ملت ایران:حمیدرضا عرب، لحظه ای که امیر از کنار زمین بلند شد و کاور سبز رنگ پوشید و در ترکیب تیم هنرمندان(بچه های برنامه طنز خنده بازار) قرار گرفت سیاوش مفیدی و شهاب عباسی دو هنرمند کارهای طنز تلویزیونی جان تازه ای گرفتند! امیر که آمد و رفت کنار شاهرخ قرارگرفت، نزیکی های دروازه و درگوش چپ و البته سیروس دین محمدی پشت سر این دو، تیم پیشکسوت های استقلال که در خود چهره هایی به یادماندی مانند میرشاد ماجدی، ایوب اصغرخانی و ایمان عالمی را داشت قدری عقب نشست! تا آن لحظه تیم پیشکسوت ها دروازه بچه های خنده بازار را بمباران کرده بودند اما وقتی امیر قلعه نویی رفت آن طرف و در قالب تیم خنده بازار کنار شاهرخ و سیروس قرار گرفت ورق به کلی برگشت.

بازی تا آن لحظه با ۲ گل برتری به سود این طرفی ها یعنی تیم میرشاد و ایمان پیش می رفت اما یواش یواش تیم خنده بازار با درخشش قلعه نویی و بیانی و سیروس دین محمدی گل های عقب مانده را جبران کرد و در نهایت با یک گل برتری بازی را به پایان بردند! عجب بازی گرمی بود.

هر کسی داخل مجموعه ورزشی پاس حضور داشت توجه اش به سوی زمین چمن مصنوعی جلب می شد. هم بساط خنده به راه افتاده بود و هم فرصتی برای دیدن اینکه هنوز دود ها از کنده بلند می شود.

امیر قلعه نویی و شاهرخ بیانی یاد دهه ۷۰ را در ذهن زنده می کردند. ایمان عالمی با آن شوت های سنگینش نشان می داد که در جوانی به حق لباس استقلال را به تن می کرد. آقا سیروس هم وقتی شوت می زد هیچ کس جلودارش نبود حتی آن دروازه بان های جوانی که آمده بودند و در چارچوب دو دروازه قرار گرفته بودند. پاس های شاهرخ و آن دریبل های ریزش تو را یاد دوران جوانی اش می انداخت. میرشاد وقتی پا به توپ می شد هنوز از خیلی از بازیکنان امروزی تکنیکی تر جلوه می کرد.

راستی احمد مومن زاده هم بود. هنوز خوب می دود مثل جت! یک چیز دیگر؛ آن شب می شد به خوبی فهمید چرا ناصر حجازی در جام باشگاه های آسیا به یکباره جوان ریز نقشی به نام ایوب اصغر خانی را به جای فرهاد مجیدی وارد میدان کرد. باورکنید ایوب هرگاه پا به توپ ش یک گل به نفع پیشکسوت ها رقم خورد.

یاشاسین! شاهرخ پس از بازی و قبل از اینکه همه با هم عکس یادگاری بگیرند رو به میرشاد کرد و گفت: «بازیکنای امروزی از توپ گرفتن در مسابقه فرار می کنند. آن ها انگار نمی خواهند هیچ وقت توپ بهشان برسد تا یک وقت سوتی ندهند اما نسل ما هنوز هم دنبال توپ گرفتن است.» شاهرخ راست می گفت. توپ هر طرف بود یا امیر قلعه نویی فریاد می زد: «من من» یا این طرف میرشاد و ایمان!

قدس