ملت ایران:دنیای بدی است. خوش به حال متولیان فوتبالی و ورزشی ایران. دیگر صحبتی با آنها نداریم. روی صحبت با هواداران است. از همه بیشتر باید دلمان به حال آنها بسوزد. آنهایی که روی سکوهای داغ و سرد به خیال اینکه چه بزرگانی را تشویق می کنند روزگار می گذرانند. با شکست و پیروزی با اوج گرفتن و افت محبوبان خود شاد یا افسرده می شوند.

تا به حال به این فکر کرده اید که این بازیکنان محبوبیت خود را که بی دلیل این واژه بی دفاع «اسطوره» را نثارشان می کنیم را از کجا آورده‌اند؟!

روز گذشته وقتی تقابل کلامی رویانیان و دایی را خواندیم بیش از همیشه به حال این هواداران افسوس خوردیم.

حق با کیست: رویانیان یا دایی؟

* اسطوره به چه کسی گفته می شود؟

مشکل اینجاست که نمی دانیم اسطوره کیست و به چه کسی باید این لقب را داد؟ مشکل از فرهنگ رسانه ای و ستاره پروری های بی‌جایی است که به اشتباه درست تلقی می شود و دست بردار این اسطوره سازی های کذایی نیستیم.

نقدی بر صحبت های رویانیان که تازه به این فوتبال آمده و علی دایی که همه افتخارات زندگی اش را از این فوتبال دارد؛ نداریم. چه نقدی کنیم که هر نقدی به تعبیر دوستان مغرضانه و غیر منصفانه تلقی می شود. حرف از دهان خارج نشده متهم به نگاه غرض ورزانه ایم. باکی هم از بیان این تعابیر نداریم چون آنکه پاک است از محاسبه چه باک است.

ما وظیفه ای داریم و رسالتی بر دوش. نمی توانیم به دلیل زاویه دید برخی‌ها رسالت‌مان و از همه مهم‌تر وجدانمان را فراموش کنیم.

* رویانیان را چه می شود؟

علی دایی را همه می شناسیم. روحیه دایی آرام نیست. تلاطمات روحی او را به هنگام تقابل با یک نفر را به خوبی می شناسیم. می دانیم که دایی ذاتا دوست ندارد شکست خورده باشد. کوشایی و توانایی او در زمین فوتبال را دیده ایم و به خوبی هم می دانیم نیمی از شخصیت درونی هر بازیکنی در زمین مسابقه نمایان می شود. دایی را در زمین مسابقه همیشه جنگنده دیده ایم. او بیرون زمین هم همین‌گونه است. دوست دارد نمایان و پررنگ باشد. حتی در روزی که نخواهد علیه کسی صحبت کند جنس صحبت هایش درگیرانه است. شاید هم بخواهد خیری داشته باشد اما به دلیل عصبیت هایی که در اذهان از او باقی مانده کسی فحوای حرف او را متوجه نمی شود.

از رویانیان در عجبیم. او که سن و سال بیشتری دارد و در یکی از مهمترین ارگان های این مرز و بوم خدمت کرده. نمی دانیم بر رویانیان چه گذشته و کدام حرف علی دایی او را آزار داده که در روز مسابقه این چنین بر دایی تاخت. هنوز یادمان نرفته مدیرعامل پرسپولیس گفته بود دایی را دوست دارد. دایی به لحاظ قانونی حرف اشتباهی نزده است. او گفته طلبش را از این باشگاه می خواهد.

همه آدم ها دنبال حق خود هستند و این غلط نیست حتی اگر کسی مثل دایی افتخاراتش را از پرسپولیس داشته باشد.

دایی شاید اخلاقا بهتر بود که این چنین بر آشفته نمی شد چون همان هوادارانی که فصل گذشته وقتی علی دایی با راه آهن به پیروزی رسید و آن خوشحالی عجیب را از خود بروز داد و گفت خدا به او عزت داده تا به پیروزی برسد به یاد دارند در روزهایی که دایی با حبیب کاشانی مدیرعامل وقت پرسپولیس جدال لفظی داشت و قرار بود سرمربی فصل جدید پرسپولیس انتخاب شود اعلام کرد حاضر است ۳۵۰ میلیوت تومان از طلبش را به خاطر هواداران ببخشد.

