حملات گروهی کاربران ایرانی به صفحه لیونل مسی در هفته گذشته نگاه های زیادی را متوجه این ماجرا کرد و برای چند روزی خبر این اتفاق در صدر اخبار داخلی بود و حتی رسانه های خارجی نیز به پوشش این خبر پرداختند. حالا که چند روزی از این ماجرا گذشته و تب و تاب آن فروکش کرده است می توان نگاهی دقیق تر به ریشه ها و چرایی چنین اتفاقی داشت.
کاربران ایرانی با فراگیر شدن اینترنت در ایران نشان داده اند که قدرت عظیمی در این حوزه دارند. آنها بدلیل انواع محدودیت هایی که در دنیای واقعی برایشان وجود دارد، زندگی در فضای مجازی را ترجیح داده و اغلب احساساتشان را در این فضا بروز می دهند و ناکام ماندن انواع برنامه های فیلترینگ در کشور نیز نشان داده است که این کاربران سد و مانعی در برابر خود نمی شناسند و حاضرند بر هر مشکلی فائق آیند تا حیات مجازی آنان به خطر نیافتد.
یکی از اولین مواردی که کاربران ایرانی در فضای مجازی متحد شدند در سال ۱۳۸۴ رخ داد. هنگامی که نشریه نشنال جئوگرافیک بجای نام خلیج فارس از نام مجعول خلیج عربی استفاده کرد و موجب شد تا سیل اعرتاضات مجازی کاربران ایرانی به این اقدام به راه بیافتد. اتحاد کاربران ایرانی در آن زمان بگونه ای بود که در صفحه جستجوی گوگل نیز با جستجوی خلیج عربی تنها به صفحه ای راهنمایی می شدید که در آن نوشته بود این نام جعلی است و نام صحیح این خلیج، خلیج فارس است. اما این اتحاد و اقدام نه تنها از سوی مسئولان ارج نهاده نشد، که حتی به رسمیت هم شناخته نشد.
انکار کاربران ایرانی در این سالها از سوی نهادهای رسمی و انواع تهدیدها و محدودیت هایی که برای دسترسی آنها به اینترنت و شبکه های اجتماعی همیشه وجود داشته است(از انواع و اقسام فیلترینگ شبکه های محبوبی چون فیسبوک گرفته تا از کار انداختن وی پی ان ها و طرح اینترنت ملی و…) عطش این جمعیت عظیم را برای دیده شدن و اثبات قدرت خود به نهادهای رسمی بیشتر کرده است. این کاربران اغلب عصبانی از هر فرصتی استفاده می کنند تا نشان دهند هستند و باید به رسمیت شناخته شوند. به همین دلیل است که آنها سعی می کنند از دیوار هر شخص و سازمان مهمی در فیسبوک بالا بروند. هر چه این دیوار بلندتر باشد و آنها بالاتر بروند بیشتر دیده خواهند شد. به همین دلیل است که صفحه ناسا با صفحه ایوان زایستف برای آنان فرقی ندارد.
در مورد ماجرایی که برای مسی نیز بوجود آمد نیاز به دیده شدن عامل مهمی بود. برای کاربرانی که سالها انکار شده اند، چه دیواری بلندتر(یا کوتاهتر!) از دیوار لیونل مسی؟ ستاره آرژانتینی که صفحه اش میلیونها مخاطب دارد و همیشه خبرساز است. اتفاقات رخ داده پس از حمله آنها به صفحه مسی نیز نشان داد که آنها انتخاب درستی کرده اند. اینبار دیواری که از آن بالا رفتند آنقدر بلند بود که همه دنیا آنها را ببیند اما هیچ کس برایشان هورا نکشید. چرا که عصبیت ناشی از سختی ها در این راه از آنها جمعیتی ساخته بود که بیشتر به اوباش شبیه بودند تا قشری فرهیخته.
آنها انبوه خلقی را بازتولید کردند که همواره در ورزشگاه های فوتبال کشور برای نشان دادن اعتراض خود دست به فحاشی می زنند و همیشه هم با برچسب عده ای تماشاگر نما هم خود و هم اعتراضشان نادیده انگاشته و انکار می شود. این انبوه خلق مجازی اگر الان جدی گرفته نشود و به نیازهایش پاسخ داده نشود در آینده می تواند بیشتر از اینها خرابی ببار آورد بنابراین لازم است با نگاهی آسیب شناسانه و علمی این اقدامات تحلیل شود تا راه حلی منطقی برای این ماجرا یافت. اولین راه برای اینکار به رسمیت شناخته شدن این جمعیت و فضایی که در آن زندگی می کنند - فیسبوک - است.