به گزارش سرویس خبرورزشیملت ایران:پرسپولیسیک بار دیگر همانند سال گذشته در یک قدمی گرفتن جامقهرمانی، تعارف همه مدعیان را پس زد تا در روزی که همه لیگ برای شاگردانعلی داییبازی کردند این پرسپولیسی ها باشند که خیلی راحت خودشان را از رسیدن به رتبه اول لیگ محروم کنند تا مشخص شود داشتن بازیکن اسمی نمی تواند به تنهایی ضامن به موفقیت رسیدن باشد.
در طرف دیگر تیمی بی ادعا با بازیکنان جوان حالا در صدر جدول قرار گرفته و یکی از شانس های اصلی قهرمانی به شمار می رود؛ نفت تهران حالا در لیگ برتر فوتبال کشورمان همان راهی را می رود که اتلتیکو مادرید در لالیگای اسپانیا می رود و در حضور مدعیانی مثل بارسلونا و رئال مادرید این تیم خیز بلندی برای قهرمانی برداشته است.

در این میان اما قصد پرداختن به پرسپولیسی را داریم که باز هم همان راه ناکامی که در چند سال گذشته پیموده است را می رود بی آنکه بداند این راه هیچ ثمری جز آه و حسرت دوباره هوادارانش را در پی ندارد. پرسپولیس روز گذشته در حالی که می توانست به تنهایی به صدر جدول برسد تا در آستانه پایان لیگ مدعی اول قهرمانی لقب بگیرد با تساوی ای که برایش از باخت دردآور تر بود حالا در رده چهارم جا خوش کرده و با این شرایط حتی مشخص نیست که این تیم بتواند سهمیه آسیایی را بگیرد و احتمالا باز هم باید شاهد حسرت پرسپولیسی ها از کوتاه ماندن دست شان از سهمیه آسیایی باشیم.

این پرسپولیس به کجا می رود؟

۳۵ چک برگشتی در دست بازیکنان پرسپولیس است؛ ۳۵ چک! همین موضوع می تواند به تنهایی یک تیم را زمین بزند. حالا چرا در این میان عزیزان ساکن در وزارت ورزش دست روی دست گذاشته اند و هیچ قدمی برای تیمی که خودشان متولی آن هستند بر نمی دارند از معماهایی است که شاید به این زودی ها نتوانیم به پاسخش برسیم. چک هایی دست بازیکنان مانده که گفته می شود از صادر کننده اش هم خبری نیست؛ نه که نباشد؛ هست اما آن چنان خبری نیست! حالا بازیکنانی که خیلی ها از آن ها با لفظ میلیاردر یاد می کنند دم از مشکلات مالی می زنند که ظاهرا نزدیک به یک ماه است که فشارش بیشتر از همیشه به اردوگاه سرخ وارد شده است. کار حتی به جایی رسید که برای اولین بار بازیکنان پرسپولیس هم تهدید به اعتصاب کردند و هم این کار را برای رسیدن به پول شان انجام دادند تا شوک بزرگی به پرسپولیسی ها وارد شود.

مدیر چیست؟ مدیرعامل کیست؟

این جایگاه در حال حاضر برای پرسپولیسی ها خیلی معنی ندارد. پرسپولیس در حال حاضر به سرپرستی علی پروین اداره می شود که ای کاش این اتفاق نمی افتاد چرا که یک بار دیگر پروین خودش را وارد معامله ای کرد که بی شک دو سر آن برای او باخت است و لاغیر. او وارثمخروبه ای شده که هر روز بیشتر از قبل دچار ریزش می شود. پروین مدیرعامل(یا سرپرست) باشگاهی شده که حتی برایش حق امضا هم تعریف نشده و به همین دلیل او تاکنون نتوانسته اسپانسری برای تیمش پیدا کند؛ آن هم در حالی که پروین در همه ادوار صحبت از این می کرد که تیم را به او بدهند تا او نه تنها خرج باشگاه را بدهد بلکه بدهی های قبلی را هم صاف کند اما فعلا که او در مخارج روزانه پرسپولیس هم مانده تا متوجه شود مدیریت با هر شیوه ای کنار نمی آید و برای نشستن بر چنین مسند لرزانی باید علم مدیریت دانست. هر چند که مشخص نیست موضع وزارت ورزش در قبال علی پروین چیست. اگر او را قبول دارند چرا برایش حق امضا قائل نشده اند و اگر هم او را نمی خواهند چرا باشگاه را فعلا به او سپرده اند. با این شیوه آن هم در حالی که پرسپولیس در کورس قهرمانی بود وزارت ورزش به دنبال چه چیزی بود؟! زمین زدن پرسپولیس؟ مگر نه این که این تیم برای وزارت ورزش است و سود وضرر آن به این وزارت خانه بر می گردد پس این کارها برای چیست؟ اهالی ورزش امیدوار بودند که سازمان تربیت بدنی به وزارت خانه تبدیل شود تا نگاه و نظارت حرفه ای تری بر روی ورزش کشور انجام شود اما انگار باید یاد ضرب المثلی قدیمی افتاد که «مرحمت فرموده ما را مس کنید!» مشخص نیست در این میان نمایندگان تهران در مجلس شورای اسلامی هم چه می کنند. وقتی که می بینیم نماینده فلان شهر برای تیم باشگاهی استانش چه کارهایی که نمی کند به حال خودمان باید غبطه بخوریم که چرا نمایندگان تهران به دنبال حقوق تیم های تهرانی نیستند؟ مگر از بیت المال برای این تیم ها هزینه نمی شود پس چرا کسی به دنبال احقاق حق از دست رفته آن ها نمی رود؟

