احمد یاسر از خوانندگان دهه ۷۰ و ۸۰ خورشیدی است که مدتها از این عرصه دور ماند تا به امور هنری دیگری از جمله فیلمنامه‌نویسی و بازیگری بپردازد.

او در سال‌های خوانندگی خود با آهنگسازانی چون بابک بیات، شادمهر عقیلی، ساسان جمالیان، نیما نورمحمدی، مهدی غفوریان، داود نظری، امیر قدیانی، امیر علیزاده، مجید رضا‌زاده، شاهکار بینش پژوه، مهران جمالی و دیگران همکاری داشته است.

یاسر در طول عمر خوانندگی خود توانست آلبوم‌های «همنفس»، «تو نباشی»، «هفت شنبه»، «الکی»، و «تندیس» و همین‌طور آلبوم «رنگارنگ» در همکاری با دیگر خوانندگان را منتشر کند.

این هنرمند در زمینه نویسندگی نیز سریال‌ها و فیلم‌های «طلاق در وقت اضافه»، «قصه‌های خط»، «پلاک هفت»، «سه و نیم»، «آوای سکوت»، «بازی در بازی»، «بازگشت شیرین» و… را به نگارش در آورد و برای اولین بار نقش اول فیلم «زخم عشق» را در سینما بازی کرد.

این فیلم به زودی در گروه سینمایی هنر و تجربه اکران می‌شود. یاسر خود را اولین کسی می‌داند که در داخل ایران کلیپ حرفه‌ای ارائه داده و با کارگردانی حرفه‌ای وارد این عرصه شده و بر این باور است که با این کارش پایانی به تصویرهای باغچه‌ای و گل و بلبل داد.

چگونه فکر می‌کنید که در زمینه انتشار و ارائه کلیپ در ایران اولین هستید؟

خوب تا قبل از آن به صورت حرفه‌ای کلیپ‌سازی نشده بود. من در همکاری با آقای بهمن تیرگان سال ۸۲ کلیپ آلبوم «الکی» را منتشر کردیم. پس از آن، خوانندگان دیگر شروع به ساخت کلیپ در داخل ایران کردند؛ البته منظورم کلیپ حرفه‌ای است نه کلیپ‌های معمولی که اتفاقا تعدادشان زیاد هم بود.

این‌که مدت‌ها از موسیقی دور بودید چه دلیلی داشت؟

بعد از تولید و انتشارآلبوم «تندیس» که شرکت پیغام سحر آن را منتشر کرد و در واقع آلبوم پنجم من بود، احساس کردم بازار موسیقی به سمت فضای زیرزمینی رفته است. در آن زمان کلا نه فضای موسیقی درستی به گوش می‌رسید و نه ترانه خوبی سروده و شنیده می‌شد.

به‌طور کلی جو مناسبی نبود و صاحبان شرکت‌های فرهنگی - هنری قدیمی مثل آقایان علمشاهی، تبریزیان، عظیمی، سلطانی، حسنی و ترابی کاری تولید نمی‌کردند.

در این میان قانون کپی‌رایت هم رعایت نمی‌شد و با ورود تکنولوژی جدید که به سرعت به جریان افتاده بود، بعد از کاست و سی دی کسی به فکر خریدن کاست نبود و به نوعی همه مسیر دانلود کردن را یاد گرفته بودند.

همین موضوع در کنار فضای مسموم موسیقی زیر‌زمینی دست به دست هم داد که نه من، بلکه بیشتر هم‌دوره‌های من هم نتوانند کاری تولید کنند و اگر هم تصمیم به انجام چنین کاری را داشتند، نمی‌توانستند در این زمینه موفق شوند.

جالب این‌که بچه‌های موسیقی که بعد از سال ٧۶ زحمات زیادی کشیدند و حتی برای گفتن یک کلمه با‌ارزش مانند «عشق» در ترانه خود باید چندین ماه در وزارت ارشاد رفت وآمد می‌کردند تا بتوانند مجوز خواندن و انتشار بگیرند، مانند من سا‌ل‌ها کنار ماندند و فضا به دست کسانی افتاد که به‌راحتی می‌توانستد درترانه‌های خود هر آن‌چه را دوست دارند، لحاظ کنند.

به همین دلیل است که امروزه ترانه‌هایی را می‌شنویم که قبلا ضد‌ارزش بودند و الان ارزشی شده‌اند و اجرای آن‌ها کسی را با مشکل مواجه نمی‌کند.

