ملت ایران: دوشنبه شب بعد از ۴ سال پیاپی بالاخره کرسی قدرت در فوتبال جا به جا شد و عنوانتوپ طلابه بازیکنی رسید که بر خلاف سالهای گذشته امسال کمی افکار عمومی را به موافق خود کرده بود. جایزه ای بهکریس رونالدواعطا شد که هیچ گاه نتوانسته است همگان یا حداقل اکثریت را راضی کند. هدف نگارنده هرگز آوردن دلایلی برای شایسته بودن یا نبودن رونالدو برای کسب این عنوان نیست چون بالاخره همیشه می توان دلایل نقض کننده ای برای هر جایزه ای پیدا کرد. همان طور که در سالهای اخیر نیز طرفداران رونالدو. اینیستا. ژاوی و اسنایدر و… خیلی های دیگر هم به زعم خودشان دلایل قانع کننده ای برای کاندیدای مورد نظرخودشان داشتند. جایزه ای به نظر می رسد اصلا بنای آن بر این نیست که بهترین ها برنده آن باشند ورنه بسیار عجیب است که تیری هانری. مالدینی. اولیور کان. توتی. بوفون. زلاتان. رائول… و خیلی های دیگر موفق به بردن آن نشده اند و مایکل اوون و ریکاردو کاکا نمونه ای از آن در تالار افتخارات خود دارند.
اینبار اما شب ویژه ای برای هواداران غول پرتغالی رئال مادرید بود. بسیاری از آنان که شیفته فوتبال فیزیکی و مبتنی بر قدرت ستاره خوش سیمای رئال مادرید شده اند و البته احتمالا کسانی که شاید از بغض معاویه دوست داشتند که این جایزه به رونالدو برسد و از دیدن چندین ساله چهره مسی روی سن خسته شده بودند منتظر عکس العمل متفاوتی از رونالدو بودند. بدون شک رونالدو از معدود فوتبالیست های تمام تاریخ فوتبال می باشد که روند صعودی بی نظیری را طی این ۱۰ سال طی کرده است و سال به سال بهتر شده است در حالیکه اکثر بازیکنان بهترین نمایش های خود را در چند سال اول بازی خود به نمایش می گذارند مثل رونالدوی برزیلی. فیگو. بکهام. رونالدینهو. روبینو. کاکا و… و برای اثبات این امر کافیست سری به آرشیو بازی های اول رونالدو در منچستر بزنید تا متوجه شویم آن بازیکنی که تنها دریبل های برزیلی و کنار خط تنها کاربرد بازیش بود حالا به خودی خود تبدیل به یک تیم شده است.



چهره به زعم اکثریت هواداران فوتبال، مغرور مادریدی این بار با سیمایی متفاوت به روی سن آمد. شاید هر کدام از ما انتظار هر گونه واکنشی را به غیر از اشک های از ته دل کریستیانو داشتیم. شاید انتظار طعنه زدن به مسی دوست داشتنی یا بلاتر یا تعریف از خود انتظار به جا تری از ذهنیت عمومی افراد به رونالدو بود.
اما پسرک گریه روی لیسبون بغض کهنه ای در سینه داشت. شاید دلیل آمدن پسر وی بر روی سن این بود که خواست به همگان و مهمتر از همه به خودش نشان دهد که جونیور رونالدو مثل وی در فقر و سختی بزرگ نخواهد شد و جای پدر الکلی خود را با پدری موفق و ثروتمند و قابل افتخار پر خواهد کرد. شاید خواست نشان دهد که آنگونه که همگان وی را انسانی خودخواه و مغرور و بی احساس جلوه داده اند نیست و فقط کمی بلد نیست ژست های مثبت و انسان دوستانه به خود بگیرد.
شاید رونالدو هنوز واقف نیست که انسان هزاره سوم بیشتر چشم به فلش دوربین ها و مراسم نمادین دارد تا آنچه به واقعیت در دنیای معاصر سراسر جنگ و خونریزی می گذرد. شاید رونالدو هنوز نمی داند که می تواند مثل امثال بکهام و بیل گیتس بارها برای کوچکترین عمل خیری جلوی دوربین برود و کیلو کیلو محبوبیت برای خود جمع کند.
دیشب ستاره پرتغالی نام خود را در جمع بهترین های تاریخ فوتبال ثبت کرد. هرگز در رقابت فوق العاده زیبا و نفس گیر سالهای اخیر خود با مسی دست نکشید و بالاخره چه به حق و چه به نا حق توانست برای یک سال دیگر هم خود را به عنوان پادشاه فوتبال معرفی کند. دیگر شاید این طرفداران رونالدو باشند که هر جا لیونل مسی حاضر شد برای خرد کردن اعصاب وی نام کریستیانو را فریاد یزنند. همه اینها به حق بهانه ای برای اشک های دلنشین و دوست داشتنی رونالدو بود. آری دیشب زمانی برای گریستن بود.