نصرالله تاجیک در وب سایت دیپلماسی ایرانی نوشت: به نظر میرسد یک مقایسه تطبیقی با سالهای پیش در این زمینه، میزان حجم مشکلات داخلی ، منطقه ائی و حتی بین المللی که به بغرنج تر شدن اوضاع انجامیده است و عدم انعکاس وسیع رسانه ائی، نطق امسال رئیس‌جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل از دیدگاه مفهومی و همچنین اجرائی و عملیاتی دارای عناصر ویژه‌ای نبوده و کلا سخنرانی قوی و دارای بردی ارزیابی نمی‌شود.

واکاوی دلایل این امر را به سایر متخصصین بین رشته ائی و ..واگذار میکنم. یا در اثر فشارهای مخالفین دولت خسته و منفعل شده و یا برای جلوگیری از حمله بیشتر مخالفین با احتیاط برخورد میکند که گزک دست آنها ندهد. اگرچه نقش اصلی مخالفین نقادی است اما خسته شدن دولت حداقل در سیاست خارجی به نفع کشور و حکومت نیست و در سیاست داخلی نیز ممکن است به کاهش سطح خدمات دولت به شهروندان بیانجامد و در مجموع در راستای تامین حداکثری منافع ملی نیست.

این یک امر پذیرفته شده است که هر رسانه ای بر اساس سیاست های خود به انعکاس موضوعات مورد علاقه اش می پردازد. اما رسانه ها نیز به دلیل اینکه دنبال شنونده بیشتر هستند، چاره ای جز آنکه سعی کنند مطالب جذاب برای طرفدارانشان را ردیابی و منعکس کنند، ندارند. انعکاس نداشتن وسیع سخنان رئیس جمهور در مجمع عمومی هفتاد و یکم سازمان ملل در سال جاری می تواند ناشی از از این باشد که سخنرانی امسال خلاف سال های گذشته حاوی نکات جذاب برای جامعه جهانی نبوده است.

به نظر می رسد تهیه کننده (گان) برآورد درستی از وخامت اوضاع کنونی منطقه و رودررویی قدرت های بزرگ در خاورمیانه و روند آتی خاورمیانه نداشته که با وجود اهمیت گسترش تروریسم در منطقه بی دلیل به توضیحات واضحات پرداخته و حدود نیمی از وقت را به آن تخصیص داده بدون آنکه مسببین اصلی یعنی سیاست های آمریکا و همپیمانانش سرزنش شوند. از جهت مقایسه چهار متن سخنرانی رئیس جمهوری می توان ادعا کرد که نطق آخر از دیدگاه مفهومی و همچنین اجرائی و عملیاتی دارای عناصر ویژه ای نبوده و کلا سخنرانی قوی و دارای بردی ارزیابی نمی شود.

 یعنی هم نسبت به سال های گذشته قوی نبود و هم در مقایسه با حجم مشکلات منطقه ای و بین المللی موجود که شرایط را بحرانی کرده است، فاقد عناصر گفتمان ساز بود. جهان به سمت رودررویی قدرت های بزرگ به پیش می رود و منطقه به سمت قطبی شدن و احتمال درگیری های بیشتر و فراتر از درگیری های کلامی اگر کنترل نشود، بین قدرت های منطقه ای همچون ایران و عربستان نیز منتفی نیست.

در صحنه منطقه ای طی پنج سال گذشته و با آغاز بهار عربی، سیاست ها و روش های خصمانه عربستان یکی از همپیمانان اصلی آمریکا در خاورمیانه که از سوبسید بی دلیل این دولت سوءاستفاده می کند و نسیم بهاری متوحشش کرده و برای پیروزی در جنگ قدرت داخلی نیاز به دشمن سازی دارد، باعث تکثیر سلولی تروریسم و گسترش ناامنی جهانی شده است. اما در مقابل این تحولات پر درد عربستان، خوشبختانه دولت یازدهم در ایران یک روند جدیدی در تعامل در سیاست خارجی با منطقه و دنیا در پیش گرفته است که می تواند از آلام مردم منطقه بکاهد. این رویکرد ناشی از فهم تحولات بین المللی در اجرای سیاست خارجی و حوزه نظریه پردازی هر چند به طور ضعیف بود.

اما همزمان در طی سه سال گذشته تحولاتی در صحنه بین المللی روی داد که با توجه به سیاست تعاملی ایران مصالحه جای عناد ورزی را گرفت و نتیجه آن برجام شد. به هر صورت نمی توان کتمان کرد که کلیه تحرکات سیاست خارجی ایران در طی این دوران تحت تاثیر مذاکرات ایران و غرب برای ساماندهی مشکلات ناشی از فعالیت های هسته ای ایران بود ولی الان که وزنه از پای سیاست خارجی ایران کنده و برداشته شده است، خود عاملی شده است برای ترس و وحشت بی دلیل سعودی ها!

بنابراین در مقابل نقش سازنده ایران در سه سال اخیر، بی شک عربستان نه تنها در تخریب روند تحولات منطقه ای و ممانعت از تن دادن کشورها به خواست مردم (یمن و بحرین) بلکه تاثیرات سیاست و حکومت در این کشور در گسترش تروریسم (کمک به داعش و سایر گروه های تندرو) همچنان به عنوان عاملی مخرب، واگرا و تشنج آفرین عمل می کند. متاسفانه سیاست های نادرست آمریکا در منطقه نه تنها نتوانسته از تداوم سیاست های تخریبی عربستان جلوگیری کند، بلکه روند شهروندسازی در خاورمیانه و توجه به خواست مردم منطقه را نیز دچار رکود و فراموشی کرده است.

 به گونه ای که می توان ادعا کرد در پی این نقش مخرب سیاست های آمریکا و همپیمانان منطقه ای اش در خاورمیانه دیکتاتوری منطقه ای با لیبرالیسم غربی در خاورمیانه بهم رسیده اند و فرزند نامشروع چنین پروژه ای شروع و تداوم جنگ نیابتی در سوریه و اثرات آن بر منطقه و غرب است. جا داشت این نکات در سخنرانی رئیس جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل گنجانده و به وضوح اشکالات سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه بیان و نقد می شد.