درحالی که فردا چهلمین روز درگذشت غلامحسین مظلومی است، گفت وگویی را با همسر آن مرحوم داشتیم. گلنار ورمزیار در گفت وگو با ایسنا درباره شخصیت همسرش گفت. او چند بار در طول مصاحبه بغض کرد اما به سرعت تلاش می کرد تا خودش را کنترل کند و شاید این رفتار را به واسطه همسر یک اسطوره بودن یاد گرفته بود که نباید برابر سختی ها، سستی نشان داد.

او در اظهاراتش به این اشاره می کرد که جای خالی همسرش پر نخواهد شد اما برای جلوگیری از آسیب دیدن فرزندانش باید خودش را با شرایط تطبیق دهد. او همچون اسطوره بی ادعای فوتبال ایران، از کسی گله ای نداشت و تنها امیدوار بود که آنچه بر سر همسرش آمده، سرمشق مسئولان شود تا از تکرار موردی مشابه جلوگیری شود.

همسر مرحوم مظلومی در بخشی از صحبت هایش به کفش طلایی اشاره کرد که همسرش با آن عکسی گرفته بود اما هیچگاه آن کفش به او داده نشد.

مشروح این گفت‌وگو را در زیر می‌خوانید:

* از زندگی بدون حضور مرحوم مظلومی آغاز کنیم. زندگی بدون حضور ایشان چطور می گذرد؟

- هر انسانی در زندگی هرچه که داشته باشد من جمله فرزند و رفاه مادی و… به نظر بنده هیچ چیز نمی تواند جای خالی یک همسر را برایش پر کند. همسر برای خودش ارزش و جایگاه جداگانه ای دارد و مونس زندگی است. به همین دلیل نمی توانم جای خالی آقای مظلومی را با هیچ چیزی پر کنم. ولی بازهم جای گله ای نیست، این سرنوشت همه ی ماست و هریک به بهانه از دنیا میرویم چرا که همه یک روز به دنیا می آیند و یک روز هم از دنیا می روند. من باید تلاش کنم تا خودم را با شرایط تطبیق دهم چون در غیر این صورت فرزندانم آسیب می بینند. الان هم فقط می توانم بگویم که تا وقتی زنده ام، هیچگاه نمی توانم ایشان را فراموش کنم و با خاطرات آقای مظلومی تا همیشه زندگی می کنم.

* بعد از درگذشت آقای مظلومی، هنوز هم اطرافیانتان در کنارتان حضور دارند؟

- در پاسخ به این سوال شما بایستی بگویم مرحوم غلامحسین خان مظلومی چه در زمان بازیگری، چه در زمان مربی گری و درطی مدت بیماری همواره مورد توجه و احترام مردم بودند و روزی نبود که خانه ما مملو از مهمان نباشد. هنچنین دوستان با محبتی که ۱۵-۱۶ سال در کنار هم بودند و ما هیچگاه با وجود آنها احساس تنهایی نکردیم.

* از شخصیت آن مرحوم بگویید. تجربه چهل و چند سال زندگی مشترک، زوایای مختلف شخصیت ایشان را نشان می دهد.

حضور جمعیت کثیری از دوستداران مرحوم همسرم از مناطق مختلف تهران و حتی شهرهای دور ونزدیک کشور به ورزشگاه شیرودی آن هم در یک روز تعطیل و شرکت در مراسم تشیع پیکر ایشان نشانگر عشق و علاقه ی طرفداران و دوست داران ایشان بود که ثابت کردند آقای مظلومی در قلبشان جا دارد این علاقه برای همیشه حک خواهد شد وهرگز اسطوره ی خود را فراموش نخواهند کرد. این برای همه ثابت شده است که آقای مظلومی جدا از شخصیت ورزشی به لحاظ فردی هم مرد بزرگی بود. ایشان هیچ غروری نداشت. او مقام بالایی در ورزش داشت و از افتخارات ورزشی مملکت بود با این وجود با همه اقشار مردم خودش را تطبیق می داد و به دیگران توجه زیادی داشت. از خصوصیات اخلاقی ایشان میتوانم بگویم فردی متواضع، دلسوز، مهربان، عاطفی، مردمی و خانواده دوست بود. در عین اینکه بسیار مناعت طبع داشت خیلی هم دست و دلواز بود(بغض می کند)

* در مورد دو سال آخر حیات آقای مظلومی صحبت کنید. می دانیم که همیشه پیش ایشان بودید و قطعا سختی دو سال پایانی حیات ایشان روزهای سختی محسوب می شد.