در شرایطی که از در و دیوار خواننده می‌ریزد، چرا تصمیم به بازگشت گرفتید؟

خوب چون من خواننده بودم. درست است که رشته‌ام به سینما ارتباط داشت اما موسیقی هم بخش دیگری از دغدغه‌های من بود. به همین دلیل بعد از تقریبا هشت سال تصمیم گرفتم که چند قطعه را با دوستان عزیزم که همیشه به من لطف داشته‌اند، منتشر کنم و با این هدف شروع به‌کار مجدد درزمینه خوانندگی و عرصه موسیقی کردم.

با این‌که هر روز در سایت‌ها روزی ۱۰۰ تا ۲۰۰ خواننده جدید می‌آید، هنوز ایمیل‌های زیادی دارم که از من سوال می‌کردند که چرا کار نمی‌کنم. همین موجب می‌شد دلگرم شوم و برای بازگشت تصمیمات جدی‌تری بگیرم.

برای شروع چه کردید؟

شروع کردم به ساختن و اجرا کردن قطعات جدید و آن‌ها را به شکل تک آهنگ منتشر کردم. خواستم در کنار نویسندگی حداقل برای همین کسانی که با من و کار‌هایم خاطره‌ای دارند، کما بیش حضور داشته باشم و بگویم هنوز هم‌نسلان پر زحمت ما هستند؛ همان کسانی که جاده صاف‌کن بودند و راه را برای امروز و خوانندگان موسیقی بعد از انقلاب که بسته بود، باز کردند.

فعالیت در عرصه سینما چه جذابیت‌هایی داشت که کار در آن را به موسیقی ترجیح دادید؟

خیلی دلایل متفاوت داشت که شاید بهتر است آن‌ها را بازگو نکنم. مهم‌ترین چیز این بود که فکر می‌کردم باید ازآن فضا دور باشم تا بالاخره وقتی شرایط مناسب بود بازگردم. البته در این چند سال از هنر دور نبودم و در رشته اصلی خودم فعالیت داشتم.

چندین قصه هم برای سریال و چند فیلم نوشتم که هم خودم از نگارش آن‌ها راضی بودم و هم توانستم رضایت مردم را جلب کنم. همین برایم کافی بود.

فعالیت درتلویزیون و سینما همیشه قبل از موسیقی برای من جذابیت داشته و دارد. چون رشته اصلی من در دانشگاه ادبیات نمایشی بوده. از همان دوران نوجوانی همیشه سینما، دغدغه اصلی من بوده و سعی می‌کردم اول به مقوله سینما و بعد به هنرهای دیگر از جمله موسیقی بپردازم.

به‌هر‌حال همیشه نوشتن را دوست داشته‌ام و بعد از مدت‌ها نوشتن و روزنامه‌نگاری، در فیلم «زخم عشق» هم نقش سختی را بازی کردم. این فیلم به‌زودی در سینما اکران می‌شود.

وجه اشتراک موسیقی و سینما از دیدگاه شما چیست؟

موسیقی و سینما وجه اشتراک زیادی دارند. مثال‌هایی که گفتم یک کارگردان مثل یک رهبر ارکستر عمل می‌کند و همه بازیگران درست مانند نوازنده‌ها هستند.

سینما و موسیقی خیلی به هم نزدیک هستند، مخصوصا در این سال‌ها که موسیقی بدون تصویر دیگر مثل گذشته جذابیت ندارد. یعنی این‌که اگر کلیپی را برای اولین‌بار ببینید و سال‌ها بعد همان موسیقی را بشنوید، تمامی سکانس‌های آن را به یاد دارید. در سینما هم وضعیت به همین روال است.

در سینما جذابیت‌های سکانس‌های به‌یادماندنی سینمای دنیا یا ایران همراه با موسیقی متن همان فیلم دیدنی‌تر می‌شود. مثال فیلم «پدرخوانده»، و یا «پاپیون» و یا از «کرخه تا راین» در سینمای ایران و از یکی از شاهکارهای ایرانی می‌توان به فیلم «قیصر» به کارگردانی مسعود کیمیایی اشاره کرد.

این فیلم نشانه بارز این نکته است که موسیقی و سینما در کنار هم از لحاظ سمعی و بصری می‌توانند معجزه کنند.

