بعضی از هنرمندان آن‌قدر عمر می‌کنند که آدم کم‌کم به این فکر می‌افتد که نکند آن‌ها فناناپذیرند. نکند آن همه لذتی که در طول دوران زندگی‌شان به تماشاگران داده‌اند و آن همه تأثیری که در عشق ورزیدن چند نسل از سینما دوستان به هنر سینما داشته‌اند، باعثشده تا حتی خدا هم دلش نیاید آن‌ها را به این سادگی‌ها از بین ما جدا کند. برای همین است که شنیدن خبر درگذشت آن‌ها بیشتر به یک شوخی تلخ می‌ماند. ارنست بورگناین که امروز در ۹۵ سالگی و بر اثر نارسایی کلیوی در بیمارستانی در لس‌آنجلس درگذشت، یکی از این هنرمندان بود.

آخرین بازمانده "دار و دسته وحشی‌ها" درگذشت/ارنست بورگناین

بورگناین مهم‌ترین جوایز زندگی‌اش(جوایز اسکار، بفتا، گلدن‌گلوب، انجمن ملی نقد و حلقه منتقدان فیلم نیویورک برای بازی در فیلم مارتی) را برای بازی در یک نقش اصلی گرفت. اما مهم‌ترین نقش‌آفرینی‌هایش را در قالب شخصیت‌های مکمل عرضه کرد. او با تمام ابهت و استحکامش، کسی نبود که بتوان به او تکیه کرد. خودش هم این را می‌دانست. پس تناقضی که در پاراگراف بالا به آن اشاره شد را وارد نقش‌هایش کرد و به نقش‌های مکملش چنان وقار و اعتباری بخشید که خیلی وقت‌ها نقش‌های اصلی فیلم‌ها از آن بی‌بهره بودند. بورگناین تا آخرین ماه‌های زندگی‌اش به طور مداوم در فیلم‌های مختلف بازی کرد و چه خوب که برای آخرین فیلمش، «مردی که دستان ویسنته فرناندز را فشرد»(که اسمش هم بی‌شباهت به فیلم‌های سام پکین‌پا نیست)، توانست آخرین جایزه‌اش را هم دریافت کند. حتی اگر جایزه معتبری هم نباشد: جایزه بهترین دستاورد بازیگری از جشنواره نیوپورت بیچ.