سامره جزو آن دسته از بازیکنانی بود که بازی در اروپا را هم تجربه کرد و یک فصل در پروجای ایتالیا حضور داشت. سامره اما در رده ملی هیچ وقت به هدف هایی که می خواست دست پیدا نکرد و مثل بسیاری از مهاجمان، زیر سایه علی دایی قرار گرفت. سامره در مورد خداحافظی از فوتبال و مسائل مختلف دیگر به سؤالات ما پاسخ می دهد.

چرا بدون اعلام قبلی خداحافظی کردی؟

قبل از اینکه بخواهم چنین تصمیمی بگیرم چند روز به این مسئله فکر می کردم و بالاخره تصمیم ام را گرفتم.

به این نتیجه رسیدی که دیگر توان بازی نداری؟

بالاخره باید یک روز این تصمیم را می گرفتم. بعد از صحبت با مدیران باشگاه مس رفسنجان و توافقی که حاصل شد در برنامه ورزشی شبکه کرمان این موضوع را اعلام کردم. به هر حال هر ورزشکاری یک روز دوران بازیگری اش تمام می شود و برای من این ویژگی خوب را داشت که فوتبالم را در همان تیمی تمام کردم که شروع کرده بودم.

برای آینده چه فکر کردی؟

به امید خدا به زودی مدرک B مربیگری را می گیرم و باید ببینم در سال آینده چه اتفاقاتی می افتد. البته پیگیر این موضوع هم هستم که درصورت امکان دوره های پیشرفته مربیگری در اروپا را بگذرانم. من فکر می کنم مربیگری هم یک نوع رزق و روزی است و اگر مثل فوتبال قسمت باشد به آن می رسم.

فکر می کنی مربی خوبی شوی؟

نمی دانم، دوست دارم مربی خوبی شوم ولی چیزی قابل پیش بینی نیست. تلاش می کنم تا در این حرفه هم بتوانم موفق باشم و این یک تجربه جدید است. اینکه مربی خوبی شوم دور از دسترس نیست. اگر لیاقتش را داشته باشم حتما مربی خوبی خواهم شد و اگر هم نتوانم چون نمی خواهم وابسته کسی باشم، به همه می گویم که من مرد این کار نیستم.

وقتی به ۲۰سال گذشته فکر می کنی چه احساسی داری؟

مدتی پیش وقتی عکس های سال اولی را که در فجر و کرمان بودم نگاه می کردم، باورم نمی شد که به این سرعت ۲۰سال گذشت. من از سال۷۲ فوتبالم را به طور رسمی با تیم شهرداری رفسنجان شروع کردم و بعد از ۲۰سال دوباره با همین تیم که الان به مس رفسنجان تغییر نام داده به پایان بردم.

ممکن است یک روز برای بازی کردن دلتنگ شوی؟

با این شرایطی که برای فوتبالیست ها در سال های اخیر به وجود آمده و دیدگاه های منفی بیشتر شده است، بعید می دانم که دلم تنگ شود. شما بررسی کنید در این سال ها چقدر از افرادی که عاشق فوتبال هستند اطراف این ورزش نمی آیند.

تو نخستین فوتبالیست ایرانی بودی که به لیگ ایتالیا راه پیدا کردی، واقعا ۲۰سال پیش فکرش را می کردی؟

شاید آن موقع این تفکر را نداشتم اما همیشه دلم می خواست بهترین باشم. در بازی هایی که در مدرسه انجام می دادیم در واقع این انگیزه همیشه با من بود. قسمتی از این موضوع لطف خدا بود و قسمتی هم تلاش خودم که توانستم در اروپا هم بازی کنم.

برای یک جوان ۲۲ساله بازی در تیم پروجا سخت نبود؟

شاید خیلی ها حضورم در کالچو(سری آ ایتالیا) را در سن ۲۲سالگی یک شکست بدانند چون گل نزدم و خیلی بازی نکردم اما برای من که پس از ۳سال بازی در لیگ ایران، به ایتالیا رفتم سختی های خاص خودش را داشت. با این حال دید من به فوتبال بازتر شد و تجربه های فوق العاده ای به دست آوردم. خوشحالم که این فرصت پیش آمد. البته اگر در ۲۵سالگی می رفتم شاید برایم بهتر بود و حداقل بازی های ملی ام هم بیشتر می شد.

