محمود گبرلو، منتقد سینما طی یادداشتی در روزنامه رسالت نوشت: با مروری بر جشنواره سی و پنجم فیلم فجر، فارغ از برخی مسائل و نگاه های سیاسی و جناحی شاهد اتفاقات مهم و زیر بنایی هستیم که بررسی تبیین آن می تواند راهگشای مسیر واقعی سینمای آینده نظام جمهوری اسلامی باشد. خانواده ایرانی به طور جدی سینما را یک وسیله سرگرمی و پر نشاط در سبد فرهنگی و تفریحی خانواده خود قرارداده و هفتگی یا ماهانه، اکثریت مردم ایران به شیوه های مختلف علاقه مندند به تماشای یک فیلم سینمایی بنشینند حال از طریق تلویزیون یا سالن های سینما یا «دی وی دی» های مجازی که به بازار عرضه می شود.دیگر سینمای ایران مانند سال های قبل مختص عده ای روشنفکر و معدود تماشاگر عادی نیست. آمار فروش سال قبل سینما هم یادآور این نکته است.همچنین آمار جامعه شناسان نیز حاکی از استقبال گسترده مردم از سینماست.آنهم مردمی با طیف فکری و گرایش های بسیار متنوع که دیگر براقی هر قصه و داستان یا هر ساختاری را نمی پذیرند و در این شرایط رقابتی جهانی خیلی آگاه تر و هوشمندانه تر تقاضای فیلم هایی با ساختار محکم و ایده های نو و جذاب دارند.

فیلمسازان ایرانی تغییر شگفت آوری در انتخاب ایده و مضمون و ساختار کرده و با سرعت و شتاب به پیش می روند و فیلم هایی ارائه می دهند که نسبت به سال های قبل بسیار متفاوت تر است. حرکت پرشتاب و رو به جلویی را شاهد هستیم که در رقابت های جهانی می تواند پیشگام و موثر باشد به خصوص نسل جوان که دیگر منتظر گذران دوران چند ساله

آکادمیک دانشگاهی نیستند و جسورانه و شجاعانه مدعی روش ها و تکنیک های نو بوده و در انتخاب مضامین نیز به سراغ موضوعاتی رفته اند که تماشاگر ایرانی در زندگی اجتماعی درگیر آن است.

با این شرایط که تماشاگر مجذوب سینما افزایش یافته و سینما گر ایرانی نیز خلاقانه و شجاعانه به پیش می رود، چه باید کرد و چگونه باید به سینما نگاه کرد یا آنکه آن را مورد حمایت و هدایت جدی قرار داد ؟

آنچه که شرایط امروز سینمای ایران را از لحاظ تبیین و تحلیل موقعیت بحرانی ایجاد می کند همین ذوق و شوق متفاوت تماشاگر و ذائقه متفاوت سینماگر است.از دیر باز عده ای معتقد بودند این سینماست که می تواند برای تماشاگر پیشرو و پسندیده باشد اما دنیای امروز به خصوص جامعه ایرانی با مردمی فهیم و اندیشمند که در همه زمینه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آگاهانه قدم بر می دارند حتما در عرصه فرهنگی نیز خواسته های بحقی دارند که باید به آن توجه کرد هر چند پیشتاز بودن سینماگر برای توسعه جامعه امری بدیهی است اما تلفیق نیاز تماشاگر و نگاه پیش برنده سینما یک موضوع جدی در جهان امروز است.یعنی سینمایی که بتواند به خواسته تماشاگر توجه کند ولی خود جلودار حرکت های فرهنگی و ایجاد بسته های مناسب تعامل و گفتمان باشد.

آنچه که در جشنواره سی و پنجم به نمایش در آمد حاصل این دو نگاه است اما با فاصله بسیار زیاد . فیلم اجتماعی با مضامینی که در بطن جامعه وجود دارد از ضروریات است چرا که نقد و تحلیل وضعیت اجتماعی و تحلیل و آگاهی آن باعث رشد جامعه‌خواه شد اما مضامینی که واقعاً نیاز اساسی جامعه بر اساس یک تحقیق و پژوهش جامعه شناسانه است.اگر موضوعی به زعم فیلمساز به عنوان یک معضل اجتماعی مطرح شود اما تماشاگر آن را معضل جدی خود نداند یا راهکار ارائه شده را خلاف اعتقاد و آرمانش بداند، نشان از عدم آگاهی فیلمساز از واقعیات اجتماعی جامعه پیرامون خود است. یا شیوه ساختاری را انتخاب نماید که تماشاگر میلی برای خرید بلیت و دیدن فیلم نداشته باشد . نقش سیاستگذار -برنامه ریز در این میان یک نقش کلیدی وموثر است اگر این بستر برای فیلمساز فراهم نگردد تا از فضای اجتماعی جامعه یا نیاز تماشاگر و تنوع سلیقه و ذائقه آگاهی نداشته باشد با سینمایی ناکام و بی ارزش روبه رو خواهیم بود که خلاف سیاست های کلان در جهت استفاده از سینما برای رشد و توسعه کشور است.

نیاز سنجی جامعه ایران انقلابی امروز و ایجاد گفتمان با فیلمساز در جهت بهره برداری مطلوب از رسانه سینما یک وظیفه همگانی و دو طرفه است .این خلائی بود که در جشنواره امسال شاهد آن بودم و رمز موفقیت مدیران وقت و پایه گذاری ماندگار و مؤثر در ایجاد یک جریان مطلوب برای سینمای ایران پرهیز از گرایشات جناحی و شخصی و توجه به نیاز جامعه امروز و نسل آینده این مرز و بوم است. نسل آینده سینماگر را معلم فکری خود می داند، یک معلم علاوه بر تزکیه نفس باید بر دانش و علم خود نیز بیفزاید و فراتر از مخاطبانش درک و فهم درستی از موقعیت ها داشته باشد . فیلم های امسال قابل تعمق و قابل تقدیر بود به خصوص نسل جوانی که هدف شان را حفظ آرمان ها و ارزش های نهفته در هشت سال دفاع مقدس قرار داده اند یا با طرح معضلات اجتماعی تلاش کردند امید را در زندگی مردم جاری سازند یا با بیان تاریخ پرالتهاب دهه شصت ایران ،مظلومیت نظام را یاد آور شوند فیلم هایی همچون ویلایی ها ، ماجرای نیمروز، سد معبر، بیست و یک روز بعد ، اشنوگل ، دریاچه ماهی ، رهایی از بهشت و... اما همه اینها در مقابل خواسته و همت ملت ایران و آنچه را که امام راحل و مقام معظم رهبری انتظار دارند و موقعیت جمهوری اسلامی در ابعاد جهانی مطرح است، قطره نا چیزی است اما دست مریزاد به همت تان.

و کلام آخر؛ جشنواره از لحاظ اجرایی همچون سالهای قبل مزایا ومعایبی داشت که پس از گذشت بیش از سه دهه ازعمرآن شاید معایب قابل اغماض نباشد اما حاشیه هایی در باره افراد یا هیئت انتخاب و داوری ایجاد شد که نشان از بی معرفتی و کینه توزی برخی نسبت به سینمای نجیب ایران داشت . تخریب و نابودی این سینما در دهه مبارک فجر که نشان از عملکرد فرهنگی نظام جمهوری اسلامی به خصوص در عرصه سینماست، همدلی و همراهی با کسانی است که به زور می خواهند تحمیل کنند جمهوری اسلامی در ارائه سینمایی مطلوب ناتوان است و این همان شاید جریان نفوذ برای تخریب ازدرون باشد.