دور دوم مذاکرات هسته ای میان ایران و گروه ۵ + ۱پس از اغاز بکار دولت یازدهم در ژنوپایتخت سوئیس با یک روز بیشتر از زمان پیش بینی شده پایان یافت و قرار شد دور بعدی مذاکرات در ۲۰ نوامبر برابر با ۲۹آبان ماه در همین مکان از سر گرفته شود.

هر چند از قبل نیز گفته شده بود که مذاکرات هسته ای ایران بین ۶ماه تا یک سال وقت خواهد برد تا به نتیجه برسد اما در دوم مذاکرات بخصوص در روز روز دوم آن پیشرفت ها به حدی غیر

منتظره شد که وزرای امورخارجه ۶ کشور نیز برنامه های عادی اشان را معلق کرده و به ژنو رفتند تا ضمن برطرف کردن موانع موجود در مراسم امضای موافقتنامه اولیه شرکت کنند که نقشه راه ۶ ماهه برای چارچوب مذاکرات ارائه می کرد.

اما این خوش بینی ها با سنگ اندازی لوران فابیوس وزیر امور خارجه فرانسه رنگ باخت. وی جدا از اینکه توافق صورت گرفته در آغاز مذاکرات مبنی بر محرمانه نگه داشتن محتوای مذاکرات و جزئیات طرح پیشنهادی ایران را افشائ کرد و بدین ترتیب به این توافق پایبند نماند بلکه در اظهاراتی غیر دیپلماتیک سنگ رژیم صهیوینستی و عربستان سعودی را به سینه زد و بیش از آنکه نمایندگی کشور متبوع خود را در این مذاکرات برعهده داشته باشد وجلوی ضرر بیشتر شرکت های نفتی و صنعتی فرانسه را از دست دادن بازار ایران بگیرد، برعکس به سخنگوی صهیونیست ها و سعودی ها تبدیل شد.

اگر مطالبی که فابیوس در این نشست بخصوص در روز پایانی آن مطرح کرد با درخواست هایی که نتانیاهو در دیدار با جان کری وزیر امور خارجه آمریکا قبل از عزیمت وی به ژنو مطرح کرده بود، مقایسه شود کاملا مشخص می شود که وی همان درخواست های نتانیاهو را مطرح کرده بود که حتی با استقبال کری هم روبرو نشده بود. درخواست های نتانیاهو از کری عبارت بوده اند از:

*توقف کار ساخت نیروگاه آب سنگین اراک که برای تولید پلوتونیوم به کار می رود؛

**توقف تولید اورانیوم در سطح ۲۰ درصد و انتقال ذخایر اورانیوم ۲۰ درصدی به خارج از ایران؛

*** تعطیلی تأسیسات هسته ای «فردو».

حمایت صریح فابیوس از این درخواست ها در حالی که همتای امریکایی و انگلیسی وی حداقل در این مقطع زمانی و در این بخش از مذاکرات اصراری بر آن ندارند حاکی از جابجایی نقش هاست و اگر تاکنون این امریکا بود که سنگ تل آویو را به سینه می زد اما اکنون فرانسه این نقش را برعهده گرفته است.

این در حالی است که در زمان ژاک شیراک این فرانسه بود که برای اولین بار از حق غنی سازی ایران سخن گفت و با این پیشینه ذهنی بود که دکتر روحانی در جریان سفر به نیویورک با فرانسوا اولاند رئیس جمهور این کشور ملاقات کرد و باز قبل از اغاز دور دوم مذاکرات در ژنو نیز باز دکتر ظریف به عنوان مسئول تیم مذاکرات به پاریس سفر کرد.

از این بحثدو نتیجه را می توان گرفت: نخست اینکه چون دشمنان و مخالفان حقوق هسته ای ایران و در راس آن ائتلاف صهیونیستی –سعودی به نقش محوری فرانسه در حل مسئله هسته ای ایران پی برده بودند تلاش های خود را بر تغییر رویکرد پاریس متمرکز کردند و با وعده و وعید در نهایت به موفقیت نسبی در این زمینه دست یافتند که به نظر می رسد در این معادله اسرائیل با توجه به نفوذ گسترده لابی های صهیونیستی در فرانسه - که بعد از امریکا قدرتمندترین لابی صهیوینستی در کشورهای غربی به شمار می رود - نقش " وعید " یا همان " چماق " و عربستان سعودی نقش " وعده " یا همان " هویج " را بازی کرده اندو این کاملا نشان می دهد که موضع گیری فابیوس در نشست ژنو به هیچ وجه با در نظر گرفتن منافع پایدار فرانسه صورت نگرفته است و چوب حراج زدن به اعتبار فرانسه در خاورمیانه و بخصوص ایران است و در صورتی که این رویکرد به سرعت اصلاح نشود موجب خواهد شد همان ذهنیتی که ملت ایران طی چند دهه گذشته به انگلیس و امریکا پیدا کرده بودند اکنون به فرانسه پیدا کنند و چه بسا شعار مرگ برفرانسه نیز سر دهند.

از اینرو فابیوس با تاثیر پذیری از مواضع نتانیاهو در اسرائیل و سعود الفیصل در عربستان در بازی کلان برد - برد در خاورمیانه که به ابتکار ایران صورت گرفته فرانسه را وارد بازی کرده است که در نهایت می تواند به باخت این کشور بینجامد چرا که هر دو طرفی که وی تخم مرغ های خود را در سبد آنها گذاشته جزو بازندگان تحولات خاورمیانه هستند.

احمد کاظم زاده

منبع: سیاست ما