گاردیندر گزارش خود با اشاره به وجه تمایز آثار امسال با ادوار گذشته نوشت: آنچهجشنواره فجررا از بسیاری جشنواره های دیگر در سراسر جهان متمایز می کند، شلوغی آن است. جوانان از نقاط مختلف تهران با پیشینه های متفاوت اجتماعی و اقتصادی ماه فوریه را در صف های طولانی سپری کردند. جشنواره فجر، رویدادی نیست که روح اصلی آن از هنرمندان خاص، ثروتمند یا مشهور نشات گرفته باشد. این جشنواره اعتبارش را مدیون هزاران فیلم دوستی است که حتی در سخت ترین شرایط، سینماهای تهران را پُر می کنند.

گاردین در گزارش خود نوشت: امسال ۳۱ فیلم در بخش مسابقه جشنواره فجر با هم رقابت داشتند که این تعداد بسیار بیشتر از ۲۰ اثری است که معمولا در جشنواره هایسینمایینمایش داده می شوند.

البته این روزنامه انگلیسی به نقل از تدوین گر یکی از فیلم های بخش مسابقه توجیهی برای تعداد بالای فیلم های سودای سیمرغ آورده و می نویسد: این ها همه به خاطر لابی و رایزنی است. تهیه کنندگان تماس می گیرند و می گویند که می خواهند فیلم شان وارد جشنواره شود، کارگردانان تاثیرگذار می خواهند لوگوی فجر را روی پوستر فیلم هایشان ببینند. نمایش فیلم در جشنواره فجر موجب فروش بالا و شهرت می شود، به همین دلیل فیلمسازان به دنبال نهادهایی هستند که فیلم شان را در جشنواره شرکت دهند و امسال تمام نام های بزرگ در پی چنین هدفی بودند.»

این موضوع در مورد برخی آثار به وضوح قابل مشاهده بود. برای نمونه فیلم مسعود کیمیایی با بیش از ۴۰ سال فعالیت سینمایی به گونه ای بود که نمی شد روی صندلی نشست و تا آخر تماشا کرد. فیلم مملو از صحنه های توهین، ناسزا، جیغ وداد و کتک کاری بود، تا حدی که یک سوم تماشاچیان در اواسط فیلم پس از اعتراض، سالن را ترک کردند.

خبرنگار گاردین در همین راستا نقل قولی از «محسن آزرم» - منتقد فیلم - آورده و می نویسد: جشنواره فجر محلی برای کشف استعدادهای نو نیست، بلکه رویدادی برای خودنمایی قدیمی ها است. این روشی است که برگزارکنندگان همیشه با آن بلیت فروشی کرده و مردم را جمع کرده اند.

در ادامه گزارش می خوانیم: امسال بسیاری از کارگردانانی که سال ها فیلمی نداشتند، در جشنواره حضور داشتند و تقریبا تمام فیلمسازان مشهور ایرانی در فستیوال فجر شرکت کردند. «داریوش مهرجویی» یکی از این کارگردانان با سابقه است که تاکنون فیلم های بیادماندنی بسیاری ساخته است. این در حالی است که طی یک دهه گذشته بسیاری از آثار نمایش داده شده از او حرف جدیدی برای گفتن نداشته اند. اما آن ها همچنان جمعیت را به سمت خود جذب می کنند. در چهار روز اول جشنواره، با وجود برف شدیدی که می بارید، مردم ساعت ها در صف های طولانی به انتظار ایستادند تا فیلم کارگردانان مطرح را شاید به امید تماشای آخرین شاهکار نظاره کنند. زمان اکران «اشباح» مهرجویی، سالن ها مملو از جمعیت بود، اما مخاطبان پیش از پایان فیلم، آن را هو کردند و از سالن خارج شدند.

گاردین در ادامه با اشاره به اینکه بازار صحبت ها درباره ی فیلم های کمتر شناخته شده داغ شد، نوشت: فجر امسال نسبت به دوره های گذشته بسیار آنلاین تر بود. چند ماه پیش از آغاز جشنواره، صفحه توییتر آن به روز می شد، بلیت ها در بسته های ۱۱ تایی به صورت آنلاین به فروش می رسیدند و قیمت آن ها براساس سالن های سینما از ۲۲ تا ۷۷ هزار تومان متغیر بود. «سلام سینما» رتبه بندی ها را به صورت به روز ارائه می کرد و اخبار مربوط به هر فیلم را منتشر می کرد. منتقدان سایت «کافه سینما» هر ساعت نقدی جدید را ارائه می کردند. برای اولین بار، برنامه های جشنواره فجر امسال در ۳۰ استان دیگر به غیر از تهران اجرا شد.