حسرت چیزی را در فوتبال نمی خوری، مثل نرفتن به جام جهانی؟

خصوصیات اخلاقی ام به گونه ای است که هیچ وقت به حسرت خوردن فکر نمی کنم. قطعا حضور در جام جهانی لذتبخش است و ارزش های خاص خودش را دارد اما من در مدت حضورم در کالچو با بهترین های دنیا روبه رو شدم که شاید اگر در جام جهانی بودم برایم عادی می شد.

بعد به الشعب امارات رفتی و آنجا جایگاه خاصی میان هواداران داشتی. در مورد این تجربه صحبت کن.

من در تیم الشعب شرایطم خیلی خوب بود و رکوردهای بسیار خوبی هم به دست آوردم. همین الان و در میان خارجی های لیگ امارات هم بازیکنی نیست که در ۸۴بازی ۶۳گل زده باشد، آن هم در ۳/۵سال. من در دربی هایی که میان الشعب و شارجه برگزار می شد ۸گل زدم درحالی که عدنان طالیانی بهترین بازیکن امارات ۹گل زده بود. بعد از آن قسمت نشد در الشعب بمانم.

در دربی آنجا در ثانیه ۳۰گل زدی؟

خیر، اما در ثانیه های اضافه بازی گل زدم. فکر کنم دقیقه ۹۲ بود که گل زدم.

پس از الشعب به عجمان رفتی که شاید مثل الشعب نبود، درست است؟

این تیم تازه به لیگ برتر امارات آمده بود و من و جواد کاظمیان ماموریت داشتیم که فقط تیم را در لیگ حفظ کنیم. حتی در قراردادمان ۵۰هزار دلار پاداش هم درنظر گرفته بودند که خوشبختانه تیم در لیگ ماند.

شاید هیچ کدام از این تیم ها با زمان حضورت در استقلال قابل مقایسه نیست. درست است؟

صددرصد، من بهترین دورانم را بااستقلالپشت سر گذاشتم. با اینکه بازیکنان بزرگی در تیم بودند و رابطه خوبی هم با تماشاگران داشتم، سختی های زیادی را هم متحمل شدم.

همان داستان قدیمی جنگ ستارگان در استقلال و اختلاف هایی که وجود داشت؟

به هر حال هر چه بوده تمام شده. من به خاطر همه خوبی هایی که داشت سعی کردم خیلی به سختی هایش فکر نکنم.

در این مدت که از فوتبال خداحافظی کردی شاید بیشتر از همه پسرت خوشحال باشد.

دقیقا، هیچ وقت او را در این حالت ندیده بودم، واقعا خودم هم از این مسئله خوشحالم که بیشتر کنارش هستم.

علی سامره اگر فوتبالیست نمی شد چه کار می کرد؟

معلمی را خیلی دوست داشتم و احتمالا معلم می شدم.

چند بازی ملی داری؟

با بازی های تدارکاتی و رسمی فکر می کنم حدود ۲۵بازی دارم و ۲گل هم به تیم های اروگوئه و فلسطین زدم.

با کدام مربی راحت تر کار می کردی؟

با آقای پورحیدری که هم در فجر و هم استقلال افتخار شاگردی ایشان را داشتم. در تیم ملی هم با بلاژویچ، برانکو و جلال طالبی کار کردم.

بهترین مدافعی که روبه روی تو بازی کرده چه کسی بوده؟

مهدی هاشمی نسب بدون تردید. مهدی با قد بلند و فیزیک خوبش همه توپ های هوایی را می زد. ۳سالی که در فجر بودم ۳بار مقابلش بازی کردم. در استقلال هم که همبازی بودیم.

قشنگ ترین گلی که زدی؟

گل دو م ام به پرسپولیس و گلی که به صورت آکروباتیک به آرمناک پطروسیان و سپاهان زدم.

بهترین موقعیت گلی که نزدی؟

تا دلتان بخواهد فرصت گل زدن را دست دادم اما سخت ترین موقعیت ها را هم گل می کردم.

بهترین دروازه بان؟

احمدرضا عابدزاده، من فقط به عابدزاده گل نزدم.