- همه زندگی ها روزهای خوش و ناخوش دارند. در چهل و اندی سالی که باهم زندگی کردیم، خداروشکر مشکل حادی نداشتیم. همه ی ورزشکاران حرفه ای علی الخصوص در ورزش پر برخورد فوتبال دچار مصدومیت های ورزشی می شوند، که بعضاً سطحی و زودگذر است. اما این بار متاسفانه این بیماری سطحی و زودگذر نبود. علی رغم تلاش تمام پزشکان و روحیه بالای ایشان که بارها به عنوان مرد روزهای سخت از او نام میبردیم این بیماری بر ایشان غلبه کرد و در نهایت همسرم را از ما گرفت. من به همراه فرزندانم در طی مدت ٢سال بیماری سخت ایشان هر تلاشی که از دستمان بر می آمد برایشان با دل و جان انجام دادیم ولی دست تقدیر ایشان را از ما گرفت.

* دلیل این همه توجه را چه می دانید؟

- مرحوم همسرم همواره عاشق خدمت به مردم و کشورش بود. اخلاق و منش پهلوانی داشت در اذهان مردم اسطوره شد آن هم اسطوره ای بی ادعا. روح بزرگی داشت، مردمی و قابل احترام بود و هرکاری که می کرد با نیت خیر، آمیخته با عشق و علاقه بود. قانع بود به دنبال مادیات و تجملات نبود، و هیچ گاه به حقش نرسید. افتخارات ورزشی ایشان و شخصیت بزرگ و مردمی اش به اضافه کم خواهی اش دلیل اصلی این توجه بود. او سال ها برای مملکت زحمت کشید اما توقعی نداشت و به آنچه که داشت قانع بود. او به دنبال خدمت بود و با وجود پیشنهادات متعدد از کشورهای خارجی برای زندگی همواره می گفت یک وجب از خاک ایران را با هیچ کجا عوض نمی کنم. این مسائل در مردم تاثیر گذار بود.

* جمله ای را بخاطر دارید که در زمان بیماری به شما گفته باشند؟ چیزی شبیه ناراحتی از اینکه شما را در طی این مدت به زحمت انداخته باشند.

- ما که هرکاری می کردیم از ته دل و با عشق و علاقه بود. ایشان از کارهای ما ناراحت می شد و می گفت من شرمنده شما و بچه ها هستم. بارها به من می گفت من دوست ندارم از تو جدا شوم.(بغض می کند) من می گفتم این حرفا چیست؟ شما زود به روزهای خوبت برمیگردی و ما به زندگی خوبمان دو کنار هم ادامه می دهیم. او نگران بود که شاید بخاطر بیماری دیگر ما را نبیند و به این مسئله حساس بود. ایشان به واسطه روحیه ورزشکاری اش هرگاه تنها بودیم به این مسئله اشاره می کرد و می گفت من باید سرطان را دریبل بزنم و از بدنم بیرون کنم اما قسمت و تقدیر این بود که ایشان مارا تنها بگذارد چراکه نمی توان با سرنوشت مبارزه کرد.

