مصاحبه با دیوید بکام؛ از لباس تنش تا موی سرش

این همکاری با اچ اند ام چطور اتفاق افتاد؟

من بیشتر ازیک سال پیش شروع به فکرکردن روی پروژه لباس کردم. درآن زمان فقط من و تیم من بودیم. هیچ نوع همکاری با هیچ کس دیگر وجود نداشت. ولی «اچ اند ام» شنید که من دنبال این ایده هستم و با من تماس گرفت وهمه چیز شروع شد.

ما محصول خود را آماده داشتیم، ولی بعد «اچ اند ام» آمد و گفت می تواند ایده های بزرگ تری به ما بدهد و در واقع آنها ایده های ما را به سطح دیگری بردند.

۴۰ کشور دنیا گفتند می توانند این محصولات را در ۱۸۰۰ فروشگاه عرضه کنند و من هم استقبال کردم. واقعا همکاری هیجان انگیز و خوبی بود. «اچ اند ام» درگذشته با طراحانی مانند کارل لاگرفلد و آلبرالباز کار کرده است.

اما این همکاری مفهومی کاملا متفاوت دارد، نه؟

همکاری طولانی مدت چیزی است که ما سعی کردیم دراینجا خلق کنیم و این همکاری با آنچه آنها درگذشته انجام داده اند، متفاوت است. این همکاری سالیان سال به طول خواهد انجامید. یا حداقل امیدوارم این گونه باشد.

حالا چرا در وهله اول به ایده لباس زیر فکر کردی؟

من قبلا برای امپوریو آرمانی تبلیغ می کردم و موفقیتی که چند سال پیش با آنها کسب کردم، مرا به این فکر انداخت که چرا من خط تولید خودم را نداشته باشم؟ فروش و توجه مردم به اجناس آرمانی واقعاً باورنکردنی بود، ضمن اینکه این طراحی ها فقط شامل لباس زیر نیست، بلکه پیژامه ها و لباس خواب و بلوز وشلوارهای تنگ سفید مردانه که خیلی ها آنها را نمی پوشند، ولی من آنها را دوست دارم هم شامل می شود.

درمورد قیمت گذاری محصولات «اچ اند ام» و آنچه برای محصولات تو اتفاق افتاد، چه فکری می کنی؟

ما می خواستیم قیمتها به گونه ای باشد که برای همه قابل خریداری باشد. من به آدمهایی فکرمی کنم که می خواهند به فروشگاه بروند و لباسهای مورد نیاز خود را بخرند و مبلغ مسخره ای برای آنها پرداخت نکنند. این موضوع درمورد «اچ اند ام» شگفت آور است. آنها می دانند دارند چه کاری انجام می دهند. آنها می دانند چطور باید قیمت گذاری کنند و مردم چه چیزی می خواهند.

درمورد پروسه طراحی و دیزاین لباس بگو. تو با نمونه ها و الگوهای خاصی کار می کنی؟

من درهرکاری که انجام داده ام، نقش خودم را درآن داشته ام. این درهمه امور مربوط به من صدق می کرده است. اگر نتوانم درآن کار دخالت مستقیم داشته باشم، اصلا نمی خواهم با آن قضیه هیچ سروکاری داشته باشم. این چیزی است که درهمه دوران حرفه ای انجام داده ام.

دلم نمی خواهد فقط اسمم را به بقیه بدهم تا آنها هرکاری می خواهند با آن انجام دهند. بی گمانم «اچ اند ام» از اینکه من کامًلا دراین پروژه دخالت داشتم، خوشش آمد. زمان شروع این همکاری با «اچ اند ام» نشان می دهد که این پروژه خیلی بیشتر از یک کار تجاری وتبلیغاتی است.

درواقع تو به نوعی درمرحله انتقال ازعنوان " بازیکن سابق فوتبال " به «مشهورترین بازیکن سابق» این رشته قرار داری.

به هرحال با نزدیک شدن به سالهای پایانی حرفه فوتبالم و احساس نیاز به انجام کارهای دیگر، یک اتفاق بزرگی مانند همکاری با «اچ اند ام» خیلی هیجان انگیز است.

درمورد استایل خودت بگو.

یک جنتلمن بریتیش. درسن من، استایل من دقیقا همین است. نحوه لباس پوشیدنم. آرایش موی سرم. گمان می کنم این تیپ خوبی برای من باشد. برای من ظاهر و تیپ یک جنتلمن انگلیسی شامل یک کت وشلوار زیبا، کراوات زیبا و کفشهای قشنگ هستند.

در اولین باشگاهم که یک تیم محلی برای بچه های زیر ده سال بود، مربی ما همیشه اصرار داشت بچه ها کت وشلوار و کراوات قبل از بازیها به تن کنند و ما در مسیر رسیدن به هر بازی، داخل اتوبوس پیراهن و کراوات داشتیم. بعضی از بچه ها از این لباسها متنفر بودند، ولی من آن را دوست داشتم.

سرالکس فرگوسن هم همیشه می خواست ما لباس رسمی داشته باشیم. در لس آنجلس هربار که ما برای صرف غذا به رستوران می رفتیم، من لباس رسمی می پوشیدم. با اینکه درآمریکا مرسوم نیست که مردم برای رفتن به رستوران این گونه لباس بپوشند. اما من همیشه یک پیراهن، یک کت و درمجموع یک لباس مرتب و شیک می پوشم و این جزئی از خصوصیات انگلیسی بودنم است.

