یک فیلم‌نامه‌نویس معتقد است که اجازه اقتباس از آثار ادبی یعنی صادرات فرهنگ به تمام جهان.

فیلم سینمایی «پنج تاپنج» مدتی است در گروه سینمایی «هنر و تجربه» به نمایش درآمده است، فیلمی که نخستین اثر بلند تارا اوتادی محسوب می‌شود.

او این فیلم سینمایی را با فیلمنامه‌ای از ماهان حیدری که از یکی از آثار فردریش دورنمات به نام «پنچری» اقتباس شده است، ساخته است.

اوتادی در نخستین تجربه بلند سینمایی خود ترکیب متفاوتی از بازیگران را انتخاب کرده است، رضا کیانیان، شمس لنگرودی، محمد علی دیباج، تورج نصر و علی اصغر شهبازی در این فیلم ایفای نقش می‌کنند و شاید اتفاق عجیبی است که مقابل دوربین یک کارگردان خانم، بازیگر خانمی حضور ندارد.

به بهانه اکران «پنج تا پنج» با تارا اوتادی کارگردان، ماهان حیدری فیلمنامه نویس، محمد علی دیباج و تورج نصر بازیگران این فیلم سینمایی به گفت‌وگو نشستیم:

- ابتدا از نخستین اثر حرفه‌ای خانم اوتادی در سینما صحبت کنیم، اینکه چه شد تا دو دوبلور باسابقه مقابل دوربین یک کارگردان جوان حاضر شدند؟ آقای دیباج «پنج تا پنج» نخستین تجربه تصویری شما بود یا اینکه پیش از این نیز تجربه بازیگری داشتید؟

محمد علی دیباج(بازیگر): «پنج تا پنج» دومین اثر تصویری من است، پیش از این تجربه همکاری در یک تله فیلم را با آقای پرویز شیخ طادی داشتم.

- آقای نصر شما علاوه بر اینکه صدای آشنایی برای مردم هستید، چهره آشنایی هم دارید، شما چطور به پروژه ملحق شدید؟

تورج نصر(بازیگر): من پیش از انقلاب هم تئاتر بازی می‌کردم و خیلی با تصویر بیگانه نیستم. تجربه بازی درچند سریال تلویزیونی که تصور می‌کنم «آقای شهروندی» برای مردم شناخته شده‌تر باشد، از جمله کارهایی بوده که همزمان با دوبله انجام دادم. خوشحالم که بازی در فیلم «پنج تاپنج» به من پیشنهاد شد و طبعا باعثافتخارم است که با این گروه دوست داشتنی همکاری داشتم.

- اقای دیباج، پروسه حضور شما در این فیلم چگونه بود؟

دیباج: من از طریق آقای نصر به گروه معرفی شدم. دوستی چهل ساله ما باعثشده که او شناختی از توانایی‌های من داشته باشد و فکر کرد که من مناسب نقشی هستم که دوستان به دنبال بازیگری برای آن هستند.

تارا اوتادی(کارگردان): دقیقا ما چنین بازیگری با همین مشخصات مد نظرمان بود. بازیگری که مخاطب او را به عنوان مامور اجرای حکم بپذیرند، فیزیکی داشته باشد که قابل باور باشد. وقتی آقای دیباج به ما معرفی شدند متوجه شدیم که دقیقا همان کسی است که باید باشد.

ماهان حیدری(نویسنده): ایده ابتدایی اینکه ما به سراغ هنرمندانی برویم که چهره‌هایشان برای مردم زیاد آشنا نباشند، برای آقای کیانیان بود. بعد از مشخص شدن اینکه اقای کیانیان نقش اول فیلم را بازی خواهند کرد به این نتیجه رسیدیم که می‌توانیم فرم متفاوتی از چیدمان بازیگر را برای سایر نقش‌ها داشته باشیم بنابراین به حضور پیشکسوتانی اندیشیدیم که از پس ایفای چهار نقش کلیدی دیگر در این فیلم برایند. این پیشنهاد اتفاقا در جهت پیشبرد داستان هم بود، چرا که یک چهره شناخته شده برای مردم قدم به خانه‌ای می‌گذارد و بین افرادی قرار می‌گیرد که شاید مخاطب حضور آنها را خیلی جدی نگیرد. اما به مرور ماجرا جدی می‌شود و سپس همان آدم‌ها تبدیل به جدی‌ترین نقش‌های فیلم می‌شوند.