احمدیاسر: موسیقی و سینما در کنار هم معجزه می‌کنند

آیا فعالیت در عرصه موسیقی، کمکی به شما در زمینه نوشتن در سینما و فیلمنامه‌نویسی کرده است؟

می‌خواهم به سوال شما این‌طور پاسخ بدهم که بنده هر‌وقت برای نوشتن و کار کردن پای کامپیوتر می‌نشینم، حتما باید موسیقی گوش کنم. چون موسیقی را جز لاینفک زندگی می‌دانم. همیشه شنیدن موسیقی تاثیرات زیادی روی من، روح و روانم می‌گذارد.

می‌توان گفت با شنیدن آن به آرامش می‌رسم؛ مخصوصا این‌که یکی از ترانه‌های قدیمی و از آثار یک خواننده قدیمی باشد. این موضوع خیلی به من کمک می‌کند تا تمرکز کنم و بنویسم، مخصوصا وقتی قرار است قصه‌ای درام و اجتماعی بنویسم.

شما برخلاف جریان آب شنا کرده‌اید، همه بازیگران به سمت موسیقی کشیده می‌شوند و شما از موسیقی به سینما. چگونه چنین اتفاقی می‌افتد و برای شما چطور اتفاق افتاد؟

سوال خوبی پرسیدید. من قبلا نیز در این باره صحبت کرده بودم و به یکی از خبرگزاری‌ها گفته بودم که سینما و موسیقی جذابیت‌های زیادی دارند. به نظر من کسانی که وارد مقوله خواندن و در کل موسیقی می‌شوند اگر توانایی خواندن را داشته باشند چرا که نه؟ چه اشکالی دارد که همه بتوانند از آن‌چه موجود است و از امکانات یکسان بهره ببرند؟

اما اگر بعد از شهرت در سینما می‌خواهند همین‌طوری وارد این عرصه بشوند، یک نوع خودزنی به حساب می‌آید. چون در این صورت بسیار زیر ذره‌بین قرار می‌گیرند و بازیگری‌شان هم تحت‌تاثیر قرار می‌گیرد.

درباره شما این اتفاق نیفتاد؟

در رابطه با خودم بگویم که من شاید جزو معدود خوانندگان موسیقی پاپ بودم که در زمینه نویسندگی فعالیت داشتم. شاید هم به تعداد انگشتان یک دست هم نداشتیم خواننده‌ای را که نویسنده باشد. این غلو نیست، اگر شما می‌شناسید نام ببرید.

مثلا آقای رسول نجفیان هم اول در سینما و تلویزیون و تئاتر شناخته شدند و بعد مردم با کارهای موسیقی ایشان انس گرفتند و دانستند که ایشان آهنگسازی و خوانندگی هم می‌کنند. به همین دلیل من ابتدا درعرصه موسیقی بودم و خوانندگی می‌کردم و بعد فیلمنامه‌نویسی را انجام دادم.

من تمام کسانی را که در تاریخ موسیقی پاپ فعالیت داشته‌اند، به‌نوعی می‌شناسم. به همین دلیل می‌دانم کم‌تر کسی این‌گونه است. مثلا متوجه شدم ایلیا منفرد هم در تلویزیون و در زمینه نوشتن فیلمنامه و همین‌طور کارگردانی فعالیت داشته است و امروزه هم این حرفه را ادامه می‌دهد.

من همین‌طوری سرسری وارد دنیای سینما و تلویزیون نشدم، بلکه همین الان باوجودی که در کارنامه هنری خود، نگارش ده فیلم و سریال را به ثبت رسانده‌ام، هنوز هم به دنبال یادگیری و مطالعه هستم و از چیزی در این زمینه غافل نمی‌مانم.

در زمینه فیلمنامه‌نویسی تحصیلات لازمه را دارید؟

بله، خوشبختانه من تحصیلاتم را در رشته ادبیات نمایشی به پایان بردم و با افتخار می‌گویم که در این زمینه شاگرد بهرام بیضایی بودم. در موسیقی پرویز شهبازی و در رشته کارگردانی هم مهدی فخیم‌زاده و اسماعیل فلاح پور استادان من بوده‌اند.

شرایط کنونی موسیقی کشور نسبت به سال‌های اوج، چگونه است؟

متاسفانه لازم می‌دانم بگویم شرایط موسیقی خوبی در ایران نداریم و بیشتر خوانندگان جدید از روی دست یکدیگر کپی‌برداری می‌کنند. تمامی آهنگ‌هایی که امروزه می‌شنویم شبیه به هم هستند و از هم تقلید شده‌اند، به‌غیر از تعداد اندک خوانندگان جوانی که خوب، درست و حساب شده عمل می‌کنند و خوب می‌خوانند، بقیه اصلا اوضاع درستی در صدا و خوانندگی ندارند.

