ملت ایران: همه می خواهند بروند جام جهانی. همه یعنی همه بازیکنان لیگ برتر؛ حتی آنها که در تیم های خودشان هم از اعتماد سرمربی بی نصیب مانده اند. فوتبال ایران روزهای بسیاری است که خواب های شبانه اش را با دیدنی های برزیل آذین بسته و جز جام جهانی، چیزی نه پیش چشمش است و نه در خیالش. حکایت بازیگران این فوتبال هم همین است. همه می خواهند بروند جام جهانی. همه یعنی حتی آنهایی که بیشتر روزهای رفته از فصل را روی نیمکت گذراندند و شاید هیچکس جز خودشان آنها را برای بازی در جام جهانی محق نمی داند. راستی باید محمد نوری را هم از این دست بازیکنان بدانیم؟ البته که نه؛ هر چند که تردیدها درباره حضور او در جام جهانی بسیار است؛ همانقدر که نیمکت نشینان لیگ برتر نسبت به خودشان مرددند.
نوری همان بازیکنی است که کارلوس کروش هرگز نتوانست روی نامش قلم قرمز بکشد و تا امروز شاید نهایتا یکی از اردوهای تیم ملی را از دست داده باشد. به قول خودمان یکی از «سوگلی» های سرمربی است اما چطور می تواند به جام جهانی برود وقتی در لیگ برتر، در پرسپولیس جایی برایش نیست؟ جایگاه کاپیتان در پرسپولیس، روزهای زیادی است که از دست رفته. اول فصل که بازوبند را بر بازویش می بستند، هیچکس امروزها را برای محمد نوری تصور نمی کرد. او در تمام نیم فصل اول تنها سه بازی را از دست داد که دلیل نبودنش در بازی های نهم و دهم مصدومیت بود و هفته آخر را هم به او استراحت دادند. از ۱۵ بازی که در دور رفت لیگ سیزدهم سپری کردیم، محمد نوری ۱۰ تا را فیکس بود و ۸ بازی را هم تا سوت پایان در زمین گذراند. در بازی برابر فجرسپاسی و صبا در هفته های یازدهم و دوازدهم هم به عنوان بازیکن تعویضی به زمین رفت و سر جمع، ۳۸ دقیقه بازی کرد.
فصل سیزدهم لیگ برتر بعد از ۱۳۵۰ دقیقه به آخر رسید که از این تعداد، سهم محمد نوری ۹۲۸ دقیقه بود آن هم در حالی که تا هفته نهم، همیشه فیکس بود. در نیمه دوم فصل اما ورق برگشت و آقای کاپیتان، شد یک بازیکن نیمکت نشین. در بازی اول برابر تراکتورسازی البته فیکس بود اما نه نود دقیقه. از دقیقه ۸۴ که گذشتیم، جایش را به محمد عباس زاده داد و بازوبندش را هم سپرد به سید جلال حسینی. هیچکدامشان را هم نتوانست پس بگیرد؛ نه جایگاهش در ترکیب یازده نفره و نه بازوبند کاپیتانی را. در دو بازی بعدی برابر ذوب آهن و مس هم کلا ۳۴ دقیقه بازی کرد. از شانس بد او تازه واردها و جانشین هایش هم خوش درخشیدند تا سرمربی، محمد نوری را کلا از یاد ببرد. یک فراموشی کاملا به حق!
نوری به خاطر قدرت بدنی اش هرگز نقش یک هافبک دفاعی را هدیه نگرفته و جایگاهش در مثلثسه نفره پشت تک مهاجم را هم خیلی زود به پیام صادقیان بخشید تا دست خودش خالی بماند. تا اینجای کار و در پست محمد نوری، صادقیان ۲ گل زده و ۵ پاس گل داده و بازیکنان کناری اش هم به همین اندازه موثر بوده اند. محمدرضا خلعتبری ۵ گل زده و ۲ پاس گل داده و عالیشاه و مسلمان هم هر کدام یک گل و یک پاس گل را در کارنامه دارند. حال آنکه محمد نوری در حضور ۱۰۴۶ دقیقه ای اش در بازی های این فصل پرسپولیس هیچ گلی نزده و پاس گل هم نداده است! تنها غنیمت او از این همه بازی، دو کارت زرد بوده و بس. با این آمار آیا می توان سرمربی را به خاطر نشاندن کاپیتانش روی نیمکت سرزنش کرد؟
محمد نوری همیشه بازیکن دایی بوده. چه در روزهای سرمربیگری دایی در تیم ملی، چه وقتی روی نیمکت سورینت می نشست و همه می گفتند نوری یکی از نفوذی های او در پرسپولیس است و چه همین امسال که محمد نوری سازش را برای رفتن کوک کرده بود و چون سرمربیگری را به نام دایی زدند، او هم تصمیم گرفت بماند. حالا اما باید به خاطر ذره ای اعتماد، دنبال سرمربی بدود و چشم امیدش همچنان به کارلوس کروش باشد.
مثل همه بازیکنان این فوتبال، نوری هم می خواهد با تیم ملی به جام جهانی برود اما آیا درخشش این گلزن ها و گلسازهای جوان پرسپولیس به او این اجازه را می دهند که برای جلب اعتماد دوباره سرمربی تیم ملی خودی نشان بدهد؟ یا با تسلیم شدن برابر بی اعتمادی های علی دایی، جام جهانی را هم مثل جایگاهش در ترکیب ثابت پرسپولیس از کف خواهد داد؟