با طرح این ایده جستجوی خود را در بین هنرمندان نامی عرصه ادبیات آغاز کردیم و پیش از اینکه افتخار حضور آقای لنگرودی را داشته باشیم با احمدرضا احمدی و محمدعلی سپانلو ملاقات کردیم که شرایط همکاری مهیا نشد سپس برای دو نقش کلیدی دیگر به سراغ صداهای ماندگار خانواده دوبلاژ رفتیم که سعادت حضور آقای تورج نصر و محمدعلی دیباج را یافتیم و در نهایت علی اصغر شهبازی پدر فراموش نشدنی فیلم «جدایی» آقای فرهادی که هدیه خداوند بودن به ما و به این فیلم.

اوتادی: شخصیت‌ها در این فیلم، دیالوگ‌های زیادی دارند و فکر می‌کنم حضور دوبلورها در این فیلم نقطه قوتی برای فیلم بود. چرا که لزوما شخصیت‌ها باید فن بیان درستی برای ادای دیالوگ داشتند و اگر باز چهره‌های استفاده می‌کردیم که برای مخاطب چندان شناخته شده نبودند و فن بیان درستی هم نداشتند، طبعا به کار ضربه می‌زد و حضور دو چهره از عرصه دوبله کمک کرد که تاثیر این دو نقش بیش از هر چیز بر روی مخاطب از طریق صدا باشد بنابراین پیشنهاد جالبی که از سمت رضا کیانیان مطرح شد را با کمال میل پذیرفتم.

- فکر می‌کنم همین تنوع و رنگ امیزی انتخاب بازیگران جذابیت دیگری برای دیدن فیلم است!

حیدری: به نظر من حضور این پنج هنرمند جاودانه در کنار هم واقعا لذت بخش است. رضا کیانیان بازیگری که این روزها محبوبیتش نزد مردم واضح است. شمس لنگرودی که ادبیات امروز بدون حضور او معنایی ندارد، تورج نصر و محمدعلی دیباج که صداهای ماندگارشان تکرار نشدنی است و علی اصغر شهبازی که وجودش برکت و شادی. است.

- فیلمنامه «پنج تا پنج» اثری اقتباسی است، زمان خواندن فیلمنامه ذهنیتی هم درباره این اثر داشتید و اصلا نمایشنامه «پنچری» دورنمات را خوانده بودید؟

نصر: من این نمایشنامه را نخوانده بودم. اما زمانی که فیلمنامه را خواندم، متوجه شدم که تنها خط اصلی داستان از این نمایشنامه اقتباس شده برایم بسیار جذاب بود، حتی تا مدت‌ها بعد از فیلمبرداری تحت تاثیر نقشم در فیلم بودم.

دیباج: من هم آشنایی زیادی با این نمایشنامه نداشتم و دقیقا مثل آقای نصر این فیلمنامه برای من هم جذاب بود. خصوصا نقشی که برای من در نظر گرفته شده بود و خاطراتی که از کار برایم باقی ماند. مثل آن شب بارانی که باید در یک سکانس با یک سگ بسیار بزرگ مقابل رضا کیانیان بازی می‌کردم که فکر می‌کنم یکی از سخت‌ترین سکانس‌های فیلم بود، اما خاطراتش همیشه برایم جذاب است، حتی گاهی دلم برای تمام بچه‌ها تنگ می‌شود.

حیدری: نکته خوبی را آقای دیباج اشاره کردند، خوشبختانه ما پشت صحنه بسیار خوبی داشتیم و همه با عشق کنار هم کار می‌کردند.

نصر: اتفاقا من هم خاطره‌ای از زمان فیلمبرداری دارم، آن زمان دکتر به من گفت یکی از رگ‌های قلبم گرفته، زمان دیالوگ گفتن هم درد وحشتناکی داشتم و فکر می‌کردم هر ان سکته می‌کنم و مدام استرس داشتم. اما این فیلم اینقدر برایم مهم بود که گاهی با خودم می‌گفتم حتی تا پای مرگ هم بروم، این فیلم را بازی خواهم کرد. هر چند که تمام گروه نگران حالم بودند، اما خدا به من کمک کرد و تا پایان فیلمبرداری مشکلی پیش نیامد و بلافاصله بعد از کارعمل کردم.

