ملت ایران: تصویری که همواره از رامبد در ذهنم داریم فردی پر جنب و جوش، هیجان طلب و خیال پرداز بود. به همین خاطر راه و روش او برای رسیدن به آرامش بی تردید جذابیت های خاص خودش را دارد. خواندن این گفتگو را از دست ندهید.

در شرایط کنونی رسیدن به آرامش برای بسیاری تبدیل به سراب شده است چرا که معتقدند زندگی شهری در بطن خود آبستن تنش است؟
نمی توان این حقیقت را کتمان کرد چون جنس زندگی شهری با تنوعی تنش و استرس همراه است و شما مدام مجبور هستید در تیررس این اتفاقات قرار بگیرید اما خب اعتقاد من بر این است که شما نباید صرفاً شرایط را بهانه کنید و با این بهانه از آرامش دور شوید چرا که بسیاری از اتفاقات از روح و روان ما سرچشمه می گیرد و اگر ما مدام بگوییم که «نمی شود در این شرایط آرام بود» و… طبیعی است که آرامش هم از ما دور می شود.

هر کسی برای رسیدن به آرامش فرمول خاص خودش را دارد. فرمول شما چیست؟
به نکته خوبی اشاره کردید چون بعضی ها فکر می کنند یک نسخه واحد برای رسیدن به آرامش وجود دارد در حالی که اصلاً این طور نیست. ما باید نیازهای روحی خودمان را بشناسیم و ببینیم به کمک چه چیزی می توانیم احساس امنیت و آرامش کنیم. مثلاً ممکن است من حالم با رویا بافی خوب شود اما دیگری باید حتماً یک موزیک خوب گوش بدهد یا قدم بزند و درد و دل کند یا… به همین خاطر من هیچ وقت در این مورد تابع قانون خاصی نبودم، هر چند که در این مورد هم یک سری کلیات وجود دارد.

چه کلیاتی؟
فکر می کنم بسیاری از ما آدم ها بلند نیستیم چگونه از زندگی مان لذت ببریم و آن قدر خودمان را درگیر مسائل مالی کرده ایم که اصلاً فراموش کرده ایم این همه تلاش هایی که انجام می دهیم در نهایت برای رسیدن به حس خوشبختی و آرامش است. ما نباید فکر کنیم که این دو، چیزهایی هستند که در درون ما یا اطراف ما وجود دارد. گاهی نگاه کردن به یک منظره زیبا یا در کنار خانواده بودن و نزدیک شدن به خدا می تواند این حس را به ما منتقل کند.

نام رامبد جوان، در نظر بسیاری مصادف شده با بمب انرژی. شاید خیلی ها دوست داشته باشند بدانند منبع این انرژی کجاست؟
به نظرم این طرز نگاه به نوع تربیت و بزرگ شدن افراد ربط دارد اما به نظر من اگر یکی شاد بزرگ نشده باشد و مدام در زندگی اش غر زده باشد طبیعی است که هیچ وقت اتفاقات خوشایند را در زندگی اش نمی بیند و فکر می کند فرد بدشانسی است یا اگر زیاد ابراز هیجان کند سبک سر است در حالی که من از بچگی ام دنبال رویاهایم را گرفتم و برایم مهم بود که احساساتم را بروز دهم.

یعنی اگر کسی از دوران کودکی اش با این فرهنگ آشنا نشده باشد دیگر نمی تواند در زندگی اش شاد باشد؟
البته که می تواند؛ او باید یک بار برای همیشه تصمیم بگیرد و دو غم و غصه را خطر بکشد. با خودش بگوید «من از امروز خوشبخت و شادم و هدفم رسیدن به آرامش است». این حرف ها شاید برای بعضی ها خنده دار به نظر برسد اما به نظر من، خوشحالی و ناراحتی، یک انتخاب است و به طرز نگاه افراد ربط دارد. بعضی از آدم ها که غمگین هستند؛ تصمیم گرفته اند که غمگین و بدشانس باشند و مدام هم ضربه می بینند. از آن طرف آدم هایی وجود دارند که احساس خوشبختی می کنند و همیشه حال شان خوب است البته این طور نیست که بدون تلاش به این نقطه رسیده باشند یا در دنیای اطراف شان هیچ مشکلی وجود نداشته باشد. آنها در درون خودشان به این تحول رسیدند که تنها از اتفاقات خوب لذت ببرند و از کنار اتفاقات بد، بگذرند. پس شاد بودن به دنیای اطراف آن عده بستگی ندارد بلکه به خودشان بستگی دارد، انگار این افراد دست شان باز است که همه اتفاق های خوب را بغل کنند.

