به گزارش ملت ایران به نقل از خبرآنلاین او به عنوان عضو هیات مدیره استقلال، اولین قهرمانی استقلال در لیگ برتر را همراه با امیر قلعه نویی و حسین قریب جشن گرفت. جشنی که در روزهای واگذاری استقلال به وزارت رفاه گرفته شد اما چندی بعد همین عبدالرضا مصری بود که با رسیدن به صندلی وزارت رفاه اعلام کرد استقلال را نمی خواهد تا یکی از بدترین روزهای این تیم رقم بخورد. حذف تلخ از لیگ قهرمانان آسیا در همان سال اتفاق افتاد. مصری در این گفت و گو با خبرآنلاین؛ از آن تصمیمش و البته و از ناپاکی های فوتبال می گوید.

*فکر می کنم خود شما می دانید که چه سوالی می خواهم بپرسم.

من اگر علم شما را داشتم الان رمال می شدم و کلی درآمدم بود!

*سوال ما درباره استقلال است.

استقلال چیز خوبی است.

*منظور ما باشگاه استقلال است.

باشگاه فقط استقلال نیست آن هم مثل بقیه کارهای ما است. باید بگویم که تاثیرات رفتارهای ما در بخش ورزش و هنر وقتی با بداخلاقی همراه می شود باعثمی شود تا همه بد اخلاق شوند. حالا یک فرد در مجلس است، یک فردی هم در مجلس است و یکی در دولت. در آنجا هم طاقت ها کم می شود. به نظر من بیشتر رقابت ها اثر گذار است. در مورد باشگاه داری باید بگویم تا زمانی که باشگاه ها از طریق دولت تغذیه می شوند و همین طور پول خرج می کنند مطمئن باشید که ما به ورزش حرفه ای نخواهیم رسید. در شرایط فعلی از حرفه فقط حرف " ح " را به اشتراک داریم. ما می گوییم حرفه ای اما هیچ گونه بوی حرفه ای از کارها بلند نمی شود.

*چرا؟

چون پول دولتی واریز باشگاه ها می شود. انصافا این پول ها متناسب با آن چیزی که حاصل می شود نیست. به اضافه اینکه در آن دلالی ها و رمالی ها هم دیده می شود. اگر این مشکلات اصلاح نشود ما به جایی نخواهیم رسید. من یکی از شرط هایم برای آقای رییس جمهور پس از اینکه به وزارت رفاه رفتم این بود که استقلال از زیر مجموعه این وزارت خارج شود و سازمان تربیت بدنی برگردد. روز دوم حضورم در وزارت این اتفاق افتاد، چون کار من این نبود. من بر این عقیده بودم که نباید از پول کارگرها و بازنشسته ها صرف امور ورزش است. البته اصلاح می کنم صرف ورزش شود آن هم ورزشی که به بازنشسته ها، کارگرها و آنها که در بهزیستی هستند ربط داشته باشد. من سوال می پرسم که تیمی مثل استقلال چه سودی برای کارگرها و بازنشسته ها دارد؟ هیچ چیز. به همین دلیل در تفاهمی با آقای علی آبادی استقلال را از وزارت رفاه جدا کردیم. اگر باشگاه ها خصوصی شوند دیگر این مشکلات به وجود نمی آید و این بازی ها هم وجود ندارد.

*اما باشگاه ها فقیر تر از آن هستند که بتوانند خصوصی شوند؟

اصلا هم فقیر نیستند. اگر فقیر هستند پس این قراردادهای میلیاردی را چطور می بندند؟ اگر فقیر هستند این مربی های چند میلیون دلاری را از کجا می آورند؟ ما باید پایمان را به اندازه گلیمی که داریم دراز کنیم. زمانی مربیان خارجی را به ایران می آوردیم که در آسیا جایگاه ویژه ای داشتیم اما حالا در کجای آسیا هستیم؟ ما آقای مایلی کهن را داشتیم و به دلایلی ایشان را حذف کردیم. زمان بازی با استرالیا از ویرا پرسیدند که شما چه کار کردید؟ گفت از بازیکنانم خواستم هر کاری بلندند در زمین انجام بدهند. ما با مایلی کهن به جام جهانی رفتیم اما خیلی ساده او را کنار گذاشتیم.

*اما ما با آقای مایلی کهن که به جام جهانی نرفتیم!

چرا دیگر. مگر استرالیا را نبردیم و رفتیم جام جهانی؟

*ما در زمان مایلی کهن به قطر باختیم و از صعود باز ماندیم. تیم هم شرایط خوبی نداشت. اختلاف بود و…ویرا که آمد از مسیر پلی آف به جام جهانی رسیدیم.

در هر صورت ما به جام جهانی رفتیم. حالا من از شما سوال می کنم که بعد از آن ما میلیاردی خرج کردیم اما چه زمانی به جام جهانی رفتیم؟

*سال ۲۰۰۶ با برانکو.