- خانم اوتادی طبعا یکی از کارهای شما، پیدا کردن و رسیدن به یکدستی بین بازی بازیگران بود، این اتفاق چطور حاصل شد؟

اوتادی: فارغ از اینکه همه بازیگران فیلم زحمت زیادی برای کار کشیدند، نکته‌ای که برای من در کار با دو دوبلوری که به عنوان بازیگر در فیلم داشتیم جذاب بود، این دو خلاقیت‌هایی در حین کار بروز می‌دادند که گاهی برای من حیرت انگیز بود. یقین دارم هنرمندان در هر رشته‌ای که فعالیت بکنند انگار به نوعی از شاخه‌های دیگر هنر بی‌بهره نیستند، گاهی در حین فیلمبرداری نکاتی را من اشاره نمی‌کردم و می‌دیدم که این دو هنرمند آنقدر خوب دیالوگی را بیان کردند یا اکتی داشتند که برای من هم غافلگیر کننده بود که چقدر درست شخصیت را درک کرده‌اند.

دیباج: شاید به این دلیل که ما سالها به جای شخصیت‌های فیلم‌های سینمایی صحبت کرده‌ایم. همه گونه فیلم را دوبله کرده‌ایم و برای هر کدام از نقش‌ها حس گذاشته‌ایم. در دوبله هم باید در قالب هر نقش فرو رفت که بهتر بتوان با مخاطب ارتباط برقرار کرد، شاید نکته‌ای که خانم اوتادی به آن اشاره می‌کند از ناخوداگاه ما نشات می‌گیرد.

نصر: در اصل ما هم در دوبله بازی می‌کنیم منتها با صدا و بدون اکت.

حیدری: یکی از مهم‌ترین نکته هایی که خانم اوتادی از پیش تولید روی آن تاکید داشتند این بود که اقایان نصر و دیباج درگیر صدایشان نشوند و فیلم را لحظه به لحظه زندگی کنند که خوشبختانه هر دو عزیز توانستند این کار را به بهترین نحو انجام دهند.

- آقای حیدری بعد از اضافه شدن بازیگران و در طول کار فیلمنامه دچار چه تغییراتی شد؟

حیدری: هر بازیگری دارای ویژگیهای مخصوص به خود است که او را از سایرین متمایز می‌کند بنابراین به نظر من زیباست که فیلمنامه بر اساس بازیگران منتخب کمی دستخوش تغییرات شود، البته در راستای خط اصلی فیلم. به علاوه مشورت‌هایمان با آقای کیانیان باعثشد که تا آخرین روز فیلمبرداری نکته‌هایی را به فیلمنامه اضافه یا از آن کم کنیم که طبعا نتیجه بهتری برای فیلم به ارمغان می‌آورد.

نصر: البته من در دور خوانی شخصیتم را خیلی پیدا نکردم و بیشتر سر صحنه اتفاق افتاد.

- خانم اوتادی به نظر می‌رسد برای تجربه نخست فیلمسازی راه سخت‌تر را انتخاب کردید، ابتدا انتخاب فیلمنامه‌ای اقتباسی که تمامی اتفاقات داستان در لوکیشن‌های داخلی رخ می‌داد و بعد کار کردن با بازیگران مرد. دلیل این انتخاب‌ها چه بود؟

اوتادی: ابتدا این را بگویم که کار کردن با آقایان سخت نیست و شاید به نوعی راحت‌تر از کار کردن با خانم‌ها است. بسیاری از کار من تعجب می‌کنند که چرا هیچ بازیگر خانمی در فیلم ندارم، من دوست داشتم که در اولین تجربه کارگردانی این چالش را داشته باشم که با یک فیلمنامه‌ای که از نظر من بسیار جذاب است کارم را اغاز کنم و خوشحالم که حاصل به تصویر کشیدن فیلمنامه انچه در ذهنم بود، شد. در بسیاری از مواقع حاصل کار با ذهنیت کارگردان متفاوت است اما این کار همان چیزی شد که از ابتدا تصور می‌کردم.

