ملت ایران: حالا دیگر سوژه نیست. حالا دیگر می تواند با آرامش بیشتری به کار خود ادامه دهد و مسیرش را پیش بگیرد. نیکبخت حالا دیگر در استقلال جا افتاده و اولین بازی ۹۰دقیقه ای اش را هم پشت سر گذاشته. مصاحبه بلند او با دو خبرگزاری حاوی نکاتی بود که خواندنش خالی از لطف نیست.

جواب اعتماد قلعه نویی را می دهم

گذشته پر حاشیه ای داشتم و نمی خواهم به گذشته بازگردم. خاطرات خوبی از کل فوتبالم دارم ولی در این دوران سه سال فوتبالی که بازی نکردم خیلی اذیت شدم. اینها به اشتباهات خودم باز می گردد و دیگر دوست ندارم آن سه سال که مثل من فکر می کردم همیشه این جوانی می ماند و احترام ها سرجایش است اما حالا به این نتیجه رسیده ام که اگر در فوتبال نباشی فراموش می شوی و رویت حساب نمی کنند. این مسائل به عینه برایم ثابت شد و کسانی که ادعا می کردند رفیق ما هستند رفتند و پشت سرشان را نگاه نکردند اما کسانی که فکرش را نمی کردیم مثل کوه پشت من ایستادند. تازه فهمیده ام دوست و دشمن کیست. کابوس بود تکرار شود. خیلی ها کمک کردند. شاید اگر بخواهم نامی ببرم خیلی ها از قلم می افتند. خیلی ها دوست داشتند من برگردم و قابلیت های فنی ام را نشان دهم. جا دارد از حبیب کاشانی و امیر قلعه نویی نام ببرم که خیلی دنبال کارهایم بودند. قلعه نویی سال گذشته خیلی به دنبال کارهایم افتاد تا حکمم را درست کند. مطمئن باشید اگر قلعه نویی به من اعتقاد نداشت - او حتی با پدرش هم رودربایستی نمی کند - به همین دلیل به دنبال کار من نمی افتاد. قلعه نویی لطف کرد و امسال جواب اعتماد او را می دهم.

دو اشتباهی که زندگیم را عقب انداخت

دو اشتباه داشتم که زندگی ورزشیم را عقب انداخت. یکی نرفتنم به جام جهانی بود و دومی لجبازی کردن با خودم که بخواهم تیمم را عوض کنم. آن زمان خیلی زود حرفها رویم اثر می گذاشت و به من برمی خورد. به خاطر حرف هایی که مدیرعامل وقت استقلال انجام داد و به خاطر غرورم کاپیتانی و عقبه ام در این تیم را از دست دادم. بازهم می گویم نمی خواهم به گذشته بازگردم اما این اشتباهات من را کلی از فوتبال عقب انداخت.

بر سر انتقالم به اسپانیا شاید آن زمان فقط به پول فکر می کردم ولی آقای مدیرعامل آن زمان به من گفت که برای سه سال انتقالت ۸۰ درصد من می گیرم و ۲۰ درصد را خودت باید بگیری. حتی بعد از آن می توانستم به ترکیه بروم ولی مدیرعامل بعدی استقلال هم طوری با من برخورد کرد که قید آن پیشنهاد را هم زدم. روی غرور و جوانی لگد به بخت خودم زدم در حالی که می توانستم در بهترین تیم های دنیا بازی کنم.

فنرباغچه یکی از تیم هایی بود که حضورم در این تیم صد درصد شده بود. کخ و دام به من اعتقاد داشتند و با یک جلسه تمرین به ارنج اصلی تیم فنرباغچه رفته بودم. باور نمی کنید هر چه به آن روزها فکر می کنم بیشتر پیر می شوم. الان هم شرایطی برایم به وجود آمده انگار تازه به دنیا آمدم. در تیم به این بزرگی مثل استقلال هر کسی انگیزه ای دارد اما انگیزه من چندین برابر است. امسال باید پرچم خیلی ها را بالا ببرم.

هواداران استقلال کمکم کردند

جا دارد از همه هواداران تشکر کنم که استقبال خوبی از من داشتند و در اولین بازی کلی از من حمایت کردند. اول فصل هم دیدید که در تمرینات چگونه من را پذیرفتند. باید این را بگویم که بدترین از این ها را دیده ام. شاید عده ای هم ناراحت باشند اما وقتی ناراحتی خود را بروز می دهند مشخص است که من را از خانواده استقلال می دادند. اگر از این همه آدمی که از من حمایت کردند ۴ نفر مخالف داخلشان نباشد دیگر فوتبال فوتبال نیست. من همه آدم ها را روی دیده منت می پذیرم و تلاش می کنم که دل آنها را به دست بیاورم. من به استقلالی بازگشتم که در این تیم دنده، بینی و سرم را دادم. گل هایی برای این تیم زدم که هیچ وقت از یادم نمی رود. بهترین گلم را هم به الاتحاد زدم. هر کسی می گوید نیکبخت، یاد آن بازی می افتد.

