ملت ایران: ارزان ترین و مفرح ترین سرگرمی جماعت اینترنتی کاربران وطنی حالا فحش کشیدن به لیونل مسی است… هجمه کاربران ایرانی به صفحات فیسبوک اسطوره فوتبال این عصر هرچند همان فاز جوگیری ملی و صد البته بیکاری مردمانی است که حتی فان و تفریحشان هم رگه ای از جدی بودن یا مفید بودن ندارد. این البته نخستین بار نیست که صابون این مردم به تن دنیا می خورد. اگر پیش از این دنیا با نطقهای هایپری محمود احمدی نژاد سردرگم می ماند که بالاخره این ملت می خواهد دنیا را مدیریت کند یا می خواهد بهمش بزند حالا و به لطف کابران ایرانی که هر کدامشان از قبل پیج مسی را لایک کرده بودند و حالا به یکباره مثل دزدان دریایی به آن حمله می برند جهان دارد با جلوه شیرین دیگری از خصلت مردمان ما آشنا می شود. این البته اولین بار نیست… سالهاست ما عادت کرده ایم کامنت های خود را به سنت حسنه توالت نویسی شیر کنیم به یادگاری که در این گنبد دواربماند!
کامنت های همین سایت گل کافی است تا نیک دریابیم کاربرانی که همه با ما هموطن و هم مسلک و هم مرامند پای احساسات که وسط می آید حاضرند بقیه را با بولدوزر کامنت هایشان چنان زیر بگیرند که نه از تاک نشانی بماند و نه از تاک نشان… موج تلخ و فزاینده کامنت های توهین آمیز که از پیجی به پیجی و از مقاله ای به مقاله ای و از تیمی به تیمی و از شهری به شهری می رفت حالا از ایران دارد به رایگان به دنیا صادر می شود و فرهنگ و تمدن نوین این ملت هفت هزار ساله را به چشم جهانیان فرو می کند. ما ملتی هستیم که انگار عقده مندانه باخت های از قبل و از بعد مان را با فحش ها و فضاحت ها و توهین ها به رخ برندگان می کشانیم. رفتن به پیج کاپیتان تیم ملی والیبال ایتالیا یا وزیر امور خارجه فرانسه و حالا مسی و فحش دادن یا شیشکی بستن به دنیا اصلا کول نیست چه ما با ابر رسانه ای به نام فیسبوک طرفیم که دنیا دارد تماشایش می کند انگار که در کشورمان دوربین مخفی گذاشته باشند و دنیا پنهانی به این نمایش جدید ترومن بنگرد و بخندد! فیسبوک برای مردم دنیا هر چه باشد برای ما ایرانی ها نمایش ترومنی بیش نیست. ما داریم در خلوت خیالی خودمان می خندیم و کارهای نانوشتنی انجام می دهیم و خیالمان راحت که تنهاییم و حق داریم با این همه ما تنها نیستیم و تنهایی در بزرگترین نمایش ترومن دنیا هیچ محلی از اعراب ندارد که از اول نداشته…
اگر مردم ما خسته از تحریم ها و امید بسته به حسن روحانی و گفتمان اعتدال محورش پریشان خاطر می شوند و به پیج لوران فابیوس می ریزند و هر آنچه بلدند نثار مرد فرانسوی می کنند شاید بتوان درک کرد که این جماعت خون به جوش آمده حق دارند اما حمله به کاپیتان تیم ملی والیبال ایتالیا پس از باخت به ایران یا این مسخره بازی های پیش آمده در صفحه مسی را باید کجای دلمان جا بدهیم؟ مگر نه اینکه اینها نه دشمنند و نه دشمن ساز؟ با مسی که عمده مردم هم تکنیکش را دوست دارند و هم رفتارهای ورزشی خارج از زمینش را چه عداوتی هست یا باید باشد؟ حتی جنبه فان قضیه هم نباید اینطور پیش می رفت که می بینیم… خودت را بگذار جای هموطنی ایرانی در انگلیس یا اسپانیا یا هرجای این دنیا که دوستانش از او می خواهند کامنت های فیسبوکی ایرانی ها در صفحه مسی رابرایشان ترجمه کند. تنها قیافه او را در نظر مجسم کنید که باید برای حفظ ظاهر هم که شده چگونه این توالت نویسی های ما را ترجمه کند…
فکر کنم سروش هیچکس بود که در شعری حماسی درباره جنگ ایران و آمریکا داشت می خواند:
خدارو شکر که به ما حالی خوش داد حالی که میشه دنیا رو فحش داد
بله می شود دنیا را هم فحش داد… می شود دنیا را هم اینگونه با کامنت ها به تسخیر در آورد… ما شاه کامنتی دنیاییم.. ما شاه جهانیم… امپراتوری ما در صحنه مجازی است و سربازان ما کاربران بیکار و بدون تفریح ایرانی که دلشان می خواهد به ریش دنیا بخندند و اسلحه سری ما کامنت هایی است که در کسری از ثانیه از شمال و جنوب و شرق و غرب و مرکز این سرزمین آریایی در کسری از ثانیه می رود آن سمت دنیا و به قبل دشمن فرضی می خورد!
دنیا را فحش نده هموطن… بعضی چیزها برای خندیدن خوب نیست… پیج جدیدی باز کن و شوخی ها را به آن انتقال بده… صفحه رسمی مسی با آن همه بیانیه های یونیسف و عکس های خیریه و صفحه افتخارات که جای توالت نویسی نیست هموطن…