آقای حیدری به بخش دیگری از کار شما در این فیلم بپردازیم، شما اقتباسی از یکی از نمایشنامه‌های موفق دنیا انجام داده‌اید. نمایشنامه‌ای که با رعایت خط اصلی داستان، به نوعی شرایط اجتماعی این روزها را واکاوی می کند، به چه دلیل اقتباس را برای نگارش این فیلمنامه انتخاب کردید؟

حیدری: نه تنها اعتقاد من، بلکه سینمای جهان به این اشتراک رسیده است که پایه سینما، ادبیات است. طبعا درخشان‌ترین آثار سینمای جهان، فیلم‌هایی بوده است که به نوعی ریشه در اقتباس داشته، خواه از یک نمایشنامه اقتباس شده یا داستان‌های کوتاه و رمان. اتفاقی که متاسفانه در کشور ما بسیار مهجور است و کسی به آن توجه چندانی ندارد. حتی بین جوایز سینمایی ما جایزه فیلمنامه اقتباسی خیلی جایگاه ویژه‌ای ندارد چرا که اساسا فیلمنامه‌نویسان ما، به جز عده معدودی به این سمت حرکت نکرده‌اند.

داریوش مهرجویی درخشان‌ترین کارگردانی است که حق مطلب را در نگارش آثار اقتباسی ادا کرده است، از اولین فیلمش گاو(برداشتی از داستان گاو غلامحسین صاعدی) تا آخرین فیلمش اشباح(برداشتی آزاد از نمایشنامه اشباح اثر ایبسن) در این بین سارا(از نمایشنامه عروسک‌خانه ایبسن) پری(از سه گانه سلینجر) یا درخت گلابی(گلی ترقی)

اگر او بعد از سالها اثری از ایبسن را به فیلمنامه «اشباح» تبدیل می‌کند باید او را بخاطر فلسفه حرکتش تحسین کرد که هنوز میل به نگارش قصه‌ای جذاب بر پایه ادبیات نمایشی جهان دارد، اقتباس از نمایشنامه‌ای که یک شاهکار هنری محسوب می‌شود.

اتفاقا گاهی فکر می‌کنم نگارش فیلمنامه‌های اقتباسی چه بسا ساده‌تر است، چرا که قرار است خط داستان موفقی را تبدیل به یک فیلمنامه کنیم. مگر دورنمات چند داستان جذاب مثل «پنچری» دارد که ما آنقدر ساده ازکنار آن بگذریم و آن را تبدیل به یک فیلمنامه درخشان نکنیم.

- طبعا بسیاری گمان می‌کنند، بسیاری از شاهکارهای ادبی در شکل مکتوب جذابیت بیشتری برای مخاطب خواهد داشت و لزوما تمامی آثار اقتباسی اثر تصویری ماندگاری نخواهند شد، شاید باید هر دو وجه این اتفاق را دید.

حیدری: برداشت آزاد هم به همین معنی است که با رعایت خط اصلی داستان، ایده کلی را پرورش دهیم بنابراین چه بهتر که به عنوان یک ایرانی، مناسب حال و هوای امروز جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم، باشد. کما اینکه اقتباس‌های فراوانی از یک کتاب در کشورهای مختلف انجام شده است که هیچ کدام شبیه دیگری نیست وفرم تصویری متفاوت داشته است. در نگارش فیلمنامه «پنج تاپنج» من نگاهی هم به مفسدین اقتصادی داشتم و خیلی ظریف این موضوع در کلیت داستان اشاره کردم و یا معضلات دیگری که هر روز در جامعه با انها روبرو هستیم، اینها اتفاقاتی است که من با رعایت خط اصلی نمایشنامه «پنچری» به فیلمنامه اضافه کردم و این نکته‌ای است که می‌تواند برای مخاطبان ما جذاب باشد. طبعا اگر اقتباس درست انجام شود، برای مردم هم جذاب خواهد بود.

اما نکته‌ای که به آن اشاره کردید در بسیاری از مواقع درست است، چرا که بسیاری اعتقاد دارند که متن‌های داستایوفسکی به مراتب بهتر از نمونه‌های تصویری آن است که از کتاب‌هایش اقتباس شده است اما من معتقدم اگر فیلمی درست ساخته شود، می‌تواند همپای نمونه مکتوب آن موفق عمل کند.

دیباج: نمونه آن «دایی جان ناپلئون» که به نظرم بسیار موفق بود.