* آقای مظلومی با وجود افتخارات متعدد ورزشی، کمتر فرد رسانه ای بود و بسیاری از مردم تا قبل از بیماری ایشان از افتخارات آن مرحوم کمتر اطلاع داشتند. شما این مسئله را قبول دارید؟

- ایشان در دوران بیماریشان هم با دیگر بر سر زبانها افتاد، همانطور که اشاره کردید، کمتر پیش می آمد که آقای مظلومی از گذشته و افتخاراتش صحبت کند. این به حهت تواضع و روح بزرگشان بود. مرحوم غلامحسین خان مشهور بودن را کنار زد و به محبوبیت رسید. خیلی از مردم گاهاً ایشان را در کوچه و خیابان می دیدند، می شناختند، عکس و امضا می گرفتند و از وی سوالات فوتبالی در رابطه با وضعیت استقلال و تیم ملی می پرسیدند، و ایشان هم با متانت و حوصله جواب می دادند. باورتان شاید نشود که جوانان پرسنل بیمارستانی که آقای مظلومی در آن بستری بودند با وجود اینکه بازی های او را ندیده بودند اما برایش عکس هایی از جوانی و گل هایش را پیدا می کردند و برایش می آوردند که ناشی از علاقه آنها به مرحوم همسرم بود.

* اگر موافق باشید به سال ۱۳۵۰ برویم. سالی که با آن مرحوم ازدواج کردید.

- هردو ما در شهر آبادان و در یک محل زندگی می کردیم. در واقع همسایه روبه روی هم بودیم. مراسم ازدواج دختر دایی آقای مظلومی در خانه آنها برگزار شد و ما هم به آن مراسم دعوت شدیم رفتن به آن عروسی منجر به آشنایی ما شد و بعد از آن، ایشان زن دایی خود را برای خواستگاری واسطه کردند و قسمت شد تا ما با یکدیگر ازدواج کنیم. در آن زمان آقای مظلومی ۲۲ سال داشتند و من ۱۸ ساله بودم.

* آن زمان فوتبال بازی می کردند؟

- بله، روزهای نخستین فوتبال ایشان بود که در شهرستان آبادان منتخب خوزستان و تاج آبادان بازی می کردند.

* قبل از ازدواج شما بحثفوتبالیست شدن حرفه ای آن مرحوم مطرح بود؟

- بله ایشان در ابتدای راه فوتبال حرفه ای بودند با حضور مرحوم رایکوف در شهرستان آبادان ار سوی ایشان به عنوان یک پدیده به تیم ملی جوانان دعوت شدند. البته ازدواج با ورزشکاران برای هر فردی افتخار است. که سختی های خاص و مشکلات خودش را هم دارد.

* وقتی آقای مظلومی در زمین بازی به میدان می رفتند استرسی بابت مصدومیت یا اتفاق ناگواری برای ایشان داشتید؟

- امکان ندارد وقتی که همسر یک فرد در زمین باشد، آن فرد بی تفاوت باشد. با توجه به حرفه ایشان، من هم خود به خود به فوتبال وابسته شدم و هرلحظه منتظر گلزنی ایشان بودم. بارها پیش می آمد که ایشان در بازی آسیب می دید و لحظات سخت بر من می گذشت تا به خانه برگردد. در مصدومیت هایشان همیشه دوست داشتم که کنارشان باشم. متاسفانه مصدومیتی که پیش از جام جهانی١٩٧٨ آرژانتین برایشان رخ داد او را از بازی کردن در آن جام معتبر محروم کرد. که همیشه به عنوان یکی از تلخ ترین خاطرات ورزشی اش از آن یاد می کرد.

* هیچوقت نشد به او بگویید بخاطر سلامتی اش از فوتبال کنار برود؟

- بارها این مسئله را به او گفتم اما چون خیلی عاشق ورزش بود، این حرف من تاثیر گذار نبود. او به باشگاهش استقلال خیلی تعصب داشت و همه وقتش را برای جوابگویی به توقعات طرفدارانش می گذاشت.

