حالا با تصمیم بریتانیا درباره خروج از اتحادیه اروپا هیچ کس نمی‌داند که چه کار باید بکند و چه اتفاقی قرار است بیفتد. این اتحادیه چگونه باید مردم را به این پروژه که فهم آن سخت و دشوار است، علاقه‌مند کند؟ آیا این اتحادیه بابت این بحران مقصر است در زمانیکه بسیاری از مردم از دولت‌هایشان ناراضی هستند؟

در طرف دیگر، یونانی‌ها احساس می‌کنند به حاشیه کشانده شده‌اند چون مردم این کشور از سیاست‌های سخت اصلاحات اقتصادی در عذابند و ایتالیا و آلمان به این مساله فکر می‌کنند که ریاضت اقتصادی ضرورت دارد یا خیر. همچنین مجارستانی‌ها هم به دنبال برگزاری رفراندومی درباره وضعیت مهاجران هستند.

همگی اینها دست در دست هم داده‌اند تا اتحادیه اروپا وارد یک برزخ شود.

درحالیکه دیوید کامرون، نخست وزیر انگلیس به خاطر بریگزیت از سمتش استعفا کرده اما در بروکسل که مقر اصلی اتحادیه اروپاست، کسی برکنار نشده و از سمتش کناره گیری نکرده است. رییس شورای اروپا، ژان کلود یونکر بیش از سایرین در این بلوک به انتقاد کشیده شده است. او و کمیسیونرهای سیاست گذارش به صورت دائمی مورد انتقاد قرار می‌گیرند و از آنها به عنوان افرادی غیرمنتخب یاد می‌شود که در نهادی بروکراتیک فعال هستند و قوانین پوچ و بیهوده برای مردم عادی وضع می‌کنند.

علاوه بر کشورهایی که خیلی پیشتر به عضویت اتحادیه اروپا در آمدند، کشورهای جدیدتر از مرکز و شرق اروپا نیز که در 2004 عضو شدند،‌ احساس می‌کنند که به حاشیه رانده شده‌اند. آنها فکر می‌کنند کشورهای قدرتمند اروپایی چون آلمان و فرانسه و سایر نهادها در اتحادیه اروپا کارها را به آنها دیکته می‌کنند. آنها براین باورند که رفراندوم بریگزیت زنگ بیدار باشی برای کشورهای اتحادیه اروپا به منظور ایجاد اصلاحات است.