تأثیر آرمانی در پروژه کاری تو چه بوده است؟

تأثیرپذیری من برای این پروژه از زمان همکاری با آرمانی شروع شد. ما چندسالی با آنها همکاری موفق وخوب داشتیم. اگرآن همکاری موفق بوده، چرا این پروژه خوب نباشد؟

شناخت مردم از تو به خاطر حضورت درفوتبال تا چه اندازه به برند بکام کمک می کند؟

بی تردید مردم پیش از هرچیز مرا به خاطر فوتبال می شناسند. ولی جنبه های زیاد دیگری از زندگی من وجود دارند که مردم به آنها هم علاقه دارند. گمان می کنم مردم نمی خواهند لباسهای طراحی شده من را به این خاطر که بازیکن خوبی هستم، بخرند. مردم به زندگی من توجه دارند و این هم جزئی ازآن است.

کًلا در طراحی چه اصولی را دنبال می کنی؟

برای من سادگی خیلی اهمیت داشت. من ساده بودن و راحت بودن و حس راحتی به دیگران دادن را دوست دارم. سادگی برایم بزرگ ترین مساله بود. تصور می کنم کلوین کلاین این کار را به طرز عالی انجام داده است.

می دانم که همسرشما درزمینه مد مسیر خودش را رفته، ولی آیا وقتی این پروژه راه افتاد او هم به تو ایده داد؟

او خیلی خوشش آمد. هردو از پروژه های رک و روراست خوشمان می آید. برای اینکه این پروژه ها ساده هستند و خوب انجام می شوند. او شخصی است که من به قضاوت هایش اعتماد می کنم و نظریات او کارشناسانه هستند.

فرزندان شما هم خیلی خوش استایل هستند. آیا شما لباسهای آنها را انتخاب می کنید یا خودشان این کار را می کنند؟

من همواره سعی می کردم برای آنها لباس انتخاب کنم، ولی اکنون آنها در سنی هستند که خودشان می خواهند لباسهایشان را انتخاب کنند. آنها سه شخصیت متفاوت هستند. پسربزرگم که دوازده سال دارد، شلوار فوتبال و یک تی شرت می پوشد.

پسر دومم رومئو ۹ سال دارد و خیلی دنبال مد است و دنبال شلوارهای جین تنگ و یک تی شرت مدرن و کلاه های جالب است. کروز کوچک ترین پسرم که هفت ساله است هم به جاستین بیبر علاقه دارد و هر چیزی که بیبر می پوشد، کروز هم آن را می خواهد.

فرزندان تو لهجه بریتیش دارند یا آمریکایی؟

کمی لهجه بریتیش در حرف زدن آنها احساس می شود ولی اکنون وقتی به آنها گوش می کنم متوجه ته لهجه آمریکایی هم می شوم.

آیا این تتو Hحرف «اشاره به هارپر آخرین فرزند تو است؟

بله، این جدیدترین تتوی من است.

نام همه بچه هایت روی بدن تو تتو شده اند؟

بله، پسرها پشت بدنم تتو شده اند.

تو خیلی تتو داری.

تتوها همیشه شیوه ای برای ابراز نظر و عقیده هایم بودند. عشقم به خانواده یا چیزهای دیگری که درزندگی ام وجود داشته اند. هرکدام ازآنها یک معنا دارد. بابت هیچ کدام از آنها پشیمان نیستم.

حالا اگر بزرگ ترین پسر تو بخواهد تتو داشته باشد، چه اتفاقی می افتد؟

من بحثی نمی کنم، باید بحثکنم؟ سعی می کنم به او بگویم نه، ولی درمقطعی او هجده ساله خواهد شد و دیگر نمی توانم جلوی او را نگه دارم.

شما چهاربچه دارید و چطورهمه شما تا این حد خوش تیپ هستید؟

خب ویکتوریا می داند که چه چیزی و چطور لباس بپوشد. او درک بزرگی از تیپ واستایل دارد. گمان می کنم استایل من هم از وقتی با او آشنا شدم، کمی بهتر شد.

وقتی شما دونفر با هم ازدواج کردید، این موضوع فقط مد تو را تغییر نداد. این آشنایی کل دنیای شما را تغییر داد. از جنبه رسانه ای خودتان را آدمهای خجالتی می دانید؟

من با گذشت زمان دراین سالها با رسانه ها خیلی راحت تر شده ام. اگرشما دراین محیط نباشید و به آن عادت نداشته باشید، اینکه ناگهان شخصی شما را تعقیب کند واز شما عکس بگیرد، برایتان عجیب است. من پیش از اینکه با ویکتوریا آشنا شوم، کمی از توجه رسانه ها برخوردار بودم، ولی وقتی مردم فهمیدند ما باهم دوست شده ا یم، همه چیز عوض شد.

بعد مراسم ازدواج ما بود و بعد اولین فرزندمان به دنیا آمد. این اتفاقها افتادند و من الان بیشتر به این شرایط عادت کرده ام. خیلی بیشتر از ده یا پانزده سال پیش. اما من از آن آدمهایی نیستم که بنشینند وا ز موفقیت خود شکایت کنند. هرچیزی که دارم، برای داشتن آن خوش شانس بوده ام و البته سخت کار کرده ام.

موهای تو طبیعی هستند؟

بعضی ها گفته اند من اخیراً موهایم را کاشته ام. ازنظر من چنین چیزی به هیچ وجه اشتباه نیست ولی من شخصا فکر نمی کنم چنین کاری انجام بدهم. اگرببینم موهایم درحال ریزش هستند، قطعا آنها را کوتاه خواهم کرد. اما من هنوز مو دارم و هنوز دارم برای موهایم می جنگم!

نخستین ادکلنی که زدی چه بود؟

یادم نمی آید اولین «افترشیو» ی که برای خودم گرفتم چه بود. من «اولد اسپایس» پدربزرگم را می زدم.

نخستین چیز درست وحسابی که برای خودت خریدی؟

یک بی ام دبلیو که با حقوقی دریافتی از منچستریونایتد آن را خریدم.

باشگاه خبرنگاران