همان‌طور که گفتید، موسیقی پاپ امروز بسیار دست خورده و به قولی کپی‌برداری است، با این مقوله چگونه برخورد می‌کنید؟

خوشبختانه و خدا را شکر که تاکنون نه ادای کسی را در آورده‌ام و نه کپی کرده و مقلد کسی بوده‌ام. ‌ اصلا هم کپی‌برداری نمی‌کنم چون همیشه اعتقاد دارم که کپی‌برداری و تقلید از این و آن هم یک نوع دزدی فرهنگی حساب می‌شود.

مثلا شخصی سال‌ها زحمت کشیده و معرفی شده است، اما خیلی سریع بعضی حاضری خور می‌خواهند از صدا و سبک همان خواننده تقلید کنند.

یک روز در دفتر آقای مسعود کیمیایی به اتفاق آقای تبریزیان و شادمهر عقیلی نشسته بودیم؛ آقای کیمیایی مشغول تدارک فیلم «اعتراض» بود.

من یک سوال سینمایی از استاد پرسیدم و جواب خوبی از ایشان شنیدم که گفتند این هنر و سبک کار، مخصوص خود من است، این سبک به‌نام من سند خورده است و به‌نوعی بیننده با سینمای کیمیایی آشناست و آن را می‌شناسد.

می‌گفت هر آن‌چه هنر تو خالص‌تر باشد، همیشه مال توست نه کسی دیگر. پس سعی کن هنرت اختصاصی خودت و خالص باشد.

به نظر می‌رسد خوانندگان نسل قبل که از این عرصه دور مانده‌اند، نمی‌توانند جایگاه گذشته خود را به دست آورند، این‌طور است؟

بستگی به خود خوانندگان همان دوره دارد که چگونه می‌خواهند کار کنند. اما این نسل جدید که شنونده هستند، امروزه خیلی سریع به کارهای روز دنیا دسترسی دارند و این مساله، کار را برای ما قدیمی‌ها سخت می‌کند.

احمدیاسر: موسیقی و سینما در کنار هم معجزه می‌کنند

فکر می‌کنید بتوانید در این بلبشوی موجود، در عرصه موسیقی ماندگار شوید؟

من همه تلاش خودم را می‌کنم تا در این بلبشوی بازار اینترنتی موسیقی امروزی، کار خوبی ارائه دهم، مثل همین دو ترانه آخرم «زخم عشق» و «مولا علی» که در کار جدیدم هم با دوستان هنرمندم آقای مهدی غفوریان، نیما نورمحمدی و ابراهیم جلالی همکاری داشتم.

به این منظور چه تدابیری را در نظر گرفته‌اید؟

بیشتر سعی می‌کنم ترانه‌های زیادی که به دستم می‌رسد را با حوصله بخوانم و از دوستان موزیسین و اهل فنی که دارم، مشاوره بگیرم و همین‌طور از دوستان آهنگسازی که تجربه‌های خوبی در زمینه موسیقی و آهنگسازی و همین‌طور بازار موسیقی دارند.

چرا این روزها همه سعی می‌کنند تمامی کارهای مربوط به یک قطعه موسیقی را شخصا انجام بدهند؟

من زیاد موافق این نیستم که همه کارها را یک نفر انجام بدهد، بلکه بیشتر با کار تیمی موافق هستم، ولی فکر می‌کنم شرایط اقتصادی موجود در جامعه هم تاثیر‌گذار باشد.

البته این‌که یک نفر بتواند همه کارها را خودش انجام دهد، حتما توانایی‌های زیادی دارد و این از هنرمندی اوست که این همه کار را بلد است. ولی به شخصه در مرسیقی کار تیمی و هم‌فکری را بیشتر می‌پسندم.

در آخر؟

خوب است که یادی از خوانندگان گذشته شود و امیدوارم کسانی که در عرصه خبر و خبررسانی فعالیت می‌کنند، سواد و علم خود را در زمینه کاری‌شان بالا ببرند تا بتوانند در آن مفید واقع شوند. چون در حال حاضر، نسل جدید خبرنگاران در حوزه موسیقی اطلاعات درستی از هنرمندان قدیمی دهه‌های ۷۰ و ۸۰ ندارند.