خدا رحمت کنه مرحوم دهخدا رو که در چرند و پرندش دائم قربون صدقه حکمت خدا می رفت. ما هم که هنوز عقل رس نشده بودیم از این همه قربون صدقه سر در نمی آوردیم، بعد که کمی عقل رس شدیم تازه معنای قربون صدقه های دهخدا رو فهمیدیم، آدمیزاد اگر پروفسورهم بشه بازهم چیزی از حکمت خدا سر در نمی آورد. واقعا کی می تونست سردربیاره زمانی که اجداد ما داشتن زبان فارسی رو اختراع می کردن چه کسی به ذهنشون انداخت چند تا حرف سه نقطه ای هم تو زبونشون داشته باشن که «دیگران» نتونن تلفظش بکنن، کی می تونست پیش بینی کنه وقتی که همین دیگران به ما می گفتن «عجم» یعنی ملت گنگ و لال بعدا خودشون با زبون همین ملت دچار مشکل بشن، کی می تونست بدونه وقتی که جدِ «اشکان» داشت فامیلی انتخاب می کرد بین این همه فامیلی «دژاگه» رو انتخاب کنه و همسایه های بلبل زبون رو به زحمت بندازه، کی می تونست بدونه که همین همسایه های به شدت فصیح و بلیغ روزگاری با نفت پولدار بشن زبونشون باز بشه و گُر و گُر بچه های ما رو با رقم های میلیاردی غُر بزنن و ببرن، واقعا به جز خدا کی می تونست همه اینها رو به هم ربط بده تا مجبور بشن یه روزی از همین قوم عجم بازی کنی رو بخرن که حتی نتونن اسمشو تلفظ کنن، حالا این قطری ها «اشکان دژاگه» رو خریدن موندن توش!،
آقا… اسم بازیکن جدیدت چیه؟! د ی ی ی ج، د و و و ج آجا، یعنی میشه دیج آجا که معنا و مفهوم آن نزد قوم عجم دژآگه است! شده قضیه همسایه ما که یکی از همین دوستای عجم دیج آجا یه کمپرسی گچ درِ خونش خالی کرد، انقده نتونست بگه گچ تا مُرد! واقعا که قربون برم حکمت خدا رو!
۴۳ ۴۳