نگاهی به فیلم «اسب جنگ» ساخته ی استیون اسپیلبرگ

حسینعلی نمره چی

اسپیلبرگ باز هم به دنبال کودک درون رفته است. «اسب جنگ» آخرین ساخته ی این فیلمساز بزرگ آمریکایی است که باز هم دغدغه ی همیشگی وی مبنی بر خلق موجوداتی دوست داشتنی، کودکانه، فانتزی و البته با نیرویی ماورایی و خارق العاده را به تصویر می کشد.

در این جا ما با اسبی روبرو هستیم که برخلاف موجودات خیالی فیلم های وی همچون «ای تی» و «هوش مصنوعی» یک موجود زنده و واقعی است اما در راستای همان جان بخشی خلاف عادت، دست به کارهای محیرالقول می زند. سینمای اسپیلبرگ همواره میان دو دسته از سینمای تجاری و سینمای اندیشمند سیر می کند. در این باره حتی در فیلمهای به ظاهر تجاری وگیشه پسند نیز رگه های بارزی از سینمای اندیشمند دیده می شود. «اسب جنگ» از معدود فیلمهای وی است که به شکل مشخص نه در طلب سینمای تجاری همچون «پارک ژوراسیک» و «آرواره ها» ست است و نه در طلب ارایه یا غالب کردن اندیشه ای خاص چون «فهرست شیندلر» و «نجات سرجوخه رایان».

این فیلم ما را به دنیای اسبی می برد که درگیر جنگی(جنگ جهانی اول) می شود که منجر به جدایی اش از پسر نوجوانی می گردد. تمام تلاش کارگردان در جهت ایجاد همذات پنداری بیننده در مورد رابطه ی اسب با پسرنوجوان ما را به دنیای خشن و سراسر نابودی جنگ می کشاند تا از این طریق به مفهومی عاقلانه از جهان سراسر نیرنگ که سرانجامش خوشی و ارتباطات بیش تر است، دست یابیم.

به هر روی اسپیلبرگ همواره در تلاش است که در پایان فیلمهایش لزوم ارتباط برقرار کردن میان آدمیان در جهت ایجاد جهانی بهتر را به تصویر بکشد. حتی اگر این ارتباط، ارتباطی میان یک انسان و اسب باشد. در این رابطه تلاش کارگردان در جهت ارایه ی مفهومی آرمانی از ارتباطات انسانی و لزوم ایجاد جهانی عاری از خشونت و نیرنگ منجر به روایت داستانی گردیده است که همواره معانی ازلی(ارتباطات بشری) بر روی آن سنگینی می کند. براین اساس در بسیاری از مواقع ما با ریتمی کند و بدون هیجان روبرو می شویم که صرفا بازتابی از معنا گرایی است. اما با وچود این نقیصه باز هم اسپیلبرگ به طور کلی در پیشبرد داستانی مهیج موفق عمل نموده و توانسته است مفاهیم مورد نظر خود را که همگی برروی ارتباطات دوستانه تاکید می کند، بیان نماید.

باید دید تلاش وی تا چه حدی به مذاق آکادمی اسکار خوش می آید و آیا می تواند در تنها شاخه ی مهمی که نامزد شده(بهترین فیلم) پیروز گردد، که البته بسیار بعید است.

منبع: سینمانگار