یعنی جذب انرژی مثبت؟
بله، انرژی مثبت در درون ماست. ما گاهی فکر می کنیم این حرف ها جنبه شعاری دارد و هیچ وقت نمی تواند کاربردی در زندگی شخصی ما داشته باشد در حالی که اگر ما یک بار آن را امتحان کنیم، پی به کاربرد آن در زندگی مان می بریم.

ازدواج چقدر در رسیدن به آرامش به شما کمک کرد؟
خیلی زیاد، وقتی شما با فردی که دوستش دارید و از هر جهت بین شما درک و تعامل وجود دارد ازدواج می کنید، ناخودآگاه به آرامش می رسید اما نکته ای که وجود دارد این است که ازدواج خوب، شما را به آرامش می رساند. به همین خاطر افراد قبل از ازدواج باید چشمان شان را باز کنند و تمام خصوصیات فرد را مورد آنالیز قرار دهند و بعد از آن که فرد مورد نظرشان را پیدا کردند، دیگر بهانه جویی نکنند و به فکر تغییر آن نباشند چون گاهی می شنوم که زوج ها قبل از ازدواج می گویند اگر این خصوصیات طرف مقابل را دوست ندارم بعدها درستش می کنم در حالی که واقعیت این است که هیچ وقت فردی به طور کامل تغییر نمی کند. تغییر واقعاً هیچ وقت یکطرفه اتفاق نمی افتد. شما نمی توانید از فرد مقابل تان بخواهید که شبیه آن چیزی که شما دوست دارید شود. شما باید روی خودتان کار کنید، چرا که به این شکل به مراتب موفق تر هستید تا اینکه بخواهید همسرتان را تغییر دهید. اصلاً نمی شود از آدم ها، یک آدم دیگر ساخت.

در صحبت هایتان بارها به این موضوع اشاره کردید که رویاپردازی این امکان را به شما می دهد که از زندگی تان لذت بیشتری ببرید؟
همین طور است. من از نعمت خیال بهرمند هستم و به کمک آن از زندگی لذت می برم. گاهی می بینم آدم ها وقتی بزرگ می شوند بال های خیال شان را می چینند و فکر می کنند بزرگ شدن، به این معنی است که شما دیگر رویابافی نکنید و دنبال علت یابی باشید. گاهی می بینم برخی افراد وقتی یک انیمیشن را می بینند مدام می خواهند آن را با دنیای واقعیت تطبیق دهند. مثلاً بگویند چرا این قسمتش شبیه زندگی عادی نیست و… در هر حال من سعی کردم کودک درونم را سرزنده نگه دارم و به کمک آن، به رویاهایم بال بدهم.

به نظرتان سفر رفتن باعثمی شود که به آرامش دست یابید؟
بله، من و همسرم عاشق سفر هستیم. تجربیات جدیدی که در سفرهای دو نفره کسب می کنیم به ما امکان می دهد که مهارت بیشتری در زندگی کردن کسب کنیم. به همین خاطر همیشه سعی می کنیم به جاهای جدید سفر کنیم و چیزهای جدیدتری را به همان نسبت یاد بگیریم.

زندگی هنرمندان همواره با حواشی زیاد همراه بوده است. شما برای کنترل آن حواشی چه کار می کنید؟
کار خاصی انجام نمی دهم چرا که اعتقاد دارم حاشیه همیشه به دنبال افرادی می رود که طالب آن هستند. من همواره نسبت به حاشیه بی اعتنا بودم و این بی اعتنایی باعثمی شود که او هم با من کاری نداشته باشد. من زندگی خودم را دارم و او هم زندگی خودش را…(با خنده)

منبع: آرامش