سخنان اخیر پوتین در خصوص تحریمهای غرب علیه مسکو شوک سختی به برخی مقامات اروپایی وارد ساخته است. در حالی که برخی منابع اروپایی از احتمال لغو تحریمهای روسیه در سال 2016 میلادی خبر می دهند، رئیس جمهور روسیه بقای این تحریمها را به هیچ عنوان بر نتافته و آن را دستمایه ای مبنی بر تشدید تنشها میان کاخ کرملین و اتحادیه اروپا می داند.

از سوی دیگر، ولادیمیر پوتین دعوت آلمان مبنی بر شرکت در کنفرانس امنیتی مونیخ را رد کرده است . اگرچه رئیس جمهور روسیه در این معادله صدر اعظم آلمان را فردی قابل اعتماد دانسته است، اما رفتار پوتین در عدم پذیرش دعوت ژرمنها نشان می دهد وی قصد ندارد بدون دلیل امتیازی را به مقامات اروپایی در بحبوهه منازعه اخیر دهد. پیام رفتار و گفتار پوتین برای مقامات اروپایی در برهه فعلی کاملا مشخص است. رئیس جمهور روسیه از اروپای واحد خواسته است تا رفتارهای پارادوکسیکال خود را در قبال مسکو کنار گذاشته و بر روی یک خط مشی واحد یعنی "تعامل با مسکو" تکیه کنند. این در حالیست که کشورهای انگلیس و آلمان و فرانسه این مشی را در سال 2015 میلادی در پیش نگرفتند. همچنین برخی کشورهای اروپایی نظیر لهستان نیز با پذیرش موضوع خطرناک گسترش ناتو به شرق و استقرار نیروهای ناتو در شرق اروپا خطای راهبردی بزرگی را مرتکب شده اند. در چنین معادله پیچیده ای اروپای واحد نمی تواند تعیین کننده کل ماجرا باشد!

واقعیت امر این است که 22 عضو اتحادیه اروپا هم اکنون در ناتو نیز عضویت دارند. به عبارت بهتر، سییاستهای ناتو و اتحادیه اروپا با یکدیگر گره خورده است. در این میان نمی توان میان میلیتاریسم و سیاست جمع پذیری معقول و متناسبی برقرار کرد. حداقل ناتو و اروپای واحد در این زمینه خود را ناتوان نشان داده اند. مقامات اروپایی اخیرا تحت تاثیر القای ایالات متحده آمریکا و انگلیس تحریمهای روسیه را تشدید کرده اند. حتی کشور آلمان نیز در این خصوص کار چندانی صورت نداد و در آخر خود نیز به یکی از قطعات تکمیل کننده پازل ایالات متحده تبدیل شد.

رئیس جمهور روسیه هم اکنون پیام قاطعانه ای را خطاب به مقامات اروپایی ارسال کرده است. او در صدد است معادله ای که اروپا در صدد بوده است آن را به صورت یک طرفه و تعیین کننده بچیند به معادله ای دو. طرفه تبدیل کند. به نظر می رسد پوتین در این خصوص موفق بوده است زیرا حتی مخالفان مسکو نیز در یافته اند که بیش از این تشدید تحریمهای مسکو نمی تواند سیاستس سازنده در قبال کاخ کرملین باشد.

سال 2016 میلادی می تواند سال تشدید منازعه اروپای واحد و روسیه و یا سال حرکت این دو به سوی رفع منازعات باشد .در این میان رفتارهای اروپای واحد در قبال مسکو تعیین کننده خواهد بود. رفتارهایی که اگر با سوء رفتار جایگزین شود برای اتحادیه اروپا و حتی منطقه یورو هزینه بر خواهد بود. منازعات میان دو طرف همچنان در اوکراین به قوت خود باقیست و حل بحران ناتو نیز بدون تسلیم شدن ناتو امکانپذیر نیست. ناتو و اتحادیه اروپا هر دو در شکل دهی و استمرار بحران اوکراین نقش مستقیمی ایفا کرده اند.

از سوی دیگر، پیگیری سیاستهای ناتو مبنی بر گسترش به شرق اروپا نیز می تواند مولد بحرانهایی دیگر در مناسبات مسکو و غرب باشد. ناتو تاکنون اقدامی در راستای تجدید نظر در سیاست گردش به شرق خود ایجاد نکرده است. این در حالیست که سرگی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه در سال 2015 میلادی تاکید کرد که استمرار این سیاست می تواند منتج به تغییر نقشه ژئو استراتژیکی اروپای واحد شود. بدیهی است که در این میان بازی ناتو و اتحادیه اروپا پیوسته و یکسان است و مسکو نیز تفکیکی میان این دو قائل نیست.

احساس نیاز اتحادیه اروپا به روسیه به عنوان بازیگری تعیین کننده در نظام بین الملل نیز موضوعی نیست که به سادگی بتوان از کنار آن گذشت. حل بحرانهای امنیتی در حوزه نظام بین الملل یکی از این مجاری و حوزه های نیاز اروپا به مسکو محسوب می شود. در این خصوص اروپا نمی تواند میان فواید ارتباط با مسکو و تقابل با کاخ کرملین جمع جبری ایجاد کند! حال باید دید که در سال 2016 میلادی مناسبات روسیه و اتحادیه اروپا و متقابلا مسکو و ناتو به کدام سمت و سو پیش خواهد رفت. معادله ای که به نظر می رسد حل و فصل آن چندان ساده نباشد.