان برابر اینتر و کوپا دل ری در مقابل سویا، گواردیولا تصمیم گرفت زلاتان را علیرغم به ارمغان آوردن آمار گلزنی قابل قبول، ار ترکیب تیم کنار بگذارد. تصمیم گواردیولا به علت سبک خود محور زلاتان و عدم امکان استفاده از مسی در مرکز خط هجومی بارسلونا بود.

 

زلاتان در این رابطه گفت: "هنوز هم نمی دانم چه اتفاقی رخ داده است. همه چیز داشت به خوبی پیش می رفت و من هم شرایط خوبی در بارسلونا داشتم. هنوز هم منتظر جوابی از سوی گواردیولا هستم زیرا تنها بعد از گذشت مدت کوتاهی، آقای " فیلسوف " حتی دیگر با من حرف هم نمی زد".

 

 

 

 

زلاتان، یکی دیگر از بازیکنانی بود که گواردیولا را متهم به عدم ارتباط با بازیکنانش می کرد و البته او فضای رختکن بارسا را به مدرسه دوران ابتدایی تشبیه کرد.

 

زلاتان گفت: "رختکن بارسلونا بسیار ساکت بود و مسی، ژاوی و اینیستا بدون هیچ اعتراضی همه چیز را قبول می کردند و همه چیز همانند مدرسه به نظر می رسید. من نمی توانستم شخصیت واقعی خودم را بروز دهم و گواردیولا حتی به من نگاه هم نمی کرد. مسی دوست داشت در مرکز خط حمله به میدان برود و همه چیز تحت فرمان او بود".

 

البته بعدها نویسنده کتاب بیوگرافی زلاتان نیز اعتراف کرد که در رابطه با نگارش این کتاب، ساعات زیادی را در کنار زلاتان گذرانده است و احساس می کند احساسات او را ولو با کلماتی متفاوت، به رشته تحریر درآورده است.

 

حتی بعدها خود گواردیولا اعتراف کرد که روابط بیرون از زمین جرارد پیکه را نیز زیر نظر داشته است و این موضوع در مورد مسی و فابرگاس نیز صادق بوده است. در اواخر دوران صدارت پپ در بارسلونا، او دچار وسواسی در رابطه با رفتار بازیکنانش شده بود و حتی برای زیر نظر داشتن رفتار آنها چند جاسوس استخدام کرده بود.

 

 

 

 

اما در بایرن، همه چیز متفاوت به نظر می رسید و گواردیولا با گروهی با نظم و دیسیپلین بالا روبرو شد که سال قبل از ورود او، فاتح سه گانه ای مقتدرانه با یوپ هاینکس شده بودند. به همین دلیل، او با مسائل کمتری در آلیانز آره نا روبرو بود. البته در این اوخر، رابطه پپ با فرانک ریبری به سردی گرایید.

 

ریبری در این رابطه گفت: "کارلو آنچلوتی می داند چگونه با بازیکنان رفتار کند. کارلتو هدیه ای برای بایرن است و من در کنار او احساس راحتی می کنم. بایرن به سرمربیانی مثل او، هاینکس و هیتسفیلد احتیاج دارد نه کسی که سه سال اخیر هدایت این تیم را بر عهده داشت. البته گواردیولا در دوران حضورش در بایرن، یکی از بازیکنان محبوب این تیم، باستین شواین اشتایگر را به علت عدم همخوانی با تاکتیک های وی به سمت درب خروجی هدایت کرد و همین اتفاق در باشگاه جدید او منچسترسیتی، در مورد جو هارت و در روزهای اخیر در مورد یحیی توره نیز رخ داده است".

 

 

 

 

جو هارت شخصیت وِیژه وقدرتمندی در رختکن منچسترسیتی بود و شاید این موضوع، خیلی به مذاق گواردیولا خوش نیامد و او معمولا عادت ندارد چنین بازیکنانی را در صورت عدم نیاز تاکتیکی، در باشگاه نگه دارد. مشکل دیگر، عدم تطابق و درک خواسته های تاکتیکی گواردیولا در تمرینات از سوی جو هارت بود.

 

این اتفاق، در مورد یحیی توره نیز تکرار شد. علیرغم مصاحبه های پپ در ابتدای تابستان در رابطه با ماندن توره در این تیم، باز هم قصه این دو در نیوکمپ تکرار شد و گواردیولا نشان داد که اعتقادی به سبک بازی یحیی توره ندارد.

 

 

 

 

توره در رابطه با زمان حضورش در باسلونا گفته بود: "هر بار در مورد چیزی از گواردیولا سوال می کردم، او پاسخ مبهمی به من می داد. او هیچ وقت در رابطه با من صادق نبود تا اینکه پیشنهاد منچسترسیتی از راه رسید و من مجبور به ترک بارسلونا شدم. اگر پپ با من صحبت می کرد، من هرگز علاقه ای به جدایی نداشتم زیرا نمی خواستم دوران حضورم در نیوکمپ به این سرعت به پایان برسد".

 

اختلافات توره و گواردیولا طی روزهای اخیر به اوج رسید وبعد از حذف نام یحیی از فهرست لیگ قهرمانان، سرمربی اسپانیایی دیروز صراحتا اعلام کرد که تا زمانیکه ایجنت توره از او عذرخواهی نکند، یحیی توره جایی در ترکیب نخواهد داشت.

 

مدیربرنامه توره نیز در پاسخ گفت: "ابتدا گواردیولا باید از پیگرینی عذرخواهی کند. او به بازیکنان کاریزماتیک علاقه ای ندارد و تنها کسانی را می خواهد که از او اطاعت کامل داشته باشند. اولین کاری که پپ بعد از پیوستن به منچسترسیتی کرد، اعلان جنگ با دو ستاره بزرگ باشگاه، یحیی توره و جو هارت بود".

 

 

 

 

این دو بازیکن و تمام شخصیت های نامبرده، بازیکنان بزرگی بوده اند و به نظر گواردیولا با این شکل از افکار و شخصیت ها میانه خوبی ندارد. در نهایت به نظر می رسد فلسفه گواردیولا مبتنی بر ایجاد رختکنی آرام و عاری از بازیکن بزرگ، برای رسیدن به قهرمانی می باشد. گواردیولا تنها رهبرانی آرام مثل پویول، ژاوی، فیلیپ لام و مانوئل نویر را به عنوان بزرگتر رختکن می پذیرد که با افکار او کاملا همسان باشند.

 

با این تفاسیر، به نظر می رسد رویکرد منفعلانه و آرام مربیانی همانند آنچلوتی در رابطه با بازیکنان بزرگ بیشتر سازگار باشد. اما البته تا زمانیکه گواردیولا جام ها را درو می کند، ایرادی به فلسفه او وارد نیست و حتی چند اشتباه در طول مسیر نیز، به این کارنامه پرافتخار خدشه ای وارد نمی کند.