* با غیبت ایشان در زمان اردوهای ملی و باشگاهی چطور کنار می آمدید؟

- مدت زمان اردو های تیم ملی همیشه یک ماه به بالا بود. اما در مسابقات داخلی نهایتا دو سه شب کنار خانواده نبودند. فرزندان آقای مظلومی تقریبا فاصله شان ۴ سال به ۴ سال است. در دوران کودکی سه فرزند اولمان ایشان بیشتر درگیر بازی ها و اردوها بودند، اما برای فرزند چهارم مان، اشکان، بیشتر منزل بودند و به همین دلیل وابستگی عجیبی میان اشکان و پدرش به صورت دو طرفه وجود داشت.

* شاید برای خیلی ها جالب باشد که چرا در محله نظام آباد زندگی می کنید. از ابتدای ازدواج تان در این محله سکونت داشتید؟

- بله، ما از روزی که ازدواج کردیم در همین محله(نظام آباد) ساکن بودیم. چند سال بعد از ازدواجمان تصمیم گرفتیم از این محله نقل مکان کنیم که همسایه ها و طرفداران مانع رفتن ما شدن و جالب است که بگویم همه آن همسایه ها خودشان بعد از چند سال از این محله رفتند و ما در این محله ماندگار شدیم. البته یکی از دلایل علاقمندی آقای مظلومی به این محله نزدیکی آن به ورزشگاه امجدیه(شیرودی) و باشگاه رسالت(دیهیم سابق) بود که تمریناتشان را در آنجا برگزار می شد.

* خاطره خاصی از مردم این محل در زمان بازیگری ایشان دارید؟

- پس از اتمام مسابقات داخلی مردم کوچه و محل از سر کوچه جلوی مرحوم غلامحسین خان را می گرفتند و از او درباره بازی می پرسیدند و یا از او امضا می خواستند. شخصیت ایشان هم به گونه ای بود که با صبوری به تک تک آنها جواب می داد و با آنها گفت وگو می کرد. حتی اگر ساعت ها هم از او سوال می پرسیدند، پاسخ می داد. دلیل اصلی اینکه ما را از خانه استیجاریمان در این محله جواب کردند همین مسئله بود که وقت و بی وقت هواداران تا پاسی از شب در مقابل خانه حضور پیدا می کردند و آقای مظلومی با روی باز پذیرای آنها بود. خاطرم می آید هنگامی که مرحوم آقای مظلومی وقتی از سفر بعد از آخرین المپیکی که ایران در آن حضور داشت و تنها گلما را در آن المپیک به کوبا زده بود، سیل طرفداران و مشتاقان ایشان، از ابتدای خیابان نظام آباد تا برسند به خانه چندین گوسفند جلوی پایش قربانی کردند.

* دلیل اینکه ایشان هیچ گاه مثل برخی ورزشکاران وارد حواشی نشد را چه می دانید؟

- آقای مظلومی فردی متواضع و قانع بود و دوست نداشت کسی از او خاطره بدی در ذهن داشته باشد. چرا که ایشان به جای پرداختن به حواشی به فکر سازندگی بود. در طی مدت خانه نشینی بر همگان این امر ثابت شد و در همه ی مقاطع از تیم استقلال و تیم ملی حمایت همه جانبه کرد و به دنبال پست و مقام نبود.

* آیا از ارگانی یا کسی بعد از درگذشت آن مرحوم گلایه دارید؟

- خیر، هیچ گله ای ندارم چراکه گله کردن دیگر سودی ندارد. فقط صحبت من این است که به پیشکسوتان ورزش کشور که جوانی و عمر گرانمایه خودرا در راه اعتلای ورزش کشور صرف نموده اند، بیشتر توجه شود. آقای مظلومی فردی بود که به کارش تعهد داشت. او در دوران بازیگری و مربی گری این روحیه را دارا بود و خود را وقف کار می کرد. با این وجدان کاری به خودش لطمه میزد و یکی از دلایل اصلی بیماری ایشان هم شاید همین استرس کنار کارش بود. الان که ایشان رفته، گله کردن سودی ندارد و ایشان زنده نمی شود. امیدوارم از دست رفتن این افتخار بزرگ ورزش ایران، سرمشق بزرگی برای مسئولان باشد تا برای سایر مفاخر ارزش قائل باشند تا دیگر انشالله شاهد اسطوره سوزی نباشیم.