- اتفاقا سریالی که شما به آن اشاره کردید از جمله اقتباس‌های موفق است که از یکی از منابع مکتوب ایرانی اقتباس شده است. اتفاقی که خیلی کم در میان کارگردان‌های ما متداول است، فکر می‌کنید دلیلش چیست؟

حیدری: من ایمان دارم که اقتباس از آثار ایرانی به مراتب برای مردم ما جذاب‌تر از اقتباس از آثار غیر ایرانی است. صادق هدایت، غلامحسن ساعدی، هوشنگ گلشیری، بهرام بیضایی، اکبر رادی، احمد محمود، محمدعلی جمالزاده، سیمین دانشور، محمود دولت آبادی و بسیاری از مفاخر ایرانی در میان همین مردم زندگی کردند و طبعا برداشت و اقتباس از آثار آنها برای ایرانی‌ها هم جذابیت بیشتری خواهد داشت چون راحت‌تر درکش می‌کنند و کاملا ملموس است، شاید تنها چند نکته باعثمی‌شود که بسیاری از کارگردان‌های ما سمت اقتباس از آثار ایرانی نروند، بسیاری از نویسندگان ما رقمی را برای اقتباس از آثارشون پیشنهاد می‌کنند که با ظرفیت اقتصادی محدود سینمای ما پرداخت این عدد و ارقام غیرممکن است. متاسفانه این تعامل و همکاری بین کارگردان‌ها و نویسندگان ما وجود ندارد. برخی از آثار هم مشکل ممیزی دارند که نمی‌توان به سراغ آنها رفت مثل کتاب‌هایی از صادق هدایت یا ایرج پزشک‌زاد. تصور می‌کنم وجود همین مشکلات درصد اقتباس از اثار ایرانی را کم می‌کند.

اوتادی: جالب است که به من اعلام شد برای اقتباس از نمایشنامه «پنچری» فقط ۶۰ دلار پرداخت شده است.

حیدری: این نکته بسیار مهمی است. طبعا اجازه اقتباس از یک کتاب یا نمایشنامه راهی است که یک کشور می‌تواند فرهنگ خود را به کشورهای دیگر صادر نماید. مثلا اگر ما از ادبیات کشورمان اقتباس کنیم و فیلم در تمام دنیا دیده شود، آیا باعثنمی‌شود که بیش از هر چیز فرهنگمان را به دیگر کشورها نشان بدهیم؟ متاسفم که این تعامل بین نویسندگان و اهالی سینما وجود ندارد، ما هوای هم را نداریم.

و صحبت پایانی…

نصر: امیدوارم مردم این فیلم زیبا را ببینند و آرزوی موفقیت برای خانم اوتادی دارم.

دیباج: فکر می‌کنم «پنج تاپنج» فیلمی است که تماشاگران خاص خودش را دارد. اما فیلم جذابی است که می‌توان دیدنش را به همه پیشنهاد کرد.

اوتادی: دوست دارم به همکارن خودم، کارگردان‌های سینما پیشنهاد کنم از حضور دوبلورها در آثارشان استفاده کنند. برای من حضور آنها تجربه بی‌نظیری بود و تصور می‌کنم یکی از وجوه موفقیت فیلم «پنج تاپنج» وجود این دو هنرمند بود.

حیدری: امیدوارم بیشتر مراقب روحیه‌ی حساس این انسانهای جاودانه باشیم. دوبلورهای پیشکسوت ما نه تنها صدا بلکه چهره‌های ماندگار عرصه فرهنگ و هنرمان هستند و باید تمام تلاشمان را بکنیم که قدر دان زحماتشان باشیم. ما در این فیلم آغازگر این قدردانی ویژه بودیم و امیدوارم که این حرکت ادامه پیدا کند.

به گزارش ایسنا، «پنج تا پنج» داستانِ مردی را از ساعت پنج عصر تا پنج صبح روایت می‌کند که اتومبیلش در جاده‌ای دور افتاده دچار سانحه‌ای شده و او به ناچار مجبور می‌شود آن شب را در منزل چهار پیرمرد به صبح برساند. پیرمردان شرط اقامت مرد در آن خانه را حضور وی در بازی معمول خود دانسته از وی می‌خواهند در بازی‌شان شرکت کند. مرد پس از مخالفت اولیه و کش و قوس‌هایِ فراوان به اجبار شرط را پذیرفته با آنها واردِ بازی می‌شود.

رضا کیانیان نقش اول این فیلم را برعهده داشته، شمس لنگرودی، علی اصغر شهبازی، تورج نصر و محمدعلی دیباج دیگر بازیگران این فیلم سینمایی هستند.