رئیس ساعتی را سر پا ایستاده. پاهایی که توان ایستادن طولانی مدت را ندارند. او اما ایستاد، به احترام قهرمانانی که باید بروند و برایش مدال های خوشرنگ طلا را بیاورند و به احترام اسپانسری که دارد هزینه می کند و دوست دارد همه مراسمش در بالاترین سطح برگزار شود. او ایستاد و رنج و دردی را به جان خرید تا خم به ابروی اسپانسر محترم نیفتد. دردی را که او سالهاست با خود همراه دارد. از سال های جوانی و در سال هایی که جوان ها کلاشینکفی به دست می گرفتند تا قدمی از خاک کشورشان به دست دشمن نیفتد. او می داند که چه روزهای مهمی را در پیش دارد. روزهای بازی های آسیایی جایی که باید همین بچه ها برایش افتخار آفرینی کنند. او و تشکیلات دولتی که دست و بال شان خیلی باز نیست باید چشم به کمک اسپانسرها داشته باشند پس او که رئیس کمیته ملی المپیک است، به خود روی سن پیچید و دم نزد تا خمی به ابروی کسی نیفتد.
تب بازی های آسیایی اینچئون روز به روز داغ و داغتر می شود، رقابتی که مهمترین تورنمنت ورزشی برای کشور ماست. جایی که عیار ورزش ایران را برای ۴ سالی که گذشته آنجا محک می زنند. این بار اما این تورنمنت برای ورزش کشورمان ویژه تر از همیشه شده است چون ۴ سال قبل، رئیس جمهوری که می دانست برای دور بعد بازی های آسیایی دولتش روی کار نیست در روزهای پر پولی کشور از درآمد بی بدیل نفت گفت: «این بار چهارم شدیم اما فرمولی را به رئیس ورزش گفتم که دور بعد سوم آسیا شویم»
اینکه ایران چطور در چین با ۲۰ مدال طلا چهارم آسیا شد را تقریبا همه دیگر می دانند. از اتفاقاتی که برای قزاقستان و ازبک ها یا تایلند افتاد. از طلاهایی که چینی ها از رقیبان ما بردند و مدال های ویژه ای که در ووشو، رشته مادری چینی ها به ایران رسید تا ما بالاتر از رقیبان سنتی قرار بگیریم در حالی که فاصله ای بزرگ داشتیم با رقیب بالا دستی مان یعنی کره. کره ای که هوراه با ژاپن می کوشند تا شاید خود را به چین به عنوان مهد ورزش دنیا نزدیک کنند. اینکه حالا ما در کره بخواهیم جای میزبان را در آسیا بگیریم، با ورزشی که از ۴ سال گذشته بیش از ۳ سالش را در نا به سامانی مطلق به سر برده. با ورزشی که دیگر آهی در بساط ندارد که رئیسش به اردوی تیم های اعزامی برود و به عنوان دستخوش پولی را قبل از بازی ها به قهرمانان هدیه کند. پولی که البته بعدا از بودجه فدراسیون ها کسر شد و در برنامه های توسعه ای شان ضربه ای بزرگ شد.
حالا وزارت ورزش و کمیته المپیک اگر پایین تر از چهارم بایستند، حتما بهانه ای است برای منتقدان تا بگویند چرا کسی نمی گوید «روحانی مچکریم…» بگویند دولتی که ورزش برایش اهمیتی ویژه داشت رفته و این حاصل بهار اعتدال است که ورزش را زمین گیر کرده و…
نه اما آیا به واقع اینچنین است؟ بودجه ۴۵۰ میلیاردی ورزش ۴ سال قبل در شرایطی که هزینه ها ۳ برابر شدند رسیده به زیر ۱۰۰ میلیارد تومان. قهرمانانی که برای گوانگژو ماه ها اردوهای خارجی و مربیان خارجی داشتند، تازه کمتر از ۶ ماه است که تمرینات شان جدی شده و حالا باید به رقابتی بزرگ بروند. این البته معنایش این نیست که فاجعه ای در پیش خواهیم داشت که همه تلاش می کنند برای بهترین نمایش شان. شاید در اینچئون طلاهای مان چیزی در خودو همان ۲۰ مدال، چند تایی بیشتر یا یکی، دو تا کمتر باشد اما این امید هست که طلای رشته های ارزشمندی چون والیبال، بسکتبال و فوتبال به سبد ایران بیفتد. مدال هایی که هر کدام شان اگرچه یک طلاست که به ده ها طلای دیگر می ارزد. بچه های کشتی، ووشو، تکواندو، وزنه برداری و… همه می کشوند برای درخشیدن حتی اگر جایگاه مان به جای چهارم، هفتم باشد. مهم این است که در همه این روزهای سخت، ورزشکاران مان هستند که می روند برای اعتلای نام ایران. برای کشورشان، برای آنها که سختی می کشند تا پرچم ایران به اهتزاز در آید. برای مردم کشورشان. برای انها که دوست دارند یک صدا فریاد کنند: «بچه ها مچک