به گزارش سرویس خبرورزشیملت ایران:استقلالدر روز افتضاحش، آن هم با دست خالی و زور زورکی نمی بازد،پرسپولیسبا آن همه ستاره گران قیمت، این فصل هم چیزی نخواهد شد تا کمی بیشتر از گذشته نگران شد.
مربی ذوب آهن کارشناس خوبی است. او سوادش و سطح فهمش از فوتبال را در برنامه های تلوزیونی بارها ثابت کرده، درست مانند دستیار ژنرال در تیم استقلال. اما آیا قدرت اجرایی و پیاده سازی تفکراتش هم به همان میزان بالاست؟ واقعا اگر اینطور بود که صالح مجبور نبود پیش قلعه نویی درس پس دهد و یا تقوی دستاوردی در لیگ داشت.
قطعاً یک جای کار می لنگد وقتی تفکرات دهه هفتادی، همچنان ثمر بخش اند. شلوغی های داخل محوطه جریمه، با قد بلندها و قلدرها هنوز قدرت چپاندن زورکی توپ به داخل دروازه را دارند و مدافعین در ساده ترین تاکتیک های دفاعی که همان جاگیری متناسب و یارگیری مناسب است دچار اشتباهات آماتورگونه می شوند. البته ایراد تنها به خط دفاعی نیست وقتی تیم پیش افتاده، حفظ توپ بلد نیست تا از گلش دفاع کند.
ذوب آهن در دیدار با استقلال در ضد حملات موقعیت های بسیار ایده آلی نیز از دست داد، فرصت هایی که به قول جواد خیابانی(گزارشگر بازی) امروزه در فوتبال سطح اول دنیا هر کدامشان یک گل هستند.
استقلال نیمکتش در چند دیدار اخیر همواره خالی از رزرو بوده و جالب آنکه خبری هم از بازیکنان رده های پائین تر این تیم نیست. دلیل آن هر چه که باشد قسمت عمده و اصلی آن به وضعیت اسفبار تیم های پایه دو تیم بزرگ پایتخت بر می گردد. وقتی فوتبال در بزرگترین تیم های باشگاهی ما اصولی دنبال نمی شود انتظاری هم جز مصرف گرایی نیست. شاید به همین دلیل هم هست که امروز وضعیت تیم های فولاد و سپاهان که تیم های پایه قوی دارند در روزهای فشرده مسابقات بهتر از تیم های چشم بازار کور کنی هستند که مدیرانشان حتی در بستن قرارداد به گونه ای بازیکن سالارانه عمل می کنند که آنها هر وقت دلشان خواست بروند. بی دلیل هم نیست که فوتبالیست های امروزی ما هیچ وقت اسطوره نشوند چرا که تنها به صلاح خویش می آیند و می روند و نمی دانند بودن در روزهای سخت است که نامی را جاودان می کند.
سهم تماشاگران نیز در اینجا قابل بحثاست. همان هایی که نتیجه گرایی شان کیفیت فوتبال داخلی را تا مرز صفر پائین آورده است، حالا و در حالی که تیم محبوبشان در سخت ترین شرایط صدرنشینیش را حفظ نموده، برای حمایت از آن به ورزشگاه نمی روند و آنها هم ترجیح می دهند به سبک ستاره های امروزی فوتبال ایرانی، بدون تحمل سختی به نتیجه برسند، غافل از آنکه حمایت و تشویق سکوها دلگرم کننده تر از میلیارها پول است.
هدف گذاری هم که برای تیم های دولتی بیشتر شوخی است وقتی مدیران بدون توجه به عملکردشان تغییر می کنند پس نمی توان انتظاری جز این داشت که مربیان نیز ثبات کاری داشته باشند. این مساله به خصوص درباره پرسپولیس امروز صدق می کند. تیمی که مدت ها حتی از کورس قهرمانی بیرون بود، بدون بررسی علت ها و صرفاً با خرید یکی دو جین بازیکن سر زبان افتاده قصد فتح جام می کند و توقعات از خود را بالا می برد بدون در نظر گرفتن این نکته که روزهای سختی هم در پیش اند. اگر پرسپولیس در ابتدای فصل تمام هدفش دستیابی به سهمیه آسیایی بود، آیا بازهم امروز به عنوان اصلی ترین ناکام فصل شناخته می شد؟ از روز اول مشخص بود با وجود بازیکنان جوان و تکیه کردن به همین نفرات، باید فرصت فراز و فرود به تیم تحت هدایت دایی داد، فرصت اشتباه به آنها داد و منتظر با تجربه تر شدن آنها شد اما نوسانات به وجود آمده در نتایج پرسپولیس امروز و حواشی پیرامون بازیکنان جوانش، از پیش احتمالی برایش داده نشده تا کار به اینجایی برسد که هست.
احتمالاً به واسطه همین نتایج چند هفته اخیر(با اینکه نسبت به فصول گذشته بسیار بهتر شده است) سرخ پوشان پایتخت دستخوش تغییرات عمده ای در فصل آتی خواهند شد و این برای تیمی که با جذب بازیکنان جوان فصل سیزدهم را آغاز کرده، یعنی خودکشی، یعنی دور خود چرخیدن.
ضمن آنکه نباید از ذکر این نکته غافل ماند که صدرنشینی استقلال شاید لذتی آنی برای هواداران داشته باشد اما به واقع چون پیشرفت فوتبالی به وجود نیامده، آینده ای خوش به جای نخواهد گذاشت و بازی این روزهای استقلال بیشتر روزمرگی است و بیشتر موفقیتش مرهون اینکه رحمتی برای رسیدن به دروازه ایران در برزیل بسیار با انگیزه است و شاید هم مستحق!
بی دلیل نیست که امروز وضعیت تیم هایی که سرمربیان با دانشی چون کرانچار و فرکی و همچنین مدیران کم حرفی دارند بهتر از آبی و قرمزهای تهرانی است. از نظر فوتبالی(و نه صرفا نتیجه گیری) فولاد و سپاهان امروز پیشرفت کرده است، استقلال مدت هاست درجا می زند و پرسپولیس به شدت افت داشته است. پس بعید هم نیست که آینده متعلق به آینده نگرها باشد.