نفت باشگاهی است که هنوز یک مربی نتوانسته دو فصل را در آن پشت سر هم حضور داشته باشد و آنها هر فصل یک مربی را روی نیمکت خود دارند. باشگاهی با سیستم مدیریتی پیچیده که هنوز ساختار قدرت در این باشگاه به طور واقعی مشخص نیست و مربی در این ساختار جایگاه قدرتمندی ندارد.
زمانی که این باشگاه یحیی گل محمدی را جذب کرد تصور آنها این نبود که او بتواند با نفت چنین نتایجی را بدست بیاورد اما یحیی توانست توانایی مربیگری اش را بازهم پس از صبا و پرسپولیس در نفت نشان دهد. اختلاف یحیی با نفتی ها بر سر لیستی بود که او از یکماه قبل لیستی از بازیکان را به نفت داد اما توجه ای به این لیست نشد.
یحیی این را می دانست که اگر بخواهد در کورس بماند باید تیمش را تقویت کند اما توجه ای به آن نشد و همین باعثشد تا اختلافات آغاز شود. اما اختلاف نهایی آنها برسر انتقال نوروزی به پرسپولیس و جذب بازیکن از این تیم بود. یحیی برای رفتن نوروزی از تیمش از پرسپولیس دو بازیکن مد نظر داشت. محمدرضا خانزاده و یونس شاکری که اختلاف از این مهاجم آغاز شد. شاکری با نظر یحیی در پرسپولیس جذب شد و او به این مهاجم اعتقاد دارد اما این اعتقاد را مدیران نفت نداشتند و حاضر نبودند تا نوروزی را با مهاجم نیمکت نشین قرمزها معاوضه کنند