شاکله کدام تیم بود؟

* تیمی که سال ۲۰۰۲ برانکو در بازی های آسیایی ایران را قهرمان کرد. البته چند بازیکن هم مثل دایی و مهدوی کیا از تیم قبلی مانده بودند.

شاکله همان شاکله است.

*جواد نکونام، محمد نصرتی، ابراهیم میرزاپور، علی بداوی، ایمان مبعلی، رحمان رضایی، آرش برهانی و … این ها اصلا در تیم مایلی کهن جایی نداشتند.

حالا به هر حال. من می گویم علم روز در اختیار مربی خارجی نیست. در علم پزشکی حتما باید دکتر از خارج بیاوریم؟ دکترهای ما می روند خارج، تحصیل می کنند و بر می گردند. ما باید یک بارهزینه کنیم و مربیان خود را به خارج بفرستیم تاعلم روز را کسب کنند و برای مان بیاورند.

*شما می گویید این تیم ها نباید از بودجه دولتی استفاده کنند اما مثلا خود مجلس هم هیچ گامی بر نمی دارد که این تیم ها خصوصی شوند.

دولت اگر لایحه بیاورد در مجلس تصویب می شود. این مسئولیت با وزارت ورزش است. چون ما اجازه نداریم طرحی بدهیم که بار مالی داشته باشد. من نمی توانم بگویم فلان زمین برای فلان باشگاه باشد اما وزارت ورزش می تواند و خصوصی سازی به معنی واقعی انجام می شود. البته نه تنها استقلال و پرسپولیس بلکه تمام باشگاههای ما باید یک روز این کار را انجام بدهند. هر چه دیرتر این اتفاق بیفتد وضع بدتر می شود. خصوصی سازی مهم ترین ویژگی ای که دارد این است که زد و بندها را جمع می کند. آن وقت می بینید که تیم های مقتدر و حتی بدون نام در کشور ظهور می کنند. الان هر بازیکنی که بخواهد در تیمی بازی کند باید ده میلیون تومان پول بدهد. اسم بازیکنان بد در رفته است که پولهای کلان می گیرند اما باید بگویم که بازیکنان بر اساس شایستگی هایشان پول نمی گیرند.

*پول بدهد. متوجه نشدم؟

بله پول زیر میزی برای بازیکن شدن. بگذار برایت یک خاطره از دوره ای بگویم که خودم در فوتبال مسئولیت داشت. یکی از بازیکنان عضو تیم جوانان مان پیش من آمد و گریه کرد. می گفت در تیمش مسابقه ای گذاشته بودند بین تیم جوانان و بزرگسالان. در این مسابقه دوستانه تیم جوانان سه گل به بزرگسالان می زند که دو گل از این سه گل را این بنده خدا می زند. بعد از بازی برادر آقای مربی پیش این بازیکن می آید و می گوید اگر می خواهی در تیم بزرگسالان بازی منی باید ۱۵ میلیون تومان پول بدهی. بازیکن بنده خدا هم که چدرش کارگر شهرداری بوده است چنین پولی نداشته است. او تعهد می دهد که فعلا این پول را ندارد اما هر چه قرارداد ببندد ۸۰ درصدش را به آنها می دهد که قبول نمی کنند. تازه منت هم می گذارند که چون پسر خوبی بوده ای گفته ایم ۱۵ میلیون تومان اگر نه چند نفر هستند که حاضرند ۳۰ میلیون تومان بدهند و برای تیم بازی کنند.

*آیا شده در این مدتی که در مجلس بوده اید(چون باب است و کسانی از همکاران شما هستند که این کار را انجام می دهند) نامه ای بدهید برای اینکه بازیکنی برود و در یک تیم بازی کند؟

حتی یک مورد. البته مراجعه کننده داشته ام. به او گفتم آخر من شناحتی ندارم که بخواهم چنین کاری بکنم. من که همه فوتبالیست ها را نمی شناسم تا تشخیص بدهم شما بهتر ازآنها هستید، حتما آنجا تستی می گیرند. هر کس از من چیزی دارد با هزینه خودم چاپ کند. حتی زمانی هم که در هیئت مدیره استقلال بودم از این کارها نکردم. اگر یک مورد تلفنی، کتبی و.. از این کارها کرده باشم هزینه اش را خودم می دهم چاپش کنید. کار من این نیست.

*سوال آخر در شرایط جدید ورزش ایران است. به لطف نهادهای بین المللی شانس آوردیم، هم فدراسیون و هم کمیته ملی المپیک انتخابتشان می افتد بعد از ریاست جمهوری. این یک اتفاق خوب برای ورزش ایران است.

مثبت می شود به امید خدا. یک احساسی می گوید شرایط خوب می شود. وقتی احساس می آید عقل تعطیل است. الان هم عقل ما تعطیل است و احساس دارد حرف می زند.