ملت ایران: امروز وقتی که همچون مایکل جردن بسکتبالیست قدرت اول است و فردی همچون گرد مولر در مقابل او سر تسلیم فرود می آورد و به او لقب گیگانت(غول) می دهد و زمانی که تنها در یک سال در هشت مسابقه هت تریک فوق العاده کرده است، زمانی که از مارادونا در همه چیز جلو زده است به غیر از کسب مقام قهرمانی جهان در خلوت خودش به یاد خواهد آوردکه همه چیز آنطور که به نظر می آید ساده هم نبوده است.

در بارسلونا نیز مربیان به او شک داشتند، در یک زمان حتی از پرداخت هزینه داروهای هورمون رشد او نیز سرباز زدند، حتی برای او بلیت هواپیما برای بوئینس آیرس تهیه نکردند؟!

ولی کارلوس رکساج مربی که او را به بارسلونا آورد فریاد زد: تنها یک ماه دیگر به او دارو بدهید!

وقتی که توپ طلا را تصاحب کرد در گزارش تلویزیونی خود از دکتر دیگو شوارزتین که در مطب خود اولین تزریق هورمون رشد را به مسی کرده بود تشکر کرد. بعد از تشکر مسی بود که تلفن مطب دکتر دیگو شوارزتین روزانه صدها بار به صدا درآمد، مردم به دنبال کسب اطلاعات بودند که چطور آنها هم می توانند رشد کنند و بزرگ شوند؟ دکتر دیگو چقدر زجر کشید که به رسانه ها و مردم توضیح دهد که فقط می تواند افرادی که کمبود هورمون رشد دارند را درمان کند، ولی نمی تواند روی ژنتیک انسان تاثیر بگذارد!

اگر امکان این بود که همگی ما رشد اضافه ای داشته باشیم حالا من در لیگ NBA بازی می کردم، یه شوخی به بیماران خود می گفت دکتر دیگو شوارزتین! که خودش ۱۷۰ سانتیمتر بیشتر قد نداشت!؟

لئو مسی ۱۹ سانتیمتر رشد کرد و در همان ۱۹ سانتیمتر متوقف شد یعنی ۱۷۰ سانتی متر! دلیلی ندارد بیمار از دکتر خود بلندتر باشد! از دکتر سوال می شود. اگر هورمون های رشد را مسی دریافت نمی کرد چی می شد؟

دکتر در جواب می گوید:

قد او تا ۱۵۰ سانتیمتر رشد می کرد!

اختلالی که مسی از آن رنج می برد ۱ در ۲۰۰۰۰ موارد اتفاق می افتد، درمان مغز استخوان که مشکل اصلی است از زمانی شروع می شود که بیمار هورمون های سنتیک تزریقی دریافت کند. به غیر از آن در بارسلونای حیرت آور یک مثلثکوتوله ها به نام مسی – ژاوی و اینیستا وجود دارد! هیچ کس از این مشکلات خبر ندارد که مسی چه زجرهایی کشیده تا به اینجا رسیده است.

سی سال بدون حقوق

زمان آن رسیده با کسی که مسی را کشف کرد و اولین قدم های فوتبال را به او نشان داد. آشنا شویم. اسم او ارنستو و کیو است، تا زمانی که بارسلونا مسی را به خدمت نگرفته بود. او تمرینش می داد هنوز هم مربی است در «نیوالسینا» بیشتر از سی سال با سیبیل های زرداز دود نیکوتین هنوز هم در کارگاه مکانیکی کار می کند و از آنجا امرار معاش خود را به دست می آورد.

هر هفته سه روز در باشگاه بچه ها را تمرین می دهد و همین چند وقت پیش بود که یک حقوق بخور نمیر را باشگاه برایش در نظر گرفت. سی سال بدون حقوق کار کرد و تمرین میداد. فقط به خاطر لذت و همیشه یک چیز را فراموش نمی کند و آن لئو مسی است!

اشک به خاطر برزیل

در زمستان ۲۰۰۹ تیم ملی آرژانتین در روساریو در مسابقات مقدماتی مقابل برزیل قرار گرفت. مارادونا مربی بود و یک جای خالی هم نمی شد در استادیوم پیدا کرد. ۱-۳ به برزیل باختند. مسی برای همه دوستان خود بلیت تهیه کرده بود ولی مرا فراموش کرد! بعد از اتمام مسابقه رفتم به سمت اتوبوس تیم ملی آرژانتین، ۱۰ سال بود او را ندیده بودم. تو اتوبوس نشسته بود و خیره به یک نقطه شده بود! آنطور بازی نکرده بود که من یادش داده بودم و باخت از برزیل در شهر خودم یک شوک واقعی بود. دست برایش تکان دادم که شاید متوجه من شود! به سختی توانستم توجه او را به طرف خودم جلب کنم ولی احساس کردم که شکست، کاملا او را از خود بیخود کرده است!

اشک را در چشمانش دیدم که دوست ندارد ببازد و به همین دلیل اعتقاد ندارم گفته او را که گفته است: «به توپ طلا علاقه زیادی ندارم! می دانم که دوست دارددر مسابقه توپ طلا هم برنده شود نه به این خاطر که در طرف مقابل او رقیبی مانند کریستیانو رونالدوست به خاطر اینکه در هر مسابقه ای دوست دارد برنده شود. به غیر این مگر جورج حاجی رومانیایی نمی گفت که شماره ۱۰ شماره خدایی است که حتی مربی هم نمی تواند به آن نزدیک شود. اینها حرف های مربی اول او Vecchio Ernesto است!

تماشا