احمد
ملت ایران: نام احمد شما را اول از همه یاد کدام فیلم فرهادی و کدام شخصیتش می اندازد؟ شهاب حسینی در «درباره الی» و امروز هم علی مصفا در «گذشته». وجه تشابه این دو شخصیت چیست؟ اسم احمد برای فرهادی نشان دهنده چه ویژگی است؟ همانطور که مشرقی در فیلم های جیرانی نام خانوادگی زنانی بود که قهرمان اصلی فیلم های کارگردان بودند.
احمد در فیلم های فرهادی یک جور قهرمان پنهان است. بیشتر راوی و ناظر است. قرار است قاضی باشد که حرف همه را می شنود و قضاوت نمی کند. احمد «درباره الی» سنگ صبور سپیده است. مواقع اختلاف همه را آرام می کند. اوست که بیشتر از همه درگیر ماجرای الی می شود چون قرار است که الی تبدیل به بخشی از زندگی اش شود و با این همه اوست که کمتر از همه درباره الی می داند.
احمد در «گذشته» باز هم مردی است که قرار است فیلم ماجرای او باشد با زنی که می خواهند از همه جدا شوند اما از جایی به بعد او به حاشیه رانده می شود. قصه همه اش زندگی پیچیده زن است و احمد که خاموش با بچه ها حرف می زند و آرامشان می کند و سعی دارد از خلال حرف های زن حقیقت را کشف کند.
خود فرهادی درباره حضور دوباره کاراکتری به نام احمد در فیلمش در گفت و گویی با ماهنامه تجربه می گوید: «احمد کسی است که درباره گذشته اش کمتر از بقیه می دانیم و به نظرم رسید کسی که «درباره الی» را هم دیده می تواند تصور کند گذشته شخصیت احمد همان چیزی است که بخشی از آن را در فیلم «درباره الی» دیده. این دو کاراکتر خیلی شبیه به هم اند. انتخاب اسم احمد اصلا به خاطر ارجاع به «درباره الی» بود. سعی کردم این ارجاع خیلی ظریف شکل بگیرد نه اینکه نعل به نعل احمد «درباره الی» و احمد «گذشته» یکی باشند.»

خانه ویران
فرهادی بیش از این سه گانه اش هم موتیف خانه به هم ریخته را در فیلم هایش داشته است. حتی در قامت فیلمنامه نویس هم به این موضوع توجه داشته: «کنعان» را به یاد بیاورید که اصلا با سکانس چاه گرفته شروع می شود و آن خانه خراب طبقه پایین که رنگش می زنند و هر بار آسانسور جلوی آن می ایستد.
در «چهارشنبه سوری» پس رابطه پرآشوب و زندگی در حال فروپاشی زن و آن فضای شک و تردید، خانه به هم ریخته را داریم که به بهانه خانه تکانی شب عید همه چیز در آن جمع شده است و شبیه یک بازار آشفته است. ویلای «درباره الی» که تقریبا مخروبه است و حالا خانه پر سر و صدا و نامرتب «گذشته» که دارند آن را رنگ می زنند. این وسط قوطی رنگ هم روی زمین برمی گردد.
خانه آشفته و درهم به نظر می رسد و باز هم لوله های گرفته آب، نشان از روابط کدر و آشفته شخصیت ها دارد. برای فرهادی، محل سکونت انسان ها، در واقع بیانی دیگر از نمایش تفکر و درونیاتشان است. این شخصیت های مضطرب و آشفته نمی توانند در خانه های مرتبی زندگی کنند.
حتی در «جدایی نادر از سیمین» که خانه تقریبا مرتب به نظر می رسد، صحنه اسباب کشی و بردن پیانو از راه پله های خانه باز هم تاکید دیگری است بر جابجایی که فکر اصلی قهرمان زن داستان است. بعد در داخل خانه باز هم المان هایی هستند که فرهادی روی آنها تاکید بیشتری دارد. مثل «راه پله» که هم در «جدایی» و هم در «گذشته» نقش کلیدی در خانه داشتند.