علی دایی کاش روز گذشته هم یاد همین صحبت های خود می افتاد اما نه تنها چنین چیزی را به یاد نیاورد حتی از علی کریمی هم استفاده کرد. او که می دانست کریمی این روزها اوضاع و احوال خوشی با پرسپولیس ندارد خطاب به رویانیان گفت او می رود اما امثال دایی ها و کریمی ها می مانند.

در عجبیم از چرخش روزگار. هر چه علی دایی این صحبت ها را بیان می‌ کند نمی دانیم چرا بی اختیار یاد روزهایی می افتیم که دایی در تیم ملی علی کریمی را نمی خواست و حتی یک بار در مصاحبه هایش گفت که یک بازیکن اگر آماده باشد می تواند به جای یک بازیکن پیر برای تیم ملی بازی کند. عجب چرخشی دارد این روزگار. حالا علی کریمی جزو آن دسته از بازیکنانی شده که از نظر دایی ماندگار می شود.

درست است علی کریمی محبوب است. او یک شماره ۸ دوست داشتنی در ذهن هواداران پرسپولیس و حتی تیم ملی است. شکی نیست که کریمی جزو آن دسته از بازیکنانی است که همیشه در یادها می ماند اما این دلیل بر فراموشی کج رفتاری های کریمی نیست. حداقل ما رسانه ها که رسالتی بر دوش داریم این وظیفه را داریم که هوادار و علاقه مندان به فوتبال را همیشه آگاه و بیدار نگه داریم.

* در این ورزش، بی سر و صدا که باشی اسطوره نیستی

درد است که بزرگ باشی، فنی باشی و همه چیز را بدانی اما چون ساکت باشی کسی به تو اسطوره نگوید.

دایی ها و کریمی ها و خدادادها هم بزرگند و هم عزیز اما جای امثال مهدوی کیاها، زرینچه‌ها، نویدکیاها و باقری ها در این فوتبال کجاست؟

گل بی عیب خداست و هر انسانی در زندگی خود اشتباهاتی دارد اما در بین مردم آن کس که کمترین اشتباه را داشته محبوبتر است. در این فوتبال بازیکنانی که صادقانه و حرفه ای زندگی می کنند کم نیستند اما چرا کسی از آنها به عنوان اسطوره یاد نمی کند.

تا به حال به یاد دارید که مهدوی کیا علیه کسی خروشیده باشد؟ او که حتی این روزها روی نیمکت هم می نشیند کسی که باشگاه هامبورگ او را در بین ۱۰۰ بازیکن تاثیرگذار خود قرار داده است و هنوز هم هواداران این تیم آلمانی از او به نیکی یاد می کنند دیده اید خم به ابرو بیاورد؟ آیا برای مهدوی کیا همه چیز در پرسپولیس خوب پیش می رود؟ اسطوره واقعی یکی مثل اوست که نه منیت ها و منفعت های خود را مطرح می کند و نه منتی سر پرسپولیس و هوادارانش می گذارد.

علی دایی آقای گل جهان است. شکی نیست اما دایی بزرگ و پر افتخار که بارها جان خودت را در راه تیم ملی کف دست خود گذاشتی کاش یکبار برای همیشه بگویی در این فوتبال که درش به روی همه باز است چه کسی خوب است؟ کاشانی، مایلی کهن، قلعه‌نویی، قطبی، کفاشیان، انصاری فرد، فکری، تارتار، کاظمیان، مبعلی و این روزها رویانیان همگی بد هستند پس چه کسی خوب است؟ اینکه کسی تعریفت را کند!

چه بساطی در این فوتبال داریم. دیگر کسی به خاطر ابهت و شخصیت به کسی ارج نمی گذارد. هر کسی به دنبال پیروزی خود است. این وسط هوادار است که نمی داند و تشویق می کند. هوادار است که نمی داند و فریاد می زند، گریه می کند و شادی می کند.

فارس