سرویس خبرورزشیملت ایران:
۱ - شک دارم پرسپولیسی ها در صورت تمرین هم می توانستند فجر را شکست دهند، با اینحال به گمانم تمرین نکردن ۳ روزه آن ها یکی از تلخ ترین رخدادهای چند سال اخیر برایپرسپولیسو فوتبالایرانبوده است. این بزرگواران ولع چندساله هواداران پرسپولیس برای قهرمانی، که چندان هم دور از دسترس به نظر نمی رسید را به سخره گرفتند و کمیک - تراژیک ترین نمایشنامه ممکن را به اجرا گذاشتند. می گویند دغدغه پول داشتند و «خرج زن وبچه». کسی که ۵۰ میلیون تومان هزینه دو ماهش است نباید از اصطلاح «خرج زن و بچه» استفاده کند. این اصطلاح بار معنایی خاصی دارد و حرمت. حکایت پدری است، شاید کارگر، یا کارمندی جز و یا حتی بیکار که تمام هم و غمش از کله سحر تا شام دویدن است برای چرخاندن زندگی یک خانواده، برای امرار «معاش» و برای نفسِ «زیستن». حکایت پدری است که فرزند دانشجویش از وی شهریه مطالبه می کند و او به هر دری می زند توان پرداخت آن را ندارد و کسی نیز مددی نمی رساند. حکایت کارمندانی است که چند شیفت کار می کنند تا هزینه اجاره منزل و دیگر هزینه های کمرشکن زندگی در شهری چنین بی رحم را تامین کنند. جمله استاد بنگر لحظه جدایی قطعی مردم و فوتبالیست هاست. شماهایی که در این چندساله میلیاردها پول از قِبل فوتبال کاسب شده اید و احتمالا در پروژه ها و شرکت های مختلف سهام دارید و سرمایه گذاری کرده اید، شمایی که دوستانی دارید که به راحتی ۱۰۰ میلیون به شما دستی می دهند، شما را چه به «خرج زن و بچه».
۲ - اکتور اصلی این نمایش علی آقای دایی است. در همه جای دنیا می گویند فوتبال شطرنج است، البته در زمین فوتبال. در ایران اما پشت پرده و کرسی و مقام گرفتن و زیر پای رقبا را خالی کردن شطرنج است و زمین فوتبال چوگان. و چه شطرنج بازهایی هستند این اساتید. علی آقای دایی! می خواستی نشان دهی آن دیگر علی آقا این کاره نیست؟. که قسم ناموسش را فراموش کرده؟ که نمی خواهد تو نتیجه بگیری؟ تو هم که می خواستی او رسوا شود. تمام کنید این بازی را. به گمانم پرسپولیس پیش از هر چیز باید به عصر «پساعلی» ها گام بگذارد. بگذارید پرسپولیس هم نفسی بکشد.
۳ - آرزو می کنم فولاد یا نفت، یکی قهرمان شود. آنجا خبری از شهریاران، ژنرال ها و سلاطین نیست. زمانی مجید جلالی گفته بود در فوتبال ایران آن هایی که صدایشان را بالا نمی برند امکان موفقیت ندارند. قهرمانی فولاد و نفت خلاف این نظریه را نشان می دهد. نشان می دهد می توان آرام بود و منطقی و در عین حال نتیجه گرفت. می توان صدا را بالا نبرد، خودشیفته نبود و قهرمان هم شد. شاید این رخداد بهترین نوشداروی برای فوتبال رو به موتِ ایران در این روزها باشد.