ملت ایران: فرزاد حاتمی اولین دربی خود را پشت سر گذاشت. مهاجم قدرتی استقلال نه استرس داشت و نه جو بر او غلبه کرده بود. حاتمی درباره دربی می‌گوید: «پرسپولیس فقط ۱۵ دقیقه آخر یک مقدار سوار بازی شد و به قول خودمان نبض بازی را به دست گرفت. دلیلش را نمی‌دانم اما به جز این ۱۵ دقیقه، باقی دقایق بازی پایاپای بود. در کل بازی هم ما فرصت داشتیم هم پرسپولیسی‌ها. بازی فیزیکی بود و نه تاکتیکی. ضمن این‌که پرسپولیس بکش بکش بازی می‌کرد و سیدجلال فقط زیر توپ می‌زد و با پاس‌های بلند قصد داشت مهاجمان خودی را در موقعیت گل قرار دهد. من ندیدم هافبک‌های پرسپولیس با بغل پا به یکدیگر پاس بدهند. فقط دو، سه صحنه مهدوی‌کیا از سمت راست حرکت کرد و روی دروازه ما خطر ایجاد کرد.»

فرزاد حاتمی در ادامه می‌گوید: «ما در حد و اندازه‌های خودمان نبودیم. اگر مثل بازی‌های قبل بودیم شک نکنید پرسپولیس را می‌بردیم. نمی‌دانم دلیلش چه بود که مثل همیشه بازی نکردیم اما هر ازچندگاهی پیش می‌آید که روز، روز یک تیم نباشد.»

حاتمی درباره موقعیتی که برای گلزنی داشت می‌گوید: «موقعیت خوبی داشتم اما می‌خواستم تا دروازه‌بان مسلط نشده ضربه بزنم. از طرفی سیدجلال هم داشت نزدیک می‌شد و به همین دلیل تصمیم گرفتم زود شوت بزنم که از شانس بد شوتم درون دست‌های نیلسون جا گرفت.»

حاتمی درباره درگیری فیزیکی با سیدجلال و نورمحمدی می‌گوید: «درگیری نبود. اصولا وقتی یک فوروارد فیزیکی روبروی مدافعان بازی می‌کند تنش به وجود می‌آید. این بازی هم چون خیلی حساس بود تنش‌ها به چشم آمد. با نورمحمدی یک سال در راه‌آهن و با سیدجلال دو سال در سپاهان همبازی بودم و با آن‌ها رفیقم. جر و بحثی هم با هم نداشتیم. آن‌ها می‌گفتند آرام بازی کن. من هم می‌گفتم ببخشید. البته با تمام وجود بازی کردم و تحت هیچ شرایطی آرام بازی نمی‌کنم.»

حاتمی درباره تقابل با بنگر که البته رخ نداد می‌گوید: «در اولین حضور در دربی خیلی دوست داشتم روبروی بنگر بازی کنم اما او در ترکیب قرار نگرفت. اگر بنگر در بازی بود این تنش‌ها بین من و مدافعان پرسپولیس ۱۰ برابر می‌شد. البته بنگر در میکسدزون یک تنه به من زد. من هم گفتم مگر این‌که اینجا تنه بزنی، در زمین که نمی‌توانی!»

حاتمی درباره راضی یا ناراضی بودن قلعه نویی از این تساوی می‌گوید: «امیرخان هم راضی بود و هم ناراضی. حالتی خنثی داشت. البته می‌توانستیم این بازی را ببریم اما حیف که روز، روز ما نبود.»

گل