ملت ایران: جان تورتورو، بازیگری است که در سه دهه اخیر در بیش از ۱۰۰ فیلم بازی کرده است با فیلمسازان متفاوتی از برادران کوئن گرفته تا اسپایک لی و مایکل بی، همکاری کرده اما چند سالی است که کمتر بر پرده سینما ظاهر شده زیرا روی کارگردانی و ساختن فیلم خودش تمرکز کرده است. او در پنجمین تجربه کارگردانی اش به سراغ داستان یک گل فروش نیویورکی رفته است که برای پول درآوردن به سراغ حرفه عجیبی می رود. شاید دشوارترین بخش کار تورتورو علاوه بر بازی و کارگردانی این فیلم، راضی کردن وودی آلن برای پذیرفتن نقشی در این فیلم بوده است. آلن در سال های اخیر به ندرت بازی در فیلمی را پذیرفته که خود کارگردان یا نویسنده اش نبوده باشد اما حالا او در نقش دوست و همکار تورتور در این شغل ظاهر می شود. تمام طرفداران دوآتشه آلن باید از تورتور ممنون باشند که او را دوباره به یکی از نقش های قدیمی اش بازگردانده است. لوکیشن نیویورک و بازی آلن به موتور محرکه فیلم تبدیل می شوند البته نباید از حضور شارون استون و لیو شرایبر غافل شد. این مصاحبه هفته گذشته با تورتور در نیویورک انجام شده است و با او درباره «Fading Gigloo» صحبت کردیم.

خوشحال هستم که با شما درباره فیلمی که ساخته اید صحبت می کنم. فیلم را به تازگی دیده ام و بسیار از تماشایش لذت بردم.

خب برای این فیلم زحمت زیادی کشیدم. برای همین وقتی کسی به من می گوید از دیدن فیلم لذت برده حس می کنم زحماتم به هدر نرفته است.


خودم یک نیویورکی هستم. خیلی خوشحال می شوم وقتی فیلمی می بینم که حس و حال واقعی نیویورک را نشان می دهد، نیویورک واقعی را. اما متاسفانه این اتفاق خیلی کم روی می دهد. شاید برخی فیلم های وودی آلن و اسپایک لی توانسته باشند از پس آن بربیایند.

حرف تان درست است. مردم همین طور به نیویورک می آیند و می روند و انگار هیچ چیز جذابی در آن وجود ندارد. با خودشان می گویند: «یه شهره دیگه، حالا چی کارش کنیم.»

کاملا درست است. همه سراغ مکان هایی می روند که برای همه آشناست اما شما مسیر متفاوتی پیش گرفتید. مثلا همین نقشی که برای خودتان نوشتید. پیش از این هیچ کس حتی فکرش را هم نمی کرد که جان تورتور یک ژیگولو را بازی کند.

در ابتدا فکر کردم همیشه دلم می خواست با وودی آلن یک کار مشترک انجام دهم. فکر می کردم ما دو تا کنار هم زوج جالبی می شویم. می خواستم فیلمی در همین مایه های «Fading Gigloo» بسازم. فکرم را با وودی در میان گذاشتم و گفت: «وای، چه فکر معرکه یی.» دو چیز در این قضیه برایم جالب بود. اول اینکه چطور مردم در طول زندگی دائم خودشان را دوباره تعریف می کنند. مثلا به دانشگاه می روی و با خودت می گویی من قرار است دکتر شوم اما ناگهان دوباره یک مسیر دیگری را به اجبار انتخاب می کنی. دیگر آن موقع قضایا همچنان که بود پیش نخواهد رفت. نکته دوم این بود که همیشه در کار کردن با زنان موفق بوده ام. رابطه خوبی همیشه با زنان دارم؛ با مادرم، با همسرم. زنان موجودات جالبی هستند. یک وقتی با چند تا مدل به کلاس بازیگری می رفتم. دیدم اصلا بلد نیستند احساسات شان را بروز دهند چون عادت کرده اند همیشه طرف توجه باشند نه اینکه به کسی توجه کنند. این تفاوت ها برایم جالب بود. تحقیق که کردم با خودم فکر کردم شخصیتی خلق کنم که بخش هایی از من در آن باشد و بخش هایی از مردم. طوری که هر کس او را می بیند با خودش بگوید: «من هم می تونستم این یارو باشم. قرار نبود یک انسان کامل باشد - مثل برد پیت - قرار بود یک آدم عادی باشد. بعد به خود وودی آلن فکر کردم. او آدم رمانتیکی است و در جوانی در خیلی از این فیلم ها بازی کرده است. پس همه باورش می کنند. دیدید که باورش کردند.

دقیقا. یادم می آید که نوجوان بودم و فیلم های آلن را می دیدم و بعد می گفتم: وای خدا، من هم می تونستم همین شخصیت باشم.

خب پس جواب شما هم همینه. من و وودی دو چهره یک شخصیت را بازی می کردیم. وودی آلن هم این ایده را دوست داشت. با خودم گفتم تا وقتی هنوز می توانم باید این نقش را بازی کنم. یکی از شخصیت های فیلم هم می گوید: تو درست مثل یک مرد می مونی. چندان زیبا نیستی. «نه چندان زیبا.» می توانست اسم فیلم ما هم باشد.

وودی آلن هم خیلی در فیلم درست و سنجیده به کار گرفته شده است. مطمئن هستم هر کسی فیلم را ببیند می تواند طنین آشنای کمدی های آلن را در فیلم تشخیص بدهد.

