بیش از ۲۴ ساعت از شروع برنامه نود دوشنبه ۳۰ آذر می گذرد و به نظر می رسد صدا وسیما همچنان نمی تواند از بحرانی که خودش به وجود آورده خارج شود. آنها برای حل مشکل تلاش می کنند اما به خاطر تصمیم گیری های اشتباه هر بار بیشتر درگیر می شوند. صدا وسیما پس از یک ۲۴ ساعت طوفانی هم با تهیه کننده بهترین برنامه تولیدی اش به مشکل خورده، هم مقابل دولت قرار گرفته و هم باید پاسخگوی مردمی باشند که فارغ از جناح بندی های سیاسی تصمیم داشته اند با مصاحبه فوتبالی دکترظریف یلدای خوبی را پشت سر بگذارند. شاید بد نباشد اتفاقات رخ داده در مورد مصاحبه دکترظریف و عادل فردوسی پور را مرور کنیم. اتفاقاتی که به شکست های متوالی صداوسیما منجر شده است.

شکست اول؛ خودزنی جام جم

عادل فردوسی پور حدودیک سال و به صورت چراغ خاموش انجام مصاحبه را پی گیری کرده و در نهایت موفق هم شده اما مدیران صداوسیما ناراحت هستند. اولین اشتباه وشکست مدیران همینجا رخ می دهد، آنها از چیزی که دارند و در راستای اهداف شان هم هست ناراحت شده اند. آنها یک مصاحبه بسیار جذاب دارند که می تواند شب یلدای بی برنامه شان - به استناد برنامه هایی که شب یلدا روی آنتن رفت و محتوای ویژه ای نداشت - را روشن کند. اما به نظر می رسد که آنها ارزش داشته شان را نمی دانند وبی دلیل عصبانی می شوند. عصبانی از اینکه چرا این کار بدون هماهنگی شان انجام شده. آنها برای مواجهه با این اتفاق یک تصمیم می گیرند. تصمیمی که می تواند هم مزه سیاسی داشته باشد در مواجهه دولت و هم مزه اثبات قدرت به مجری ای که هرچقدر بیشتر تلاش کند ارزش افزوده برای صدا وسیما خواهد بود. تصمیم می گیرند آنچه دارند را روی انتن نفرستند؛ یک خودزنی تمام عیار. یک شکست حرفه ای.

شکست دوم؛ فرا جناحی؟ هرگز!

صداوسیما درست یا غلط پیش از این به جناحی بودن متهم شده. مدیران این نهاد مدت هاست از سوی جریان های نزدیک به دولت متهم به عملکرد جناحی شده اند. اگر خوش بینانه نگاه کنیم و تصمیم شان سیاسی را تعبیر نکنیم، می توانیم بگوییم که آنها مشکلی با جناحی بودن هم ندارند. عادل فردوسی پور لابد باید با مسوولان صداوسیما هماهنگ می کرده اما آیا زمانی که او مصاحبه وزیرامورخارجه را در اختیار دارد بهتر نیست که صداوسیما برای دولت و بینندگان نود احترام قائل شود؟ به نظر شما اگر تعداد قابل توجهی از مردم ایران دوست دارند مصاحبه مذکور را ببینند آیا حق ندارند که رفتار صداوسیما را جناحی تعبیر کنند؟ مخصوصا مصاحبه ای که قبل از پخش در یک روزنامه جناحی به آن تاخته شده است. آیا اینکه تصمیم صداوسیما به عقاید یک روزنامه جناحی بسیار نزدیک باشد، ملی بودن تلویزیون را زیرسوال نمی برد؟ آیا برای مسوولان صداوسیما ملی بودن مهم است؟ آیا غیرملی بودن خود را شکست می دانند؟

شکست سوم؛ آنتن خالی خالی خالی

مصاحبه ظریف روی آنتن نمی رود اما برنامه های ویژه شب یلدایی تلویزیون قابل دفاع نیست. در بهترین برنامه تولیدی شب یلدا در شبکه یک که مثلا ایده همه داشته، علی ضیا ناتوانی اش در پیدا کردن میهمان های خوب را به گردن برنامه نود می اندازد و حدادعادل و بهنوش بختیاری و بهنام محمودی و طالقانی میهمان های برنامه ویژه شب یلدای شبکه ۳ می شوند. مدیران صداوسیما هرچند از پنج شنبه برای اجرای تصمیم شان در حذف مصاحبه وقت داشته اند اما آنچه دوشنبه شب از کانال های مختلف روی انتن می رود بیشتر به افتضاح شبیه است. صداوسیما پیش از این ثابت کرده که بدون مجریانی چون فردوسی پور و شهیدی فر اصلا چیزی برای عرضه ندارد. چه با فرصتی ۳ روزه چه با فرصتی ده ها ساله.. سومین شکست صداوسیما وقتی آغاز شد که شب یلدا بهترین برنامه تلویزیون، حتی بدون مصاحبه ظریف باز هم برنامه نود بود و البته تنها رقیب اش پخش مستقیم آرسنال - منچسترسیتی. خالی خالی خالی.