مدیر بحران! این بحران ها چه می گویند؟

علی دایی در نشست خبری بعد از بازی با راه آهن در لفافه انتقاداتی هم به مدیران عامل قبلی داشت. او از وزارت ورزش گله کرد که چرا به حساب مالی مدیران بعد از اتمام کارشان توجه نشد. او حتی گفت که مدیری که با ورزش و فوتبال بیگانه بوده باعثشده تا رقم بازیکنان بالا برود و این همه بدهی روی دست باشگاه بماند؛ بدهی ای در حدود بیش از ۷۰ میلیارد تومان! حالا باید فانوس به دست در شهر به دنبال مدیرانی گشت که با ادعای رفع بحران به این باشگاه آمدند و خود حالا عامل بحران زایی شده اند و شاید اگر بخواهیم با خودمان روراست باشیم و پرسپولیس را شرکتی ثبت شده بدانیم باید همین امروز اعلام ورشکستگی این باشگاه اعلام شود چون سود که ندارد هیچ فقط ضرر دارد و هر روز هم به تعداد طلبکاران این باشگاه افزوده می شود.

آقای دایی! نقش شما در این میان چیست؟

پرتاب کلمات کلیشه ای به سمت مخاطبان فوتبال این روزها اپیده می شده و کوچک و بزرگ نمی شناسد. یکی همیشه بازی را خوب می داند و همیشه از نظر او حریف سرتر از تیم اوست تا اگر برنده شد بگوید تیم بزرگی را برده و اگر باخت بگوید به تیم بزرگی باخته و دیگری هم همواره فوتبال را دو نیمه مجزا می داند که نیمه اول همیشه حریف سرتر از تیم او بوده و برای اینکه نشان دهد از نظر فنی خیلی بالاست می گوید تیم های او در نیمه دوم که نیمه مربیان است سوار بر بازی بوده! این جملات تکراری را اگر مخاطب فوتبال هم در هر بازی نشنود می تواند حدس بزند که مربی مورد علاقه اش بعد از بازی چه گفته اما حکایت علی دایی هم برای خود مورد جالبی است. شاید آخرین باری که دایی برای موضوعی عذرخواهی کرده تلویزیون ها سیاه و سفید بود! او دیروز هم باخت به راه آهن را(تساوی دیروز برای پرسپولیس باخت بود) هم به گردن تعویض ها و تفکرات غلطش نینداخت و توپ را به زمین وزارت ورزش شوت کرد تا فشارها به آن طرف غش کند! دایی نگفت که چرا محمد نوری را به نیمکت زنجیر کرده بود آن هم در حالی که چه زمانی که بازی گره خورده بود و چه زمانی که شاگردانش جلو بودند حضور او می توانست شادابی خوبی به خط هافبک بدهد. دایی مشخص نکرد چرا مهرداد کفشگری که نشان داده مرد روزهای بزرگ نیست را در حساس ترین شرایط به بازی می فرستد. دایی نگفت که چرا وقتی تیمش یک گل جلو بود در دقایق آخر بازیکنی با خصوصیات دفاعی را به بازی نفرستاد تا بازی در حفظ کند. دایی اعلام نکرد که چرا کسی بر روی ضعف های تکراری نیلسون که معمولا در بازی های بزرگ وا می دهد کار نکرد. غلامپور شاید به جز پرسیدن بر روی شانه های علی دایی وظایف دیگری هم داشته باشد!

خادم دو خم پرسپولیس را گرفته!

وقتی محمود گودرزی وزیر ورزش و جوانان شد خیلی ها خوشحال شدند که فردی از خانواده ورزش مسئولیت وزارت خانه ورزش را در دست گرفت اما رویکرد او به فوتبال و به خصوص استقلال و پرسپولیس از همان ابتدا نشان داد نمی توان به او دل بست و باید منتظر اتفاقات دیگری بود. وقتی از طرف وزیر ورزش امیررضا خادم به عنوان یکی از معاونت های وزارت ورزش در بحثخصوصی سازی پرسپولیس معرفی شد خوشحالی جامعه ورزش به بالاترین حد رسید که فردی تحصیلکرده و ورزشی که سمت های زیادی در ورزش داشته حالا می تواند سکان طوفان زده پرسپولیس را به ساحل امن برساند اما انگار خادم هم قصد سرشاخ شدن با پرسپولیس را دارد و همانند دوران کشتی گیری اش حالا دو خم پرسپولیس را گرفته و فعلا این باشگاه را خاک کرده است. شاید طی امروز و فردا فتیله پیچ شدن پرسپولیس را هم توسط خادم شاهد باشیم. خادمی که حالا دایی هم مقابلش ایستاده و او هم حالا یکی از مقصران ناکامی سرخپوشان پایتخت معرفی شده است.