ملت ایران: زمانی که شما قصد دارید هدایت یک تیم بحران زده را برعهده بگیرید و برای این کار به منابع آموزشی یا افراد باتجربه مراجعه می کنید تا با راهنمایی آنها و یک برنامه کوتاه مدت بحران برطرف شود. آنها یک راهکار سه مرحله ای را به شما پیشنهاد می کنند.

اول: انتقال احساس بازی به بازیکنان

اصلی که بر اساس آن، بازیکنان برای یکدیگر بازی می کنند، نه خودشان. اولویت برایشان تیم است، نه هیچ فرد و بازیکنی. همه چیز فدای موفقیت تیم می شود و این باور به وجود می آید که بازیکن ها به خودشان بگویند اگر تیم بزرگ شود، ما هم بزرگ خواهیم شد.

مجموعه این اتفاقات می شود «احساس بازی». این احساس اگر به وجود بیاید، دیگر هیچ بازیکنی نمی گوید چون فلانی به من پاس نمی دهد، من هم به او پاس نمی دهم. چون بازیکن کناری ام نمی دود، پس من هم نمی دوم. دیگر هیچ کس سراغ این حرف ها نمی رود. بازیکنان به جایی می رسند که اگر خودشان موقعیت گلزنی داشته باشند، آن را در اختیار هم تیمی شان که شرایط بهتری دارد قرار می دهند چون همه دنبال موفقیت تیمشان هستند حتی آنهایی که روی نیمکت نشسته اند.

دوم: گل نخوردن، اولویت اصلی

مربی که هدایت یک تیم بحران زده را برعهده می گیرد، باید ابتکاراتی داشته باشد که تیمش در درجه اول گل نخورد چون بحران در چنین تیمی با گل خوردن تشدید می شود اما اگر بتواند دروازه اش را با هر ترفندی بسته نگه دارد، هر لحظه این امکان وجود دارد که یک گل بزند و از بحران خارج شود.

سوم: متمرکز شدن روی ضربات ایستگاهی

چون این روش کوتاهترین تاکتیکی است که می تواند از طریق آن به گل رسید. اینها توصیه هایی است که به مربیان تیم های بحران زده می شود. حالا در اینجا نکات ریز دیگری هم وجود دارد که مربی باید بعد از آسیب شناسی تیم بحران زده اش آنها را اجرایی کند. مثلا:

- اگر شما تیم بحران زده را از یک مربی با رفتار خشک و اخلاق بد تحویل می گیرید، رفتار شما با بازیکنان جدیدتان باید خیلی متین و ملایم باشد. اگر تیم قبل از شما در اختیار یک مربی خوش رفتار و بگو بخند بوده، باید با دیسیپلین و خیلی جدی با بازیکنان رفتار کنید. اگر بازیکنان سرمربی قبلی شان را دوست نداشته اند، باید کاری کنید که با شما احساس صمیمیت کنند و دوستتان داشته باشند. اگر مربی قبلی تیم را خوب تمرین نمی داده، شما باید کیفیت تمرینات را بالا ببرید.

انجام دادن کارهای ریز اما کاملا مهم و کلیدی مثل اینها، می تواند شما را به موفقیت برساند. حالا ما می توانیم یحیی گل محمدی را براس اس این قواعد ارزیابی کنیم.

از نظر من اقداماتی که آقای گل محمدی بعد از به دست گرفتن پرسپولیس بحران زده انجام داده، تا اینجا کاملا صحیح و دقیق انجام شده. از اولین مسابقه ای که او هدایت پرسپولیس را برعهده گرفت، کاملا مشخص بود که ایده های درستی برای این تیم دارد.

حتی بعد از بازی با صنعت نفت که پرسپولیس در چند دقیقه برد را از دست داد هم مشخص بود که این تیم به خصوص در بخش دفاع، کارهای خوبی را شروع کرده. خیلی مهم بود که ایرادات پرسپولیس در آن مسابقه، در بازی بعدی اش مقابل فجر برطرف شد. در بازی با نفت تهران هم که روندی بهتر از بازی های قبلی اش داشت. با اینکه برای اولین بار از حریفش عقب افتاد اما خیلی خوب و با برنامه ای صحیح نتیجه را به نفع خودش تغییر داد.

شما در چنین تیم هایی که از نظر سطح بازیکن تا این حد قوی هستید، می توانید روش های مختلفی را پیاده کنید و این کار را برای شما راحت می کند به خصوص اگر بتوانید مشکلات را درست آسیب شناسی کنید. کاری که یحیی تا الان خیلی خوب آن را انجام داده و از اینجا به بعد باید دنبال تثبیت و پایدار کردن این شرایط در تیمش برود.

مقایسه با دوران بازیگری

یحیی در صبا بازیکن من بود و خیلی خوب او را می شناسم. او در زمان بازیگری اش هم مثل همین حالا از نظر شخصیتی در سطح خیلی بالایی قرار داشت. الان هم شما در رفتار و حتی مصاحبه هایش می بینید که همیشه با متانت خاصی با اطرافیانش رفتار می کند.

از همان اول روی پای خودش ایستاده و با وجود تمام ناملایماتی که دیده، مسیرش را ادامه داده چون شخصیت قوی و محکمی داردت و اهل خبرسازی و حاشیه هم نیست. من واقعا خیلی خوشحالم که یکی مثل او وارد سیکل مربیگری ما شده و کارش را هم از سطوح پایین شروع کرده است.

اول فصل و زمانی که مسئولان صبا برای هدایت تیمشان چند مرحله با من مذاکره کردند، از حضور در این تیم عذرخواهی کردم. آنها از من یک گزینه خواستند و من با توجه به شناختی که از توانایی یحیی داشتم، او را به صبایی ها معرفی کردم چون می دانستم سطح فنی اش چقدر بالاست و با شخصیتی که دارد، می تواند به این تیم کمک کند. خوشحالم که ورود او به لیگ برتر، تا این حد موفقیت آمیز پیش رفته است.

خداحافظی با احتیاط ژوزه ای!

یحیی تیمش را با سیستم ۲-۴ - ۴ به زمین می فرستد، سیستمی درست در نقطه مقابل ۲-۵ - ۳ محتاطانه مانوئل ژوزه. سیستمی که با خصوصیات هیچ کدام از بازیکنان پرسپولیس مطابقت نداشت. آن سیستم ویژگی های بازیکنان را یا کمرنگ می کرد یا به کل از بین می برد اما یحیی برعکس ژوزه دقیقا می داند بازیکنانش را در چه پستی بازی بدهده که آنها با حداکثر توانایی شان به پرسپولیس کمک کنند.

من غلامرضا رضایی را هیچ وقت در فولاد به عنوان مهاجم گوش بازی ندادم. کریم انصاری فرد هم کلا مهاجم نوک است. یحیی حالا به درستی از هر دوی آنها به عنوان مهاجم نوک استفاده می کند تا آنها مثل کسانی که از بند رها شده اند، برای پرسپولیس مثمر ثمر بازی کنند. در خط هافبک هم مثلثکریمی، نوری و حقیقی در کنار یک پروویچ قدرتمند یکدیگر را تکمیل کرده اند. بازیسازهایی مثل کریمی و نوری آنقدر سطح بالا هستند که هر کدامشان به تنهایی بتوانند هر تیمی را در جدول لیگ ۵ پله جابجا کنند.

تماشا