ملت ایران:نیما نکیسا، همان دروازه بان جوانی که در جام ملتهای آسیا ۱۹۹۶ چهره شد و در ۲۰ سالگی، از تولد یک دروازه بان آینده دار خبر داد. نکیسا در جام جهانی هم برای تیم ملی بازی کرد اما بعد از آن دیگر از او خبر ینشد که نشد. او فقط چند بار به اردوی تیم ملی دعوت شد تا خیلی آرام و بی سر و صدا فوتبال را کنار بگذارد. پرویز برومند در مصاحبه با مجله تماشگر مدعی شده که اگر ایویچ می ماند در جام جهانی فیکس می شد و بازی به عابدزاده و نکیسا نمی رسید.

اما نیما نکیسا بعد از چند سال سکوت اینگونه از خود دفاع می کند: «پرویز از دوستان خیلی خوب من است و شاید هم این حرفها را نزده باشد اما من محض اطلاع باید بگویم پرویز راست می گوید. من با پارتی بازی به تیم ملی رفتم، من پول دادم که بازی کنم و زدو بند کردم تا به جام جهانی بروم. نمی دانم چرا پرویز این حرفها را زده. این حرفها بعد از ۱۵ سال اصلا قشنگ نیست. پرویز از دوستان خیلی خوب من است و نباید این حرفها را بزند.» نکیسا صحبتهایش را اینگونه ادامه می دهد: «فقط برای یادآوری می گویم و نه کوباندن کسی. جام ملتهای ۱۹۹۶ را من بازی کردم و جزو ۳ دروازه بان برتر آسیا شدم. بازی های مقدماتی جام جهانی را من همراه با عابدزاده بودم و در چند بازی هم به میدان رفتم. بازی تدارکاتی با کرواسی را من بازی کردم. بازی با اینتر را هم من در ترکیب اصلی بودم. خب اگر می خواستند به پرویز دور بدهند و او را فیکس بگذارند که در بازی های تدارکاتی از او استفاده می کردند. من بحثاحساسی ندارم و نمی دانم چرا پرویز این حرفها را زده.»

نکیسا در ادامه پرده برمی دارد از رازی که از جام جهانی ۱۹۹۸ باقی مانده و تا الان که ۱۵ سال از آن گذشته رسانه ای نشده. او می گوید: «بگذارید یک چیز را بگویم که تا الان جایی نگفته بودم. اصلا قرار بود هر ۳ بازی جام جهانی را من فیکس باشم. یوگسلاوی را که بازی کردم و امریکا و آلمان را هم قرار بود من در گل باشم. برای بازی با امریکا عنوان کردند با توجه به شرایط دو کشور اگر این بازی درون دروازه باشی و ایران بازی را ببازد، چون جوانی شاید فوتبالت از بین برود، ان هم به خاطر انتقادهایی که فکر می کردند از من می شود. گفتند بهتر است بازی نکنی و عابدزاده درون دروازه بایستد. برای تقابل با آلمان هم تا ۲ ساعت قبل از بازی من فیکس بودم و در ترکیب اصلی حضور داشتم. این را می توانید از همه بازیکنان بپرسید اما به من گفتند چون جو اردو خیلی بد است، اگر تو را بگذاریم و ببازیم همه می گویند چرا عابدزاده را نگذاشتید که در بازی با امریکا دروازه بان تیم ملی بود و ایران بازی را برد. عنوان کردن این حرفها درست نیست و ما در سنی نیستیم که بگوییم ما بهتریم یا دیگری.»

نکیسا در ادامه صحبتهایش نامی از ابراهیم میرزاپور نمی برد اما به نظر می رسد تمام صحبتهای او مربوط به میرزاپور می شود. نکیسا می گوید: «الان سالهای سال از آن ماجراها گذشته و حرف زدن ما چیزی را درست نمی کند. مهم این است که ما گلرها، من، پرویز، هادی طباطبایی، داور فنایی و حسن رودباریان گذاشتیم و اجازه دادیم که یک گلر بیاید و مدرسه فوتبالش را در تیم ملی بگذراند. ما گذاشتیم که یک گلر بیاید و درون دروازه تیم ملی بغل پا زدن را یاد بگیرد. پرویز به جای اینکه رقبا و دوستان خوبش را برنجاند بهتر است از گلری انتقاد کند که در تیم ملی دنبال یادگیری بغل پا زدن بود. من از این گلر اسم نمی برم اما خود پرویز در زمان حضور او از تیم ملی خط خورد، داود فنایی هم همینطور. من، حسن و طباطبایی را هم گذاشتند کنار تا به یکی بازی بدهند که حرکات ابتدایی گلری را هم بلد نبود. من از این بابت ناراحتم و پرویز هم باید از این موضوع ناراحت باشد. بهترین سالهای فوتبالی ام را بیرون بودم و کنار ماندم»

نکیسا در پایان می گوید: «برای موفقیت در فوتبال، باید بیرون زمین هم می جنگیدیم. باید لابی می کردیم تا بازی کنیم. باید زد و بند می کردیم تا بازی کنیم. من پر رو نبودم که با کسی رفت آمد کنم و باج بدهم. به همین خاطر خیلی راحت کنارم گذاشتند. فقط بزرگترین افتخارم این است که زمان بازیگری ۱۵ گلر تاپ و آمده رقیبم بودند. رقابتی که در دوره ما بود در هیچ دوره ای نبود. باورکیند یک گلر به خاطر یک پنالتی بیشتر گرفتن دعوت می شد تیم ملی. می خواهم از طریق شما به دوستانم بگویم من به عنوان دوست شما، هر جا که هستم افتخار می کنم که رقبای آماده ام بودید»