فکری با کشیده به بازی برم گرداند

در بازی اولی که در جام حذفی مقابل پرسپولیس(در زمان سوکوموروخوف) بازی کردم وقتی به ورزشگاه آمدم ۲۰ دقیقه فقط داشتم مردم را نگاه می کردم. دقیقا یادم است محمود فکری دو تا در گوشی به من زد که نیکبخت گرم کن! کلا پاهایم سست شده بود و نمی توانستم کاری انجام دهم. باید مردم را بپذیری و کسانی در این دو تیم موفق می شوند که با تماشاگران رابطه خوبی برقرار کنند.

صددرصد همین طور است. آن قدر به من محبت کرده اند و من را قبول دارند که این مسئله از همه چیز برایم مهم تر است. روحیه خوبی به من داده اند و انصافا چند نفر به من در تیم انگیزه داده اند. امیر قلعه نویی، مهدی رحمتی، سیاوش اکبرپور و فرهاد مجیدی خیلی من را ساپورت می کنند که جا دارد از آنها تشکر کنم. البته در این مدت همه بچه ها پشت من بودند و دست من را گرفتند که از همین جا از آنها تشکر می کنم.

سرم را برای قلعه نویی می دهم

کم پیش می آید مربی بخواهد به بازیکنش اعتماد کند. آن هم قلعه نویی که همه اخلاقش را می دانند. من سرم را برای چنین مربی می دهم. خیلی ها چوب گذشته ام را به سرم کوبیدند که نیکبخت حاشیه دارد و او را نگیرید. چه در استقلال بازی کنم و چه نه، سرم را برای او می دهم. این را هم بگویم کسی فکر نکند من چاپلوسی می کنم که اگر این کار را بلد بودم اکنون ۱۵۰ بازی ملی داشتم. ۵ سال است که در تیم ملی حضور ندارم ولی ۸۶ بازی ملی دارم. من بلد نیستم از یک نفر الکی تعریف کنم و اگر با کسی مشکل داشته باشم آن را می گویم و این خصوصیتی است که فقط من نیکبخت دارم.

منصوریان پایم ایستاد

باید بگویم علیرضا منصوریان همیشه با من دوست بوده و خیلی با معرفت است. لقب داش علی منصور به او می خورد. منصوریان جزو اسطوره هایی مثل حجازی ها و قلعه نویی هاست که او را دوست داشتم. زمانی که به استقلال آمدم او در سن پائولی آلمان بازی می کرد و بعد از دو فصل با او هم بازی شدم. خوشحالم که در ۱۶ سالگی با بزرگان فوتبال ایران مثل زرینچه، حسن زاده، علی چینی، محمد تقوی، ستار همدانیِ، محمود فکری، عابدزاده و استیلی و خاکپور و خیلی های دیگر همبازی بودم. اینها برایم افتخار است.

فینال آسیا دور از دسترس نیست

الان شرایط تیم طوری است که می شود روی آن حساب کرد. ما حتی می توانیم جزو فینالیست ها باشیم. بی پولی در همه تیم ها وجود دارد و شما نگاه نکنید که چند تیم خوب پول می دهند. من خودم با این تیم سفید امضا کردم و روزی که به دفتر فتح الله زاده رفتم فقط امضا کردم و به بیرون آمدم. مهم این است که استقلال به ستاره سوم نزدیک می شود و امیدوارم آنهایی که این موضوع را نمی دانند اهمیت آن را درک کنند.

جباری

نمی خواهم در این مورد حرف بزنم اما شرایط جباری را باید درک کرد چون من هم در این شرایط از استقلال جدا شدم و قبول دارم که اشتباه کردم در لج و لجبازی نباید از استقلال می رفتم. دوست داشتم او در استقلال بماند.

بازی با صبا

خدا را شکر قلعه‌نویی این فرصت را به من داد که بعد از هفت سال، مجددا پیراهن استقلال را به صورت بازیکن فیکس بر تن کنم و چقدر هم خوشحال بودم که در پست اصلی‌ام یعنی دفاع چپ در میدان رفتم. من همه تلاشم را کردم تا دستورات مربی را اجرا کنم.

بازی برابر صبا، روز بد ما بود اما خدا را شکر که پیروز شدیم. ما اصلا در حد استقلال نبودیم و همین که نتیجه‌ گرفتیم جای خوشحالی دارد. ما برابر سپاهان عالی بودیم ولی باختیم و حالا جلوی صبا بد بودیم و بردیم.

بازی در چمن مصنوعی دشوار است

داماشی‌ها بازی قبلی خود را باخته‌اند و همان طور که درباره بازی با صبا گفته بودم که حتما کار سختی داریم، درباره این دیدار هم می‌گویم کار خیلی دشواری داریم. به طور کلی تیم‌هایی که برابر استقلال و پرسپولیس بازی می‌کنند، با ده برابر انگیزه حالت عادی به میدان می‌آیند. من سال گذشته در داماش بودم و شاید یکی از مسائلی که کار را برای ما سخت خواهد کرد، چمن مصنوعی داماش باشد. چمن مصنوعی احتمال مصدومیت را افزایش می‌دهد و یکی از دلایل اصلی مصدومیت‌های بازیکنان داماش، همین چمن مصنوعی است.