ملت ایران: در سال منتهی به جام جهانی، همه بازیکنان باانگیزه شده اند، چه آنهایی که شانس بالایی برای حضور در جام جهانی را دارند و چه آنهایی که شانس شان کمتر است. همه می خواهند به برزیل بروند. در این میان، لژیونرهای تیم ملی هم سنگ تمام گذاشته اند تا ابتدا به برزیل بروند و سپس جای خود را در ترکیب اصلی تیم ملی تثبیت کنند. این روزها، لژیونرهای فوتبال ایران همه را یاد نسل ۹۸ می اندازند. بازیکنانی که بعد از جام ملت های آسیا در سال ۱۹۹۶، یکی یکی به فوتبال اروپا کوچ کردند و روزهای موفقی را در تیم های مطرح رقم زدند. محمد خاکپور به وان اسپور ترکیه رفت، علی دایی و کریم باقری با آرمینیا بیلفلد آلمان قرارداد بستند و خداداد عزیزی پیراهن کلن آلمان را پوشید تا زوج پولستر اتریشی در خط حمله این تیم قدیمی بوندس لیگا شود. بعدها مهدی مهدوی کیا، رسول خطیبی، وحید هاشمیان، داریوش یزدانی، علی منصوریان و علی موسوی هم به این جمع اضافه شدند تا روزهای موفقی برای فوتبال ایران در عرصه بین المللی رقم بخورد.
آن سال ها گذشت، علی دایی به بایرن مونیخ رفت، وحید هاشمیان در بوخوم و بایرن مونیخ بازی کرد، علی کریمی پیراهن بایرن را پوشید و مهدوی کیا هم به یکی از موثرترین بازیکنان هامبورگ بدل شد. تیم ملی با آن نسل و با آن لژیونرهای موفق در جام جهانی ۱۹۹۸، روزگار خوشی را سپری کرد. برد مقابل آمریکا و شکست نزدیک از یوگسلاوی و آلمان، ماحصل کار ایران در جام جهانی ۱۹۹۸ بود؛ نتایجی که لژیونرهای ایران از جمله علی دایی، باقری و مهدوی کیا نقشی غیرقابل انکار در رقم خوردنشان داشتند.
***
جام جهانی ۲۰۱۴ در راه است. تیم ملی در گروهی قرار گرفته که آرژانتین، نیجریه و بوسنی هم حضور دارند. بدون شک حضور لژیونرهای تیم ملی و آمادگی شان می تواند نقشی تعیین کننده در نتایج ایران ایفا کند. درست مثل جام جهانی ۱۹۹۸ که تیم ملی تا اندازه ای متکی به لژیونرهای آماده ای بود که در فوتبال اروپا بازی می کردند و برای خود اسم و رسمی داشتند.
فوتبال ایران این روزها، لژیونرهای مطرحی در اختیار دارد. بازیکنان جوان و باتجربه ای که هر هفته خبر درخششان در فوتبال اروپا منتشر می شود و البته کارلوس کروش را خوشحال می کند. بجز رضا قوچان نژاد که چسبیده به نیمکت استاندارد لیژ و مربی این تیم اعتقادی به بازی اش ندارد، باید به سایر لژیونرها ببالیم و تحسین شان کنیم.
دنیل داوری در بوندس لیگا و دروازه برانشوایگ یک بازیکن فیکس است. هر چند برانشوایگ نتایج ضعیفی کسب کرده و در قعر جدول بوندس لیگا حضور دارد اما داوری با حضورش در ترکیب اصلی و کسب نمره متوسط به بالا در هر هفته نشان داده یکی از بهترین و موثرترین بازیکنان تیمش محسوب می شود. داوری با این روند می تواند یکی از معتبرترین بازیکنان تیم ملی در جام جهانی ۲۰۱۴ باشد.
کمی دورتر از داوری، علیرضا جهانبخش در لیگ هلند می درخشد. او به بازیکن موثر نایمخن بدل شده. در ۲۰ سالگی برای نایمخن گل می زند و تحسین رسانه های هلندی را برمی انگیزد.
در اسپانیا و لیگ دو این کشور، مسعود شجاعی دوباره تبدیل شده به همان بازیکن آماده چند سال پیش. بازیکنی تکنیکی که در جام جهانی ۲۰۰۶ و همراه با آندو تیموریان، پدیده های تیم ملی بودند و برای هر تیمی دردسر می آفریدند. شجاعی برای لاس پالماس بازیکنی است که عبور از نامش برای سرمربی این تیم یک مشکل بزرگ محسوب می شود.
در روسیه و سرمای طاقت فرسای کازان، سردار آزمون به ترکیب اصلی روبین کازان راه پیدا کرده. او مخامتچین روسی و روندون ونزوئلایی را نیمکت نشین کرده و فیکس بازی می کند، آن هم در ۱۸ سالگی و روزهایی که تازه اول راه فوتبالش قرار گرفته. گزارشگران روسی، بازی سردار را تمجید می کنند و در وصفش می گویند: «نگین ایرانی روبین کازان».
اشکان دژاگه در فولام راه افتاده. بعد از یک مصدومیت طاقت فرسا، دژاگه دوباره بدل شده به بال راست جادویی مردان کریون کاتج. همین هفته قبل به تاتنهام گل زد و مقابل استون ویلا هم پاس گل داد تا موثرترین بازیکن دو هفته اخیر فولام لقب بگیرد.
درخشش لژیونرهای ایرانی در فوتبال اروپا، کارلوس کروش و فوتبال ایران را خوشحال می کند. کروش می داند که اگر لژیونرها آماده باشند، تیم ملی می تواند امیدوار به درخشش در جام جهانی باشد.
این لژیونرها ما را یاد جام جهانی ۱۹۹۸ می اندازند. روزهایی که آنها آماده بودند و تیم ملی هم آماده. آنها می درخشیدند و تیم ملی هم درخشید. برای جام جهانی برزیل هم تیم ملی چنین سرنوشتی را پیش رو دارد. اتکا به لژیونرهایی که هم باتجربه اند، هم مصاف های بین المللی دیده اند و هم آماده اند. اینگونه می توان به کسب شگفتی از سوی تیم ملی امیدوار بود.