بچه های کوچک

طبیعی است که وقتی فیلمسازی درباره خانواده فیلم می سازد. بچه ها هم یکی از المان هایی باشند که در آثارش تکرار می شوند اما در فیلم های فرهادی بچه های کوچک کمی بیشتر از یکی از اعضای خانواده نقش دارند. در «درباره الی» آن پسرک آرش است که با افتادن توی آب همه را به دردسر می اندازد و بعد هم اوست که موقع آمدن نامزد الی همه نگران توجیه کردنش هستند.
در «شهر زیبا» که حتی قبل از «چهارشنبه سوری» که می تواند مقدمه سه گانه آخر فرهادی باشد، ساخته شده. آن بچه کوچک نواری برای وصل دختر و پسر جوان است. در «جدایی نادر از سیمین» بهانه اصلی دختر نوجوان خانواده است که دلیل مهاجرت می شود. بعد هم اوست که ناظر ماجراهاست و می خواهد حقیقت و دروغ اتفاقی را که افتاده کشف کند.
در «گذشته» که اصلا بخش زیادی از فیلم بر دوش کودکان فیلم است. در ابتدای امر این پسربچه است که نشان از حضور مرد دیگری در خانه دارد. اوست که اولین بار به طور غیرمستقیم هرج و مرجی را که در خانواده وجود دارد، نشان می دهد و باز هم او نقش ناظری را دارد که شاهد اصلی گره فیلم یعنی خودکشی مادرش بوده است. البته کوچکتر از آن است که در پی حقیقت یا دروغ ماجرا باشد. فقط پی آرامش و ثبات زندگی اش است.

کنار ریل
نیازی به توضیح ندارد. در «گذشته» چندین بار از پنجره خانه عبور قطار را می بینیم. در «شهر زیبا» که اصلا خیلی از نماها ریل های راه آهن را نشان نمی دهد. خود فرهادی در کنفرانس مطبوعاتی فیلمش در شصت و ششمین جشنواره فیلم کن در پاسخ به اینکه «چرا خانه این فیلم در کنار ریل راه آهن واقع شده و یک خانه قدیمی انتخاب شده است؟» بیان کرد: «این ویژگی، اشاره ای به زمان و گذشته است. قطار نشانه ای از گذشت زمان و قدیمی بودن خانه به تم موجود در فیلم برمی گردد. البته خانه را در کنار شهر انتخاب کردم چون نمی خواستم معماری توریستی پاریس در فیلم غالب شود.»
کارگردان «گذشته» سپس از کارکرد ریل راه آهن در فیلم دیگرش با نام «شهر زیبا» یاد کرد و گفت: «آن خانه نیز در کنار ریل راه آهن بود اما کارکرد ریل راه آهن در فیلم «گذشته» با کارکردش در «شهر زیبا» فرق می کند.»
راه آهن در کشورهای اروپایی بیشتر بر وجهه شهری و رفت و آمدهای سریع و گاهی پیشرفت تاکید دارد درحالی که در ایران خانه کنار راه آهن، مانند فیلم «شهر زیبا» بیشتر به خاطر لوکیشن و صدا و جلوه بصری اش و البته نمایش فقر مورد استفاده قرار می گیرد. راه آهن فیلم «گذشته» یادآور یک مسیر دوطرفه بین گذشته و آینده افراد است.

حمام
در «چهارشنبه سوری» آنچه از هدیه تهرانی یک ستاره ساخت و بازیش را متفاوت با تمام نقش هایش تا به آن روز کرد. سکانسی بود که در حمام اتفاق می افتاد. وقتی بالاخره مژده همه بغض و غصه اش را از شکی که به شوهرش دارد در نهایت استیصال در گوشه آرام حمام خالی می کند و اشک می ریزد. هدیه تهرانی در آن لحظه آنقدر شکننده و ظریف تصویر می شود که فراموش می کنیم همان بازیگری است که در همه نقش های قبلی اش به خاطر اقتدار زنانه مورد ستایش قرار گرفته بود.
در «جدایی نادر از سیمین» یکی از تلخ ترین و غم انگیزترین سکانس ها صحنه ای است که پدر نادر پشت در حمام نشسته و نادر محکم به در می کوبد و پدر نمی تواند در را باز کند. یکی از عاطفی ترین لحظات فیلم هم در حمام شکل می گیرد وقتی نادر با محبت تمام مشغول شستن پدرش است.
همین موقعیت آخر را در فیلم «گذشته» به شکل دیگری داریم. این بار پدر، پسرش را به حمام می برد و در حین حمام کردن رابطه سمیر با پسرش عمیق تر می شود. این اولین صحنه ای است که ارتباط پدر و پسری آنها را آنقدر نزدیک و دوست داشتنی می بینیم. برخلاف آشپزخانه که بعدا به آن اشاره می کنیم و نماد هرج و مرج است. حمام در فیلم های فرهادی گوشه امنی است که قهرمان هایش می توانند به آن پناه ببرند.