شکست چهارم؛ تمام قد مقابل افکارعمومی

در روزهایی که اخبارثبت نام نامزدهای انتخابات خبرگان و مجلس شورای اسلامی داغ است، رکود اقتصادی مردم را تحت فشار گذاشته و شایعات چند نرخی شدن بنزین و تعلیق قانون ویزای آمریکا می تواند مهترین اخبار برای پیگیری مردم باشد اما پربیننده ترین اخبار سایت های مختلف مربوط به تصمیم جنجالی صداوسیما است. صداوسیما یا از توانایی ها و ضریب نفوذ و محبوبیت برنامه نود بی خبر است یا ارزشی برای ناراحتی و خشم بینندگانش قائل نیست. در میان این همه خبر مهم، تصمیم صداوسیما تاحدی جنجالی می شود که سخنگوی وزارت امورخارجه را مجبور به واکنش می کند و حالا صداوسیما باید پاسخ افکار عمومی را بدهد که: «چرا مصاحبه وزیر امورخارجه ایران نمی تواند از شبکه ملی سوم صداوسیما مجوز پخش بگیرد؟ چون که هماهنگ نشده؟ چون که نامه نداشتیم؟ چون که…چی؟» و حالا سوال اصلی اینجاست که اگر نهادی در تولید و مدیریت ناتوان است دیگر چرا دردسر درست می کند؟

شکست پنجم؛ عذر بدتر از گناه

روابط عمومی صداوسیما اطلاعیه ای ۴ بندی صادر می کند که می شود در چهارجمله خلاصه اش کرد ۱ - هماهنگ نشده بود۲ - اصلا مصاحبه نمی خواستیم ۳ - مصاحبه با ظریف با محتوی برنامه همخوانی ندارد ۴ - با تهیه کننده برخورد می کنیم. در مورد بند یک چندسوال وجود دارد: «چون مصاحبه بدون هماهنگی بوده مردم حق ندارندآن راببینند؟ یعنی چه؟ مگر شبکه ۳ یک شبکه خصوصی است که مدیران نظرات خودشان را پیاده کنند؟ ظریف ممنوع التصویر است یا ممنوع المصاحبه؟ عدم هماهنگی شما چه ربطی به مردم دارد؟» در مورد بند ۲ هم سوالاتی بدون جواب است: «اینکه صداوسیمابه کدام دلیل مصاحبه را نمی خواسته؟ چون جذاب نیست؟ چون دلیلی نداشته که بخواهد؟ چون دوست نداشته؟» بند ۳ که نوعی بهانه جویی به نظر می رسد اما بیایید فرض کنیم که سیدحسن خمینی هیچ وقت با همین برنامه نود مصاحبه نکرده و پخش هم نشده در این صورت اگرآقای ظریف بخواهند در مورد فوتبال حرف بزنند صداوسیما می گوید که به شما ربطی ندارد؟ انتشار بند ۴ هم که دیگر خنده دار است. وعده می دهند که رفتار تهیه کننده شان به خاطر گرفتن مصاحبه ظریف را پی گیری می کنند؛ خسته نباشید.

بازنده بزرگ

شاید مدیران صداوسیما خود را بازنده ندانند. شاید همه این شکست هارا پیروزی بدانند. شاید درشکل فعلی اداره صداوسیما نتوان انتظار بیشتری هم از مدیرانش داشت. اما می توان عملکرد این رسانه بزرگ را با هم نوع های خصوصی اش مقایسه کرد. شاید مسیرآنها صدباردیگر در اتفاقات مشابه همین باشد اما می شود ادعا کرد که اگر صداوسیما خصوصی بود به خاطر دوریال آگهی بیشتر همه دردسرهارا به جان می خرید و مصاحبه ای با این جذابیت را روی انتن می فرستاد. رسانه خصوصی حتی اگر به دلیل مشکلات عجیب و غریب توانایی پخش چنین مصاحبه ای را هم نداشته باشدمی داند که برای برنامه ها دیگر به مخاطبانش نیاز دارد. پس حتما برای جلوگیری از ریزش بینندگان و احترام به مخاطبی که منتظر مصاحبه است هم که شده، ازآنها عذرخواهی می کند و برایشان توضیح می دهد که عذرموجه اش چیست.

رسانه خصوصی به ستاره های سیاسی هم نیاز دارد پس برای جلب رضایت مقام سیاسی محبوب و البته حفظ شان رسانه ای خود، از وزیرامورخارجه به خاطر ناهماهنگی های درون سازمانی عذرخواهی می کند. رسانه های خصوصی متر و معیارهای متفاوتی دارند اما به نظر می رسد که صداوسیما چنین رفتاری را شان خود نمی داند یا شاید اصلا چنین رفتاری رابلد نیست. مسوولان این نهاد بهترین تولید شب یلدای شان را دور می ریزند و توضیح شان این است؛ از اولش هم نمی خواستیم.