ملت ایران: علی اکبر استاد اسدی یکی از شوخ ترین بازیکنان تاریخ فوتبال ایران است. او که بازیکنی دوست داشتنی از نسل دوست داشتنی ۹۸ بود درباره بازی این تیم مقابل تیم ملی می گوید: «نمی دانم این چه برنامه ای بود که برای این بازی تدارک دیدند. یک زنگ زدند و گفتند بیایید برای بازی. آخر سر هم یک کاغذ دادند به عنوان حواله مکه. نه فیشش را دادند و نه هیچ چیز دیگر. در نهایت هم فکر می کنم می گویند ۴ میلیون بریزید به حساب و بعد به مکه بروید. من از این کاغذها زیاد دارم. هر کس خواست بیاید پیش من. در کاغذ نوشته اند هزینه یک سفر زیارتی به جنابعالی و همسر گرامی تان پرداخت می شود و آخرش هم پیروز باشید. نوشته اند و امضا کرده اند اما چشمم آب نمی خورد که این کاغذ درست و درمان باشد. باور کنید اگر حواله واقعی نباشد می روم جلوی در وزارت ورزش، آنقدر می خوابم که مرا بفرستند مکه.»

استاداسدی درباره جدی گرفتن بازی از سوی بازیکنان فعلی تیم ملی می گوید: «یک ذره که نه، آنها بازی را خیلی جدی گرفته بودند. البته فکر می کردند بازی ۲ نیمه است. می خواستند نیمه دوم راه بدهند اما نشد. شاید هم می خواستند خودشان را نشان بدهند. آخر وقتی ما بازی می کردیم مثلا مسلمان ۵،۶ سالش بود. ما را که یادش نمی آید. نکته جالب هم بر میگردد به گاف جواد خیابانی. تماشاگران می گفتند عقده ای عقده ای، خیابانی می گفت کریم باقری. نمی دانم خیابانی این باقری را از کجایش در آورد. در مورد مراسم تقدیر هم باید بگویم اسم ما را تند تند صدا می کردند. مثلا استاد اسدی و بلافاصله استیلی اما تا به ۲۰۱۴ ای ها رسید نوع صدا کردن تغییر کرد. مثلا جناب آقای محمدرضا خلعتبری یا…آنها جناب شدند و ما استاداسدی خالی. اشکالی ندارد»

استاداسدی صحبتهایش را اینگونه ادامه می دهد: «تو زمین به بازیکنان تیم ملی گفتم اگر اینطور جدی با کره و ازبک هم بازی می کردید به آنها ۴،۵ گل می زدید. مشخص است من که ۴۹ سالم است نمی توانم با یک جوان ۲۵ ساله کورس بگذارم. کاش اینها ۲۰ سال قبل به تور ما می خوردند. آن موقع مشخص می شد کت تن چه کسی است. البته اینها خودی هستند و نمی شود گفت چند گل بهشان می زدیم اما قطعا بازی را می بردیم. شما به آمار نگاه کنید تا به حرف من برسید»

استاد اسدی می خواست اول بازی وارد زمین شود اما داور به او اجازه نداد. استاد در این باره می گوید: «می خواستم اول بازی یواشکی به زمین بروم تا ۱۲ نفره بازی کنیم اما داور فهمید. البته اول آندو دید، به جواد نکونام گفت و او هم داور را باخبر کرد. من هم دیدم گندش در آمد، به حمید استیلی گفتم می روم بیرون»

مدافع سابق تیم ملی درباره هدیه ای که به آنها دادند می گوید: «قرار بو زمین بدهند یا حواله زمین اما حواله ساعت دادند و گفتند این ساعت ۵ میلیون می ارزد. به کفاشیان گفتم حاضرم ساعتم را ۲ میلیون به تو بفروشم که او هم خندید. مثل همیشه که می خندد. به نظرم الکی می گویند این ساعت اصل است. فکر کنم رولکس چینی است که به ما داده اند.»

از استاد می پرسیم چرا گل به خودی نزدی که می گوید: «باید می زدم ولی چون ۵ گل خورده بودیم زشت بود که به خودمان گل بزنم. البته از برنامه ریزی بازی هم ناراحت بودم. ما ساعت ۲۰:۳۰ رسیدیم. نه پروازی برای ما گرفتند و نه هتلی. آش و سوپ و زولبیا بامیه خوردیم و وارد زمین شدیم. با آش و سوپ که نمی شود بازی کرد. باید حد اقل ۳،۴ ساعت از خوردن این غذاها بگذرد و بعد بازی کنیم. به هر حال فوتبال ایران است و از این اتفاقات زیاد می افتد»