این روزنامه انگلیسی همچنین نوشت: یکی از بهترین آثار امسال جشنواره فجر «طبقه حساس» کمال تبریزی بود. داستان فیلم درباره ی مردی است که قبری دو طبقه می خرد تا نزدیک همسر متوفی اش دفن شود، اما تصادفا مردی دیگر در طبقه بالای همسرش خاک می شود. در جریان این داستان بحثبرانگیز، باورهای اجتماعی، سیاسی و مذهبی بازنگری و موشکافی می شوند. این هنر کمال تبریزی است که موضوعی دم دستی را انتخاب می کند تا هم تماشاچی را به خنده بیاندازد و هم سوال در ذهنش ایجاد کند. فیلمنامه ی این اثر را نویسنده ای جوان به نگارش درآورده که نامش برای فیلم دوستان ایرانی بسیار آشناست: «پیمان قاسم خانی» که فیلمنامه هایش طی سال های اخیر دستمایه ساخت برخی از بهترین کمدی های اجتماعی شده است.

در ادامه نقد گاردین می خوانیم: یکی دیگر از فیلم های قابل توجه امسال «خانه پدری» کیانوش عیاری بود که پس از سه سال توقیف به نمایش درآمد. عیاری جدا از برجسته بودن، یکی از بهترین فیلمسازان ایرانی است. او با «خانه پدری» اثری جدی و عمیق ارائه کرده است. پدری دخترش را به خاطر لکه ننگی که بر دامن خانواده گذاشته، می کشد. هیچ جزییاتی درباره گناه دختر ارائه نمی شود. پدر او را در زیرزمین خانه دفن می کند، اما روح دختر تا نسل ها بر این خانواده سایه می افکند.

«مهدی رحمانی» نیز کارگردان با استعدادی است که «برف» را به جشنواره فجر امسال آورد، فیلمی که کمتر درباره اش حرف می زنند. «برف» درام خانوادگی زیبایی است که بازی های خیلی خوبی را نمایش می دهد.

خبرنگار گاردین بهترین اثر امسال جشنواره فجر را فیلم «شیار ۱۴۳» می داند و می نویسد: رخشان بنی اعتماد طی دو دهه گذشته تقریبا پای ثابت جشنواره های فجر بوده، اما برترین فیلم این دوره متعلق به یک کارگردان زن به نام «نرگس آبیار» بود که «شیار ۱۴۳» را روی پرده برد. این فیلم نگاه فمینیستی بی سابقه ای را به جنگ ایران و عراق دارد. «شیار ۱۴۳» که در یکی از روستاهای کوچک ایران به تصویر کشیده شده، داستان مادری است که در انتظار شنیدن خبری از پسر مفقودالاثرش است، فرزندی که ۱۵ سال پیش در جریان جنگ ناپدید شده است. این فیلم علاوه بر اشک، نوعی حس تسکین را به تماشاچی القا می کند. نسل جدید فیلمسازان ایرانی داستان هایی را روایت می کنند که پدران شان قادر نبودند به تصویر بکشند. درحالی که به فیلم های بیشتری همچون این فیلم نیاز است.

گاردین در پایان گزارش خود با اشاره به اینکه جشنواره فجر بدون حاشیه و جنجال نمی شود، درباره فیلم «عصبانی نیستم» نوشت: فیلم دُرمیشیان یکی از فیلم های جشنواره فجر امسال بود که زیاد درباره آن حرف زده می شد. «عصبانی نیستم» درباره ی دانشجویی است که در زمان ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد به دلیل اعتراضات سیاسی از دانشگاه اخراج می شود. یکی از خصیصه های عجیب جشنواره فیلم فجر این است که هرچه یک اثر جنجالی تر باشد، احتمال ممنوعیت اکران آن پس از جشنواره بالاتر می رود. بسیاری پیش بینی می کنند چنین سرنوشتی در انتظار «عصبانی نیستم» باشد.