خب واقعیتش این است که من این نقش را برای وودی آلن نوشتم. موسیقی جاز را هم برای او انتخاب کردم البته دلیل این انتخاب فقط آلن نبود. وودی در فیلم های خودش از موسیقی جاز دهه های ۳۰ و ۴۰ استفاده می کند ولی موسیقی این فیلم جاز دهه ۶۰ است. تازه کلی موسیقی ایتالیایی و فرانسوی هم در فیلم من هست. اما ساکسیفون جنی آمنوس فرق می کند. من با صدای ساز او بزرگ شدم و عاشق ساز زدنش هستم. آلبوم او را هم به زودی میلان ریکودرز منتشر خواهد کرد. بنابراین بله موسیقی فیلم هم جازی است و حال و هوای فیلم های آلن را دارد اما قسمتی از وجود خودم است که به نگارش درآمده و در فیلم تبلور یافته.

تا به حال در فیلم های آلن هم بازی کرده اید؟

در «هانا و خواهرانش» بودم.

«مرد همراه» را خودم کار کردم. از من خواست در یکی، دو تا از دیگر فیلم هایش هم بازی کنم که نشد. یکی از نقش های عالی اش را هم برای من نوشته بود که آن را هم نتوانستم بازی کنم. برای همین همیشه می دانستم که از من خوشش می آید.

شما سال های سال بازیگری کردید و در فیلم های مختلف کارگردان های زیادی حضور داشتید. تا به حال پنج فیلم هم کارگردانی کردید. فکر می کنم کارگردانی فیلمی که خودتان نقش اصلی آن را به عهده دارید کار راحتی برایتان باشد؟

گاهی هست و گاهی نیست. حداقل دیگر خیالم از یک بازیگر که خودم باشم راحت است اما اگر دو آدم ضعیف دیگر هم باشند دیگر کارم ساخته است. سخت ترین بخش، کمبود وقت برای برنامه ریزی است و همچنین تلاش برای اینکه در فیلم همه چیز درست و زیبا، آن طور که دل تان می خواهد نشان داده شود اما همین که به قول وودی آلن باید با یک نفر کمتر حرف بزنید و متقاعدش کنید که خود شما باشید، خودش خوب است. اما خیلی با بازیگرها سروکله نمی زنم اما بعضی وقت ها دلم می خواهد به آنها چیزی در مقام بازیگر بگویم و نه یک کارگردان. در خیلی از فیلم هایی که بازی کرده ام هیچ کس هیچ چیز به من نمی گفت: مثلا یکی تندتر، کمی کندتر، این جمله را این طور بگو یا آن طور. خیلی دلم می خواهد با زنان بازیگر کار کنم. تا حالا شانس داشتم که با کیت بلانشت، امیلی وانسون، کیت وینسلت و… کار کنم اما هنوز فکر می کنم ما زنان بازیگر زیادی داریم که من با آنها کار نکرده ام.

کمدی نوشتن با وودی آلن حتما باید کار ترسناکی باشد.

حتما هست. همین جوری می نشیند و شما ایده هایی که دارید را برایش تعریف می کنید و او می گوید: خنده دار است، می تونه بهتر باشه، اصلا خنده دار نیست. بعد کل قضایا از نو تکرار می شود. هر چیز که بر سر آن توافق کردیم را دوباره برایش می فرستم و او نظراتش را پای هر متن می نویسد. تازه این اصلا برای من ترسناک نبود. باید هنگام انتخاب بازیگر وودی را ببینید من خودم بازیگرم(البته وودی هم هست) من سعی می کنم وقت مصاحبه با آنها حرف بزنم و محیط دوستانه یی ایجاد کنم اما وودی آلن همین، جور به آنها زل می زند و یادداشت برمی دارد. همین. تازه بعد به من اعتراض می کند که تو زیادی مهربان هستی و من پاسخ می دهم وودی تو خودت هم بازیگری می دانی شاید آنها به این شغل واقعا نیاز داشته باشند.


خودش خبر دارد که می تواند روی اطرافیانش چنین تاثیر شگرفی بگذارد؟

فکر می کنم وقتی کارگردانی می کند می داند. این قضیه را هم خیلی جدی می گیرد اما در مورد بازیگری هم آدم مغروری به حساب می آید اما وقتی کنارش بازی می کنی می فهمی که از جایگاهی که دارد سرصحنه سوءاستفاده نمی کند به همه کمک می کند با همه حرف می زند و اگر چیزی به ذهنش می رسد با طرف درمیان می گذارد. هر کسی که می خواهد می تواند سرصحنه خیلی راحت آلن را پیدا کند.

در زمان نوشتن فیلمنامه به بازیگران دیگری هم فکر کردید یا از همان اول وودی آلن را در نظر داشتید؟

از اول بازی وودی آلن در این فیلم برایم مسجل بود و تنها کسی که از اول به او فکر نکرده بودم ونساورگارا بود با چند نفر حرف زدم و نتیجه دلخواهم به دست نیامد که مدیر برنامه هایم ونسا را پیشنهاد داد. با خودم گفتم وای چرا از اول به او فکر نکرده بودم.

آیا روی آوردن به فیلمسازی بدنه اصلی فعالیت شما را به عنوان بازیگر تحت تاثیر قرار داده است؟

صددرصد. شما در این حرفه دائما در حال یادگیری هستید حتی وقتی می خواهم یک بخش از فیلمنامه را کامل کنم دارم با نقش ها ور میرم تا درست و مناسب از آب دربیایند اما وقتی درگیر این کار می شوید دیگر با کارگردان ها هم دل ترید. دیگر می فهمید گذر زمان یا از دست دادن وقت چه فشاری به آنها وارد می کند، درست مثل جنگی است که پایان ندارد. حالا فکر می کنم واقعا دلم بیش از حد لازم برای آنها می سوزد و با آنها مهربان هستم.

روزنامه اعتماد