آشپزخانه
قبلا گفتیم که خانه چه نقش مهمی در فیلم های فرهادی بازی می کند اما چند قست از لوکیشن های خانه هستند که اهمیت بیشتری دارند. دلیل هم دارد. مثلا از آنجا که قهرمان «درباره الی» یا «چهارشنبه سوری» یا «گذشته» زن ها بودند، یکی از این لوکیشن ها آشپزخانه است. به هر حال وقتی قهرمان قصه ات زن باشد یعنی کسی که بخشی از وقتش را در قسمتی از آشپزخانه می گذراند: قلمرو اختصاصی او. این البته میان کاراکترهای زن ایرانی بیشتر دیده می شود.
در فیلم های فرهادی بخش مهمی از زمان کنار هم بودن کاراکترها در آشپزخانه می گذرد. آشپزخانه اوپن «چهارشنبه سوری» که مثل یک ماوا و پناهگاه برای مژده است. آشپزخانه «درباره الی» جایی که آدم ها دور هم جمع می شوند تا قضاوت کنند، دعوا کنند یا تصمیم های مهم برای ادامه ماجرا را بگیرند و دست آخر آشپزخانه فیلم «گذشته» که کارکرد آن تفاوت چندانی با آشپزخانه های ایرانی در فیلم های فرهادی ندارد. سه ضلع مثلثاولین بار در آشپزخانه با هم ملاقات می کنند درحالی که احمد مشغول درست کردن یکی از لوله های گرفته است.(باز هم نشانی از کدر و کثیف بودن روابط انسانی). در فضایی ملتهب سمیر و احمد در حضور ماریان با یکدیگر آشنا می شوند.

چمدان

در «جدایی نادر از سیمین» اتفاق با بستن چمدان سیمین شکل می گیرد. سیمین وسایلش را جمع می کند تا از خانه برود و این وسط حواسش هست که نوار کاست های نادر کدام است و مطمئن شود فقط چیزهایی را می برد که متعلق به خودش است. مفهوم چمدان در کارکردش مستتر است: وسیله سفر، رفتن، رهایی، گریختن. چمدان مژده و بقیه اعضای خانواده در «چهارشنبه سوری» هم چنین کاربردی دارد.
مژده نسبت به ادامه زندگی اش مردد است. سفر و دور شدن از آن خانه می تواند فرصتی برای رهایی اش باشد تا تصمیم درست را بگیرد. در جریان «درباره الی» چمدان تنها کلید امید بقیه شخصیت هاست تا شاید بتوانند درون آن چیزی پیدا کنند که به الی مربوط باشد و ردی از او پیدا کنند.
در «گذشته» البته چمدان کمتر رمزآمیزتر است. احمد مسافر است و طبیعی است که چمدانش را به همراه داشته باشد. اما باز هم فرهادی در چند سکانس تاکید زیادی روی چمدان دارد: اول وقتی چمدان احمد می رسد و قفلش شکسته، بعد وقتی بچه ها به خاطر برداشتن سوغاتی هایشان از چمدان احمد توبیخ می شوند ودست آخر هم وقتی احمد چمدان های قدیمی اش را پیدا می کند تا وسایلش را در آنها بگذارد. این همه تاکید روی چمدان شاید به خاطر نشان دادن این موضوع است که احمد از گذشته ماریان به حال سفر کرده و باز هم می خواهد در سفر تنهایش بگذارد.
روزنامه هفت صبح