* دوست داشتیم کمی درباره دوران سرپرستی آقای مظلومی در سال ۸۸ در استقلال صحبت کنید.

- دوران سرپرستی(مدیر تیم) استقلال که در زمان مدیرعاملی آقای واعظ آشتیانی اتفاق افتاد فصل دیگری از خدمات ایشان را به باشگاه استقلال که سالیان زیادی در آن عضویت داشت را رقم زد. به قضاوت طرفداران الحمدالله به نحو احسن وظایف مربوطه را انجام داد. آقای مظلومی در زمان سرپرستی با هر برد استقلال خوشحال می شد و با هر شکست ناراحت، چون می دانست هواداران آن شب ناراحت می خوابند. ایشان خیلی به کارش متعهد بود. این روحیه را در بازیگری هم داشت.

* شاید برای خیلی ها این سوال مطرح شود که غلامحسین مظلومی در دوران بازیگری یا حتی در اواخر حیاتشان چه رابطه ای با همدوره ای هایش در پرسپولیس داشته است.

- مرحوم همسرم فقط از بزرگان استقلال نبود، بلکه از بزرگان فوتبال ایران بود، با اینکه در ویترین افتخارات ورزشی اش با به ثمر رساندن ٥ گل به گلزن تاریخ ساز استقلال در تاریخچه دربی ها مبدل شد، اما به استناد از حضور پرشور هواداران نسل دیروز و امروز پرسپولیس، مسئولین و پیشکسوتان ارزنده این باشگاه از جمله آقایان علی پروین، محمد مایلی کهن، محمود خوردبین، حمید درخشان، علی دایی، حمید استیلی، مهدی مهدوی کیا، محمد نوری و… در طول مدت بیماری همسرم و حضور در مراسم تشیع پیکرایشان در استادیوم شیرودی نشان دهنده ارزش بالای همسرم در میان هواداران پرسپولیس بود. علی الخصوص اختصاص تیتر ١ و ٢ روزنامه پیروزی با عنوان(تعظیم پرسپولیس به جنتلمن فوتبال ایران) در فردای درگذشت مرحوم اقای مظلومی، گویای این مطلب است. می خواهم ازاین فرصت استفاده کنم و یک تشکر خالصانه از آقای بنگر به خاطر حرکت ارزشمند اخلاقی که در مقطع زمانی باعثروحیه بخشی مضاعف به آقای مظلومی شد را داشته باشم.

* اگر بخواهید در یک جمله مرحوم مظلومی را تعریف کنید. چه جمله ای را بیان می کنید؟

- ایشان یک همسر تمام عیار و یک پدر دلسوز برای فرزندانش بود.

*در پایان اگر صحبتی دارید بفرمایید.

- از شما ممنونم و فرصتی دست داد که ازاین طریق از تمامی دوستان صمیمی همسرم که در سخت ترین لحظات دوران بیماری آقای مظلومی کنار ما بودن و به همه ی ما انرژی مضاعف بخشیدن تشکر نمایم. جا دارد از فرمانده نیروی انتظامی " سردار سرتیپ دکتر اسماعیل احمدی مقدم " و " سردار رادان " حاج احمد خطیبی(مدیر عامل بانک قوامین)، آقای فتح الله زاده، چهره های سیاسی، ورزشی، مقامات لشکری و کشوری، هنرمندان سینما و تلویزیون، اصحاب رسانه ومطبوعات، صداسیما ورادیو، برنامه پربیننده ٩٠ و مجری توانمند آن آقای فردوسی پور، باشگاه استقلال، پیشکسوتان جامعه فوتبال و ورزش کشور، کادر پزشکی و پرستاران و در پایان از تمام بستگان و عزیزانی که با ارسال پلاکارد، تاج گل و پیامک تسلیت گفته و ابراز همدردی کردند